موفقیت در سرمایه گذاری

 

برگزاری کلاسهای آموزشی انجام پایان نامه

نوآوری های سازمانی؛ استراتژی رقابتی و موفقیت در سرمایه گذاری

مطالعه موردی در تحقیقات سیستم های اطلاعاتی؛ شواهد کافی در زمینه سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS[1]) ارائه کرده اند که تاکنون از آنها به عنوان یک مزیت رقابتی استفاده شده است. در مقالات با موضوع رفتارهای سازمانی و مدیریت استراتژیک آمده است که ارتباط هایی بین عوامل محیطی، متغیرهای سازمانی، انتخاب های استراتژیک و نوآوری در شرکت وجود دارند. در این تحقیقات این حیطه ها را با هم ادغام کرده و بسط داده ایم تا بتوانیم روابط بین فضای نوآوری در یک سازمان را با اجرای استراتژی های سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS) و درصد موفقیت سرمایه گذاری ها بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS) و مشارکت عمومی کاربرنهایی را نشان دهیم. تحلیل ها نشان می دهند که توان خلاقیت یک سازمان تاثیرات چشمگیری بر استراتژی های تهاجمی شرکت برای سرمایه گذاری در زمینه تکنولوژی اطلاعات؛ درک موفقیت سرمایه گذاری ها بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS) و مشارکت کاربرنهایی در توسعه کاربردها دارد. از سوی دیگر؛ روابط چشمگیری بین استراتژی های سرمایه گذاری منتخب و سطح موفقیت وجود دارد.برگزاری کلاسهای آموزشی انجام پایان نامه

واژگان کلیدی: سیستم های اطلاعاتی استراتژیک، مزیت رقابتی، خلاقیت سازمانی، استراتژی رقابتی، موفقیت در سرمایه گذاری

 

شواهد بدست آمده از مطالعات موردی نشان می دهند که سازمان ها از سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS) برای ایجاد مزیت رقابتی استفاده می کنند. همچنین محققان بر اساس یافته های این مطالعات ؛ چارچوب های سرمایه گذاری ارائه کرده اند که ثابت می کنند سازمان ها با استفاده از استراتژی های سرمایه گذاری خاص ارائه شده در این چارچوب ها می توانند از مزیت های رقابتی برخوردار باشند. در این مقاله مراحل بعدی و منطقی از تحقیقات قبل را ادامه می دهیم تا چگونگی سرمایه گذاری های وسیع سازمان ها بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS) و موفقیت های حاصل از این سرمایه گذاری ها را نشان دهیم. همچنین قصد داریم روابط بین عملیات سرمایه گذاری بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS) و عوامل محیطی مثل توان خلاقیت پرسنل سازمان را بررسی کنید.

انجام پایان نامه

گزارشاتی که از مطالعات موردی و یافته های آنها بر روی برخی شرکت ها انجام شده است؛ از جمله Merrill Lynch ؛ American Hospital Supply( که اکنون به نام Baxter International‌خوانده می شود)؛ McKesson Drug و شرکت مسافرتی Rosenbluth باعث شده اند که برخی محققان چارچوب هایی را برای طبقه بندی و ایجاد فرصت های سرمایه گذاری استراتژیک سیستماتیک ارائه کنند (Porter 1980, 1985; McFarlan 1984; Clemons & Row 1987; Wiseman 1988). به غیر از مطالعات موردی که اغلب انجام می شوند و چارچوب های تئوری که ارائه می شوند؛ تحقیقات تجربی اندکی نیز برای تعیین عملیات سرمایه گذاری عمومی در شرکت ها و صنایع انجام گرفته اند. برای مثال؛ بررسی این حقیقت که شرکت ها تا چه میزان بر روی تکنولوژی های خلاقانه یا سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS) سرمایه گذاری کرده اند تا بتوانند از مزیت های رقابتی بهره مند شوند؟ آیا عملیات سرمایه گذاری عملی در طیف گسترده ای از شرکت ها را می توان بصورت یکی از چارچوب های تئوری فعلی دسته بندی کرد؟ این تحقیقات بر اساس نیازهایی شکل گرفته اند از جمله پاسخگویی به برخی پرسش ها در زمینه عملیات سرمایه گذاری عمومی در شرکت ها.

انگیزه ما در این تحقیقات کمک به یافتن پاسخ برای برخی پرسش ها است که عموما در تحلیل های مطالعات موردی قبل ارائه شده اند و عمدتا در خصوص توان خلاقیت پرسنل سازمان ها و پذیرش عملیات سرمایه گذاری بر خلاقیت ها در این سازمان ها می باشند. برای مثال؛ در بررسی عملیات سیستم اطلاعات استراتژیک در سازمان GTE؛ Rockoff‌ و همکاران (۱۹۸۵) دریافتند که اغلب مدیران اجرایی از تاثیرات احتمالی تکنولوژی های خلاقانه بر پروسه برنامه ریزی استراتژیک شرکت آگاهی ندارند مگر اینکه یک مشاور خارجی این مزایای احتمالی را برایشان شرح دهد. آیا این مسئله در سایر سازمان ها نیز صدق می کند؟ آیا مدیران اجرایی بخری از شرکت های رقابتی بزرگ جهان از سرمایه گذاری بر تکنولوژی های اطلاعاتی (IT[2]) به عنوان بخشی از استراتژی های رقابتی سازمان خود حمایت می کنند و یا سیستم های اطلاعاتی (IS[3])  هنوز بخشی از عملکردهای اولیه حمایت از سازمان ها محسوب می شوند؟‌  آیا مدیران اجرایی از سرمایه گذاری بر تکنولوژی های اطلاعاتی (IT) حمایت می کنند؟ مشارکت مدیران سیستم های اطلاعاتی (IS) در پروسه های برنامه ریزی استراتژیک تا چه حد است؟ روابط کلی بین فضای خلاقیت و سرمایه گذاری بر تکنولوژی اطلاعات در شرکت ها و صنایع مختلف هنوز بطور کامل مشخص نشده است.

در تحقیق حاضر؛ بررسی ها با کمک مدیر ارشد اطلاعات (CIO[4]) در ۲۵۱ شرکت رقابتی بزرگ انجام شده اند که در این شرکت ها از استراتژی های سرمایه گذاری عملی در زمینه تکنولوژی های اطلاعات در مواردی همچون ایجاد فضای خلاقیت، موفقیت در سرمایه گذاری هایی که تا آن زمان انجام شده اند؛ ارائه داده های توصیفی در زمینه عملیات محاسباتی کاربران نهایی در  استفاده شده است. خلاصه ای از پاسخ ها به پرسش های ناشی از این گونه گزارشات را در این مقاله ذکر کرده ایم؛ همچنین در یافته های ما برخی پاسخ های جالب به پرسش های فوق الذکر را نیز مشاهده می کنید. در این مقاله یک مدل برای هماهنگ سازی یافته های تحقیقات قبل با یافته های خودمان ارائه کرده ایم. اطلاعات استخراج شده بصورت تجربی مربوط به محققان و دست اندرکاران ؛ هر دو؛ می باشند. یافته های این تحقیقات به مسئولان ارشد بخش اطلاعات کمک می کنند تا استراتژی های سرمایه گذاری سیستم های اطلاعاتی را دقیق تر انجام دهند چون ما اطلاعاتی در خصوص تفاوت های استراتژیک بین شرکت ها و مشخصه های شرکت که بر استراتژی های مختلف تاثیرگذار هستند را نیز ارائه کرده ایم. یافته های تحقیقات حاضر می توانند چارچوب مناسب و مفیدی را به محققان ارائه کننده تا تحقیقات و برنامه ریزی های بعدی سازمان یافته تر انجام شوند؛ چون در اینجا ما متغیرهای مهم و تاثیرگذار بر استراتژی های سرمایه گذاری سیستم های اطلاعاتی را ارائه کرده ایم.

توسعه مفهومی

بسیاری از مدیران ارشد احساس می کنند که سرمایه گذاری ها بر روی تکنولوژی اطلاعات ارزش مالی ندارد. احساس آنها اینست که تکنولوژی اطلاعات نمی تواند نتایج مثبت داشته و اغلب مشکل ساز هستند (Vincent 1990). اما مطالب و مقالات زیادی در خصوص نقش تکنولوژی اطلاعات در توسعه استراتژی های رقابتی سازمان ها انتشار یافته اند(McFarlan 1981; Porter & Millar 1985; Wiseman 1988). اما اجرای موفقیت آمیز نوآوری های تکنولوژی اطلاعات فقط خریداری کردن نرم افزارها و سخت افزارهای گرانقیمت و بسیار پیچیده نیست بلکه فضای داخلی سازمان باید مشوق نوآوری و خلاقیت باشد.

انجام پایان نامه

فضای خلاقیت

در این زمینه Damanpour (1987) متغیرهای نسبتا مهم سازمانی تاثیرگذار بر پیش بینی نوآوری تکنولوژیکی و نوآوری های مولد تغییرات در محصولات و خدمات را معرفی کرده است. علاوه بر آن؛ قوه درک سازمان نسبت به تغییرات نیز یک عامل چشمگیر برای موفقیت در نوآوری های فنی معرفی شده است (Zmud,1984). قوه درک تغییرات- همانند بسیاری دیگر از متغیرهای سازمانی – تا حد زیادی بستگی به فرهنگ تولید در سازمان دارد؛ اصولا فرهنگ سازمان را اینگونه توصیف می کنند: “فرض ها و باورهای مشترک اعضاء هر سازمان” (Johnson 1992؛ صحفه ۲۹). به نظر می رسد که اساتید استراتژی و مدیران عامل متفق القول هستند که فرهنگ سازمانی بر موفقیت های استراتژی تاثیرگذار است و این حیطه نیازمند تحقیقات بیشتر می باشد (Zahra & Pearce 1992). در این مقاله؛ ما فقط به جنبه هایی از فرهنگ سازمانی می پردازیم که آن را فضای خلاقیت در سازمان می نامیم. هر چه یک سازمان خلاق تر باشد؛ قوه درک آن نسبت به تغییرات بالاتر است و همچنین احتمال موفقیت این سازمانی در استفاده از تکنولوژی اطلاعات و دستیابی به مزیت رقابتی بالاتر خواهد بود.

ارزش ها، نقش ها و مسئولیت های رهبران سازمان؛ نقش کلیدی و مهمی در پذیرش یا اتخاذ نوآوری های تکنولوژیکی دارد (Damanpour 1987). همچنین رهبران اغلب به عنوان شکل دهندگان اصلی مشخصه های سازمانی معرفی می شوند؛ برای مثال؛ آنها می توانند ساختار سازمان را تغییر داده یااصلاح کنند. در همه مقالات بر مشارکت مدیران برای توسعه سیستم های اطلاعاتی تاکید شده است علی الخصوص اگر شرکت ها بخواهند با استفاده از تکنولوژی اطلاعات به مزایای رقابتی دست یابند (Jarvenpaa & Ives 1991). درخواست مشارکت مدیران اغلب به معنای مشارکت در آموزش تفسیر می شود؛ احتمالا آنها باید فضایی را در شرکت تقویت کنندکه نوآوری را ترغیب می کند. از سوی دیگر؛ Ettlie & O’Keefe  ادعا کرده اند که شواهد گسترده ای در مقالات خلاقیت موجود است که دیدگاه ها و ارزش های اعضاء سازمان را نسبت به رفتارهای خلاقانه ثابت می کنند (Ettlie & O’Keefe 1982؛ صفحه ۱۶۴). در عین حال Jarpenpaa & Ives (1991)  اظهار داشته اند که مشارکت مدیران اجرایی را باید از جنبه های روانشناسی مطرح کرد نه جنبه های مشارکتی چون در این صورت احتمال موفقیت و بکارگیری تکنولوژی های اطلاعات بسیار قوی تر خواهد بود؛ برای مثال مدیران و کل سازمان باید فضای خلاقیت را تقویت کنند. این شیوه موثرترین راه برای کسب و حفظ مزیت های رقابتی با بهره گیری از تکنولوژی اطلاعات است.

اساتید استراتژی و مدیران عامل؛ روابط بین محیط رقابتی شرکت و استراتژی های سازمانی را یک حیطه بسیار مهم و نیازمند تحقیقات بیشتر معرفی کرده اند (Zahra & Pearce 1992). محیط می تواند اطلاعات کافی در اختیار مدیریت قرار دهد و از این اطلاعات برای اصلاح ساختار سازمان و پروسه های تصمیم گیری استفاده می شوند (Li & Litschert 1993). در عوض؛ تفاوت های ساختاری بین شرکت ها نیز بر چگونگی استفاده از تکنولوژی اطلاعات برای دستیابی به مزیت رقابتی تاثیر می گذارد (Clemons & Row 1987, 1988). همچنین Clemons & Rows (1991a)  اظهار داشته اند که پاسخ چگونگی کسب مزیت های رقابتی در اینست که آیا تکنولوژی اطلاعات را می توان برای ایجاد تغییرات در منابع استراتژیک استفاده کرد یا خیر. شناسایی و بهبود برخی منابع منحصر به فرد نشانگر شیوه مدیریت تهاجمی تر است ؛ برای مثال؛ تمرکز بر معیارهای کاهش هزینه ها.

از سوی دیگر؛ Miles & Snow (1978) چهار نوع سازمان استراتژیک را تعیین کرده اند: اکتشاف کننده، مدافع، تحلیلگر و واکنشگر. سپس Tavakolian (1989) از نوع شناسی ارائه شده توسط Miles & Snow   استفاده کرد تا روابط بین ساختار تکنولوژی اطلاعات و استراتژی رقابتی سازمان را بررسی کند. بر اساس تعاریف؛ اکتشاف کنندگان معمولا شرکت هایی هستند که استراتژی های رقابتی تهاجمی را اتخاذ می کنند؛ آنها پیشگامان توسعه هستند اما مدافعان شرکت هایی هستند که استراتژی های بسیار محتاطانه ای را برای رقابت اتخاذ می کنند؛ آنها بیشتر بر کاهش هزینه تمرکز می کنند(Tavakolian 1989). تحلیلگر ها معمولا تغییراتی کمتر یا کندتر نسبت به اکتشاف کنندگان را ایجاد می کنند و معمولا عملیات سرمایه گذاری آنها در حد متوسط می باشد؛ در حالیکه شرکت های واکنشگر در برنامه ریزی های استراتژیک مشارکت نمی کنند بلکه فقط نسبت به این برنامه ها به سادگی واکنش نشان می دهد. احتمالا از دیدگاه سرمایه گذاری بر تکنولوژی اطلاعات؛ شرکت های اکتشاف کننده و شرکت های مدافع برای تحقیق و بررسی جالب تر هستند چون آنها دارای دیدگاه های قطبی در برنامه ریزی های استراتژیک می باشند.

از سوی دیگر؛ Joyce & Slocum (1990) اظهار کرده اند که فضای سازمانی را نمی توان از زمینه های استراتژیک که شرکت در آن فعالیت می کند؛ جدا کرد بنابراین مدیر شرکت هایی که خلاق ترین فضا را دارند (شرکت های اکتشاف کننده) همیشه گرایش شدیدی به انتخاب استراتژی هایی برای کسب مزیت های رقابتی هستند. بدین ترتیب می توان ادعا کرد که فضای خلاقیت یک سازمان مستقیما بر انتخاب استراتژی های سرمایه گذاری تاثیرگذار هستند. یک رابطه مستقیم نیز بین فضای خلاقیت و موفقیت در خلاق بودن وجود دارد. این روابط فرضی را بصورت پیکان هایی از ساختار فضای شرکت به سمت موفقیت و همچنین از فضای شرکت به سمت ساختار استراتژیک در شکل ۱ نشان داده ایم.

مشارکت کاربر نهایی

همچنین Ives & Olson  بر اساس تحلیل جامع از مقالات موجود با موضوع رابطه بین مشارکت کاربر و موفقیت MIS توانسته اند یک مدل توصیفی از مشارکت کاربر ارائه کنند (Ives & Olson 1984). در مدل آنها؛  تاثیرات فضای سازمانی بر مشارکت کاربر – در همه موارد – نشان داده شده است. در شرکت های خلاق یا اکتشاف کننده؛ کنترل رسمی اندکی بر اعضاء سازمان اعمال می شود بنابراین تصمیم گیران (کاربران نهایی) آزادی بیشتری برای انتخاب راه حل مناسب برای مشکلات در اختیار دارند (Joyce & Slocum 1990). بدین ترتیب در زمینه سیستم های اطلاعاتی؛ شرکت ها باید فضای خلاقیت بیشتری داشته باشند و میزان مشارکت کاربران نهایی در توسعه سیستم بسیار بالاتر باشد. این روابط را با کمک پیکان ها از فضای شرکت به سمت مشارکت کاربر؛ در شکل ۱ نشان داده ایم. علاوه بر آن؛ اگر سطح عملکرد تهاجمی شرکت بالاتر باشد (شرکت های اکتشاف کننده) میزان تغییرات در مسئولیت های دپارتمان های کاربر نیز بیشتر خواهد بود؛ براساس تحقیقاتی که توسط Tavakolian  انجام شده است به نظر می رسد که انتخاب استراتژی بر مشارکت کاربر نهایی تاثیر دارد؛ این مسئله را با کمک پیکان هایی از استراتژی به سمت مشارکت کاربرنهایی در شکل ۱ نشان داده ایم.

موفقیت
فضای شرکت
استراتژی
مشارکت کاربر نهایی

 

 

 

 

 

 

شکل ۱: روابط فرضی بین فضای خلاقیت، استراتژی سرمایه گذاری ، موفقیت و مشارکت کاربر نهایی

 

بطور خلاصه؛ فضای خلاقیت سازمان باید بطور مستقیم بر انتخاب استراتژی، مشارکت کاربر نهایی در توسعه سیستم و موفقیت استفاده از تکنولوژی اطلاعات تاثیرگذار باشد تا مزیت رقابتی بطور کامل بدست آید. از سوی دیگر؛ عملیات سرمایه گذاری استراتژیک تهاجمی تر در تکنولوژی اطلاعات مستلزم هماهنگی بیشتر با حیطه های عملی در یک تجارت بوده و به همین دلیل باید کاربران بیشتری در توسعه سیستم مشارکت کنند. سایر روابط نشان داده شده در شکل ۱ یعنی روابط بین استراتژی سرمایه گذاری  بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک و موفقیت حاصل از این سرمایه گذاری ها را در بخش های بعدی از همین مقاله بررسی خواهیم کرد.

مزیت رقابتی

اکثر مطالعات اولیه انجام شده در زمینه کسب مزیت رقابتی از نوع مطالعات موردی بر روی شرکت های منفرد بوده اند؛ شرکت هایی که بر تکنولوژی اطلاعات سرمایه گذاری کرده و مزیت رقابتی را کسب کرده اند. محققان زیادی به نتایج کسب شده در مطالعات اولیه علاقه مند شدند تا روش هایی برای اکتساب فرصت های بهتر مزیت های رقابتی ارائه کنند. چارچوب های تئوری برای تعیین این فرصت ها توسط مولفان زیادی ارائه شده است؛ از جمله McFarlan (1981) ؛ Porter & Millar (1985) ؛ Clemons & Kimbrough (1986)‌ و Wiseman (1988) .

تحقیقات Porter (1980, 1985) در زمینه مدیریت استراتژیک برای کسب مزیت رقابتی؛ پایه و اساس برخی تحقیقات دیگر در زمینه سرمایه گذاری بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS) جهت کسب مزیت رقابتی شده است. او پنج نیروی رقابتی را در مقابل هر شرکت توصیف کرده است: تهدید تازه واردها به عرصه فعالیت ها؛ شدت رقابت بین رقبای فعلی؛ فشار ناشی از محصولات جایگزین؛ قدرت خرید خریداران و قدرت خرید تامین کنندگان. او همچنین سه استراتژی ژنریک را برای مقابله با این نیروها معرفی کرده است که عبارتند از: رهبری کل هزینه ها (رهبر هزینه های پائین)؛ تفاوت داشتن (در محصولات یا خدمات) و تمرکز داشتن (بر یافتن سکوهای خاص در بازار)

اما McFarlan (1981)  یکی از اولین کسانی بود که از تحقیقات Porter‌ برای تعیین فرصت های موجود در بکارگیری استراتژیک تکنولوژی اطلاعات استفاده کرد. او پنج پرسش را برای کمک به ارزیابی فرصت های سرمایه گذاری مطرح کرده است:

  1. آیا تکنولوژی را می توان به عنوان مانعی برای ورود به بازار استفاده کرد؟
  2. آیا تکنولوژی می تواند پایه و اساس رقابت را تغییر دهد؟
  3. آیا تکنولوژی را می توان برای تولید یک محصول جدید بکار گرفت؟
  4. آیا تکنولوژی را می توان برای تغییر هزینه ها بکار گرفت؟
  5. آیا تکنولوژی قادر به تغییر تعادل قدرت در روابط تامین کنندگان می باشد؟

همچنین Clemons & Kimbrough (1986) اظهار کرده اند که سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS) دارای سه مشخصه است: اینگونه سیستم ها باعث کاهش هزینه و افزایش ارزش برای مشتریان یا مزایایی برای کاربران می شوند؛ زمانی که کاربران بخواهند سیستم های ارائه شده توسط یک رقیب را بپذیرند؛ هزینه های چشمگیر راهگزینی را متحمل خواهند شد؛ زمان سازگار کردن سیستم فعلی بسیار کمتر از زمانی است که رقیب برای ارائه و راه اندازی یک سیستم دیگر در نظر می گیرد چون توسعه دهندگان روش های جدید باید پایگاه اولیه مناسبی را برای کاربر تعیین کنند.

همچنین Porter & Millar (1985) توانسته اند ماتریس شدت اطلاعات برای تعیین فرصت های سرمایه گذاری تکنولوژی اطلاعات در رابطه با استفاده از تکنولوژی در زنجیره ارزش را معرفی کنند. هدف از این کار کمک به شرکت ها برای تعیین فرصت های سرمایه گذاری استراتژیک برای ارائه محصولات و همچنین توسعه محصولات جدید است. از این ماتریس می توان برای تعیین فرصت های مقطعی برای سرمایه گذاری بر اساس محتوای اطلاعات محصول و همچنین حجم اطلاعات موجود در زنجیره ارزش استفاده کرد.

همچنین Wiseman  بر اساس تحقیقات قبل؛ پنج استراتژی خاص به نام محورهای استراتژیک برای مواجهه با محورهای رقابتی معرفی کرده است. محورهای استراتژیک فوق الذکر بر موارد ذیل تمرکز دارند: ایجاد تمایز در محصول/پروسه؛ کنترل هزینه های محصول/پروسه؛ تغییر دادن محصول/پروسه؛ تغییر در معرفی یک محصول/پروسه جدید؛ پشتیبانی از رشد؛ تشکیل اتحاد و همکاری. به چند دلیل در این مقاله ؛ چارچوب Wiseman  جهت طبقه بندی استراتژی های سرمایه گذاری را انتخاب کرده ایم. اول؛ این چارچوب که شامل محورهای استراتژیک است قادر است یافته هایی از چندین مطالعه موردی قبلی را در هم ادغام کند. دوم؛ Wiseman ادعا کرده است که شرکت می تواند با بکارگیری یک یا چند استراتژی موجود در این چارچوب؛ موفقیت بیشتری در زمینه های استراتژیک کسب کند. بنابراین؛ اگر مدیران شرکت باور کنند که سرمایه گذاری آنها در تکنولوژی های خلاق برای افزایش مزیت رقابتی با موفقیت انجام شده است؛ تعیین سرمایه گذاری واقعی برای طبقه بندی بر اساس چارچوب پیشنهادی Wiseman  بسیار ساده خواهد بود.

چارچوب Wiseman یکی از شناخته شده ترین و پرکاربرد ترین چارچوب ها می باشد. به اعتقاد ما و بر اساس شواهد متعدد در روش شناسی بکار گرفته شده در آن؛ می توانیم آن را یکی از موثرترین شیوه ها در اجرای استراتژی های رقابتی معرفی کنیم. همچنین Bergeron‌ و همکاران (۱۹۹۱) دریافته اند که انواع فرصت های نوآوری که توسط Wiseman‌ معرفی شده اند از دیدگاه مدیران بسیار جالب و جذاب تر از فرصت هایی است که در چارچوب Porter  ذکر شده اند؛ بنابراین آنها با اشتیاق بیشتری اقدام به اجرای عملی این استراتژی ها می کنند. از سوی دیگر؛ Lee & Adams (1990) خاطر نشان کرده اند که چارچوب Wiseman یکی از اندک روش های موفق است که فرصت های استراتژیک موجود را بر اساس سیستم های اطلاعاتی بخوبی شناسایی می کند.

پنج محور استراتژیک که Wiseman (1988) معرفی کرده است برای ارزیابی سطح عملکرد تهاجمی استراتژی های شرکت استفاده می شوند. در چارچوب Wiseman استراتژی های کاهش هزینه و پشتیبانی از رشد قادرند نقش های سنتی تر در سیستم های اطلاعاتی را توصیف کنند و به همین دلیل برای سازمان هایی که شیوه مدیریت متعادلتری اتخاذ کرده اند از جذابیت بیشتری برخوردار هستند. از سوی دیگر؛ تمایز محصول، تحول در پروسه و ایجاد اتحاد از اطلاعاتی هستند که برای بهره گیری موثر از منابع منحصر به فرد شرکت ها ضروری می باشند بنابراین انتظار می رود که این اطلاعات بتوانند استفاده تهاجمی تری از سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS)  فراهم کنند.

هدف از این تحقیقات فقط بررسی این مسئله نیست که آیا مدیر ارشد اطلاعات در سازمان ها با چارچوب های تئوری ارائه شده در مقالات آکادمیک آشنا بوده یا از آنها استفاده می کنند. شواهدی وجود دارند که شرکت ها به دلیل بهره گیری از مزایای رقابتی بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک (SIS) سرمایه گذاری می کنند. بر اساس یافته های تحقیقات Bergeron‌ و همکاران و همچنین Lee & Adams ؛ می توان پیش بینی کرد که اگر شرکت ها بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک سرمایه گذاری کنند؛ چارچوب ارائه شده توسط Wiseman‌ می تواند به مدیر ارشد اطلاعات کمک کند تا نوع و شیوه سرمایه گذاری های بهتر بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک را تعیین کنند. تحقیقات حاضر با سایر تحقیقات قبلی متقاوت است چون از تست های تجربی در رابطه با چارچوب بررسی مقطعی شرکت های رقیب استفاده کرده است.

در همه چارچوب های تئوری که برای استفاده از سیستم های اطلاعاتی استراتژیک توسط McFarlan (1984) ؛ Porter & Miller (1985) ؛ Wiseman (1988) ؛ Clemons & Row (1991b)‌ و سایرین معرفی شده اند؛ بر این مسئله تاکید شده است که خلاقیت یا تهاجمی بودن استراتژی های سرمایه گذاری بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک بر میزان موفقیت شرکت در کسب یا حفظ مزیت رقابتی تاثیرگذار است. این روابط فرضی را بطور کامل در این تحقیقات تست کرده و بصورت پیکان هایی از استراتژی به سمت موفقیت در شکل ۱ نشان داده ایم.

روش شناسی تحقیقات

روش شناسی تحقیقات را در چهار بخش فرعی نشان داده ایم. بخش اول به بررسی فرضیه های تست شده اختصاص دارد که آنها را بصورت یک مدل در شکل ۱ نشان داده ایم. در دو بخش بعدی؛ نمونه و تحقیقات انجام شده را بررسی کرده ایم. در بخش نهایی نیز تحلیل های آماری برای بررسی پاسخ های بدست آمده از این تحقیقات را توصیف کرده ایم.

فرضیه ها

فرضیه های رسمی بر روابط بین متغیر های ذیل تمرکز کرده اند که آنها را در شکل ۱ نیز نشان داده ایم: فضای خلاقیت، استراتژی سرمایه گذاری، قوه درک موفقیت از سرمایه گذاری ها و مشارکت کاربر نهایی. این فرضیه ها به شرح ذیل می باشند:

فرضیه ۱: فضای کلی خلاقیت در یک سازمان بطور چشمگیر بر سطح تهاجمی استراتژی های شرکت برای سرمایه گذاری بر تکنولوژی های خلاقانه تاثیر دارد.

فرضیه ۲: فضای کلی نوآوری در یک سازمان؛ تاثیرات چشمگیری بر موفقیت های سرمایه گذاری بر تکنولوژی خلاقانه دارد.

فرضیه ۳: فضای کلی نوآوری در یک سازمان؛ تاثیرات چشمگیری بر مشارکت کاربران نهایی برای توسعه هر کاربری دارد

فرضیه ۴: یک رابطه چشمگیر بین تهاجمی بودن استراتژی سرمایه گذاری و موفقیت سرمایه گذاری ها بر تکنولوژی های خلاقانه دارد.

فرضیه ۵: یک رابطه چشمگیر بین تهاجمی بودن انتخاب استراتژی و مشارکت کاربر نهایی وجود دارد.

 

انتخاب نمونه و افراد شرکت کننده

در این تحقیق؛ یک نمونه شامل ۶۰۰ شرکت را در نظر گرفتیم که سهام آنها در بازار بورس نیویورک معامله می شود؛ آنها بطور تصادفی انتخاب شدند تا یک واحد نمونه احتمالی تشکیل شود. تلاش ما این بود که شرکت های بزرگ و دولتی را بر اساس شواهد کافی از موفقیت آنها و داشتن مزیت های رقابتی با کمک تکنولوژی اطلاعات انتخاب کنیم؛ همه این شرکت ها سودآور بوده اند (Lee & Adams 1990). پرسشنامه ها را برای مدیر ارشد اطلاعات یا معاونان سیستم های اطلاعاتی در این شرکت ها – بر اساس ساختار سازمان – ارسال کردیم. اغلب پرسش ها بر اساس یک مقیاس از نوع لیکرت[۵] با ۷ امتیاز (۶ – ۰ ) تنظیم شده بودند. از ۶۰۰ شرکت انتخاب شده؛ ۲۵۱ شرکت پاسخ های قابل ارائه ارسال کردند بنابراین نرخ پاسخگویی برابر با ۴۲ درصد بود.

همانطور که قبلا هم ذکر کردیم؛ طبق شواهد روایتی طی دهه ۱۹۸۰ تغییراتی در دیدگاه ها نسبت به تکنولوژی اطلاعات پدید آمده است؛ امروزه تکنولوژی اطلاعات را به عنوان یک سلاح رقابتی می شناسند. یکی از شواهد این مدعا؛ تشکیل یک سمت در سطح مدیریتی است (مدیریت ارشد اطلاعات(CIO)) که از سال های دهه ۱۹۸۰ در اغلب سازمان ها دپارتمان های سیستم های اطلاعاتی را رهبری می کنند. بطور کلی؛ یکی از مسئولیت های مدیر ارشد اطلاعات اینست که با توجه به نفش استراتژیک دپارتمان سیستم های اطلاعاتی؛ ارتباط بین همه مدیران ارشد در سازمان را حفظ کند (Stephens  و همکاران ۱۹۹۲). ایجاد روابط قوی بین مدیرعامل و مدیر ارشد اطلاعات برای موفقیت پروژه های سیستم های اصلی در سازمان بسیار مهم است. ایجاد این نوع روابط قوی مزایای بسیاری دارد اما یکی از آنها اجرای تمام و کمال پروژه ها با کمک تکنولوژی اطلاعات می باشد تا یک گام از رقبا پیشتر باشند (Feeny  و همکاران ۱۹۹۲).

اصولا مدیر ارشد اطلاعات در یک سازمان حکم قهرمان قدرتمند تکنولوژی را دارد. اخیرا مقالات زیادی برای نشان دادن اهمیت این قهرمان تکنولوژی در سازمان ها اختصاص یافته اند. قهرمانان تکنولوژی اطلاعات را اینگونه توصیف کرده اند: “مدیرانی که فعالانه و مشتاقانه تلاش می کنند تا دیدگاه های پرسنل خود را با استفاده از تکنولوژی اطلاعات بهبود بخشیده تا بر مشکلات همه پروژه ها فائق آیند” (Beath 1991).  همچنین Schon  مشخصه های قهرمان تکنولوژی را اینگونه توصیف کرده است: فردی که قدرت و نفوذ کافی دارد تا منافع خاص را کنار زده و یک پروسه یا محصول خاص را توسعه دهد (Schon 1963). از سوی دیگر؛ Beatty & Gordon (1991) به این حقیقت اشاره کرده اند که اجرای تکنولوژی های جدید زمانی با موفقیت همراه است که قهرمان تکنولوژی دلسوزانه آن را همراهی کند. افزایش توجه به نقش مدیران ارشد اطلاعات و قهرمانان تکنولوژی در سازمان ها نشانگر شواهدی قوی از عملکرد مدیران ارشد اطلاعات با توجه به ارزیابی ها از مشارکت دپارتمان سیستم های اطلاعاتی در اجرای پروسه های خاص برنامه ریزی استراتژیک می باشد؛ این روند یکی از مهمترین معیارها برای سنجش موفقیت سازمان ها است تا هر سازمانی بتواند با استفاده از تکنولوژی اطلاعات – به عنوان یک سلاح استراتژیک – برای پیشرفت برنامه ریزی کند.

ابزار تحقیق

قبل از ارسال پرسشنامه ها برای ۶۰۰ شرکت در نظر گرفته شده برای تحقیقات اولیه؛ نمونه اولیه ابزار تحقیقات بر روی ۶۰ شرکت تست شد؛ سهام این شرکت ها هم در بازار بورس نیویورک معامله می شود. از این تعداد؛ ۲۶ پرسشنامه تکمیل شده برای ما ارسال گردید بنابراین نرخ پاسخگویی برابر است با ۴۳٫۳درصد. در این تست اولیه؛ پیشنهاداتی برای واضح تر کردن پرسش ها ارائه شد؛ بنابراین اعتبار محتوای پرسشنامه ها قبل از ارسال آنها برای سایر شرکت ها افزایش یافت.

از تست آلفا کرونباخ [۶] برای سنجش کلی قابلیت اطمینان داخلی پرسش های مقیاس لیکرت استفاده کردیم؛ این پرسش ها مربوط به فضای سازمان، محورهای استراتژیک و موفقیت های سرمایه گذاری بودند و در کل ۰٫۸۴ امتیاز را تشکیل می دادند. تست آلفا کرونباخ نشانگر میزان خطا در اندازه گیری است؛ در اینجا امتیازات برابر یا بالاتر از سطح ۰٫۸۰ ؛ به عنوان پایه تحقیقات قابل قبول هستند.

سنجش فضای سازمان: ابزار تحقیقات – ضمیمه A  را بخوانید – شامل سه پرسش می باشد تا باورهای مدیر ارشد اطلاعات در زمینه خلاقانه بودن فضای سازمانی را بررسی کنیم. آنها باید پاسخ هایشان را با توجه به خلاقانه بودن کل سازمان، خلاقیت های مدیران اجرایی و خلاقیت های دپارتمان سیستم های اطلاعاتی ارائه می کردند. پرسش چهارم در این بخش از پرسشنامه از مدیران ارشد اطلاعات درخواست می کرد تا سطح مشارکت دپارتمان سیستم های اطلاعاتی در پروسه های برنامه ریزی استراتژیک سازمان را تعیین کنند.

سنجش محورهای استراتژیک: پنج محور استراتژیک که توسط Wiseman  معرفی شده اند نیز در این پرسشنامه بکار گرفتیم تا سطح تهاجمی بودن استراتژی های شرکت را ارزیابی کنیم. در چارچوب Wiseman ؛ کاهش هزینه ها و پیشتیانی از رشد را به عنوان نقش های سنتی تر سیستم های اطلاعات توصیف کرده اند. پشتیبانی از این دیدگاه بر اساس این حقیقت است که این استراتژی ها در برخی موارد فقط برای کسب یا حفظ مزیت های رقابتی اجرا شده اند؛ آنها همچنین برای حفظ سلامت تجاری در یک سطح نیز موثر هستند. تمایز محصولات، نوآوری در انجام تجارت و تشکیل اتحاد از سایر مزایای استفاده های تهاجمی تر از سیستم های اطلاعاتی استراتژیک می باشد چون آنها قطعا توانایی های بیشتری داشته و فراتر از حفظ سلامت تجارت عمل می کنند. فرض بر اینست که هر چه خلاقیت در فضای یک شرکت بیشتر باشد؛ احتمال اینکه شرکت بتواند استراتژی های تهاجمی تری برای سرمایه گذاری بکار گیرد؛ بیشتر خواهد بود.

سنجش موفقیت: موفقیت یا کارآیی سیستم های اطلاعات یک مفهوم پیچیده است. رویکردهایی که برای سنجش کارآیی سیستم های اطلاعاتی بکار گرفته شده اند عبارتند از سیستم های مدیریت اطلاعات (MIS[7]) برای تخمین کاربرد؛ سطح رضایت کاربران؛ تاثیرات نهایی بر عملکرد تصمیم گیری؛ تحلیل کاهش سود-زیان؛ اقتصاد اطلاعاتی ؛ تحلیل نوع استفاده؛ رویکرد سلسله مراتبی تحلیلی و بررسی دیدگاه های اطلاعات (Srinivasan 1985). در یک بررسی بصورت میزگرد در کنفرانس بین المللی ۱۹۸۵ با موضوع سیستم های اطلاعات؛ محققان متفق القول شده اند که سنجش سطح کارآیی از دیدگاه کاربر از اهمیت فوق العاده و روز افزون برخوردار است.

در تحقیقات حاضر؛ از معیارهای ساده ای برای سنجش سطح کارآیی از دیدگاه کاربران استفاده کرده ایم. برای مثال؛ از مدیر ارشد اطلاعات در خواست کردیم تا میزان سرمایه گذاری شرکت خود را بر تکنولوژی اطلاعات برای دستیابی به مزیت رقابتی تعیین کند (ضمیمه A). همچنین از آنها درخواست کردیم تا سطح موفقیت شرکت در کسب یا اجرای یک مزیت رقابتی استراتژیک با استفاده از این ابزارها را تعیین کند. پاسخ به این پرسش را برای تعیین سطح موفقیت استفاده کردیم. اما برای توضیح تفاوت های بین انواع مختلف استراتژی – اکتشاف کننده و دفاعی – از مدیران ارشد اطلاعات درخواست کردیم که به پرسش هایی در خصوص سرمایه گذاری های انجام شده برای دستیابی به مزیت رقابتی پاسخ دهند؛ در اینجا مزیت رقابتی یک ضرورت است. یک پرسش هم از شرکت کنندگان در تحقیقات درخواست می کرد تا درصد های سرمایه گذاری شرکت در تکنولوژی اطلاعات را طی ۱۰ سال گذشته برای دستیابی به مزیت رقابتی و ضرورت های رقابت تعیین کنند. روابط بین درصدهای گزارش شده از سرمایه گذاری ها و پاسخ های مقیاس لیکرت نشان دادند که شرکت کنندگان در تحقیقات؛ پاسخ های سازگار و صحیح ارائه کرده اند.

 

شرکت

۱٫۲۲

موفقیت
مدیر اجرایی
فضای شرکت
موفقیت

۱٫۲۸                                              .۳۵                                             ۱٫۲۶

دپارتمان سیستم های اطلاعاتی

.۵۵

۵۸٫

تمایز

۳۵٫

توسعه داخل شرکت
هزینه

۱٫۱۵

مشارکت کاربر نهایی
استراتژی
نوآوری و خلاقیت

.۴۵                                                                        .۳۳

رشد
استفاده از ۴GL

.۸۹                                                                                                                        ۱٫۲۵

اتحاد

۱٫۰۹

۱٫۱۲

شکل ۲: مدل ساختاری روابط بین فضای نوآوری سازمانی، استراتژی رقابتی، مشارکت کاربر نهایی و موفقیت

 

مشارکت کاربر نهایی: با توجه به تحقیقات انجام شده توسط Ives & Olson (1984)‌ و Tavakolian (1989) ؛ در این مقاله ما نیز اقدام به بررسی تاثیرات فضای سازمانی و استراتژی های رقابتی بر مشارکت کاربر نهایی در توسعه کاربری ها کرده ایم. سطح مشارکت کاربر نهایی را با دو پرسش ارزیابی کرده ایم. یک پرسش در خصوص میزان مشارکت کاربران در توسعه کاربری های داخلی بود و پرسش دیگر در زمینه میزان مشارکت کاربران در برنامه های خودشان با استفاده از زبان های نسل چهارم بود. با این پرسش ها ؛ معیارهای کلی و وسیعی از میزان مشارکت کاربران نهایی در توسعه کاربری سیستم ها بدست می آید. در فرض هایمان رابطه بین موفقیت و محاسبات کاربران نهایی را در نظر نگرفتیم چون موفقیت – آنطور که در این مقاله از نظر عملی مد نظر می باشد – بر اساس موفقیت های سیستم های اطلاعاتی استراتژیک در نظر گرفته می شود یعنی محاسبات کاربر نهایی را یک معیار از مشارکت در کل کاربری مرتبط با سیستم ها در یک سازمان می دانیم. هدف مولفان تفکیک مشارکت های مختلف کاربران نهایی در توسعه سیستم های اطلاعات استراتژیک در سازمان نبوده است. به همین منظور تفکیک تلاش ها و روابط بین موفقیت کاربری های سیستم های اطلاعات استراتژیک و محاسبات کلی کاربران نهایی را در نظر نگرفته ایم.

روندهای تحلیلی

از یک بسته آماری؛  LISREL VII  ؛ که برای تحلیل مدل های متغیر نهفته بکار می رود برای ارائه اطلاعات مربوط به تناسب کلی مدل فرضی استفاده کرده ایم؛ این مدل را در شکل ۱ مشاهده می کنید و از آن برای تخمین قدرت و نشان دادن ماهیت روابط ساختاری در مدل نهایی استفاده کرده ایم. از سه متغیر ۱)فضای نوآوری در سازمان؛ ۲) محور نوآوری مدیریت اجرایی و ۳) محور نوآوری در دپارتمان سیستم های اطلاعاتی برای سنجش ساختار متغیرهای نهفته در فضای سازمان استفاده کرده ایم. این متغیرها را در جعبه متن های شکل ۲ مشاهده می کنید. متغیر نهفته و غیر قابل مشاهده یعنی فضای سازمان را در جعبه متن بیضی شکل در شکل ۲ مشاهده می کنید.

مشارکت کاربر نهایی را از پاسخ هایی که به دو پرسش ارائه شده بود تعیین کردیم؛ دو پرسش که مرتبط بودند با چگونگی مشارکت کاربران در توسعه سیستم ها. این روابط را نیز در جعبه متن های شکل ۲ مشاهده می کنید.برگزاری کلاسهای آموزشی انجام پایان نامه روانشناسی

متغیر نهفته استراتژی از پاسخ هایی که به پرسش های مربوط به چارچوب Wiseman  در رابطه با اهمیت سرمایه گذاری بر تکنولوژی اطلاعات برای اهدافی همچون تمایز محصول/پروسه؛ کنترل هزینه محصول/پروسه؛ معرفی یا تغییر محصول/پروسه؛ پشتیبانی از رشد؛ و تشکیل اتحاد کاری بدست آورده بودیم؛ تعیین شد. موفقیت متغیر نهفته نشانگر میزان امتیازی است که مدیر ارشد اطلاعات به سطح موفقیت سازمان در سرمایه گذاری بر تکنولوژی اطلاعات برای کسب مزیت رقابتی می دهد.

نتایج

نتایج را در دو بخش مختلف ارائه کرده ایم. در بخش اول؛ خلاصه های آماری از پاسخ های ارائه شده به تحقیقات را مشاهده می کنید. در بخش دوم؛ نتایج LISREL از تست های انجام شده رسمی برای ارزیابی فرضیه ها را مشاهده می کنید.

خلاصه آمارهای پرسشنامه ها

نتایج خلاصه شده از پاسخ های مدیران ارشد اطلاعات را در جداول ۱ و ۲ مشاهده می کنید. همانطور که قابل پیش بینی بود؛ مدیران ارشد اطلاعات، دپارتمان سیستم های اطلاعاتی را به عنوان خلاق ترین بخش معرفی کرده اند؛ این مسئله را در جدول ۱ نشان داده ایم. اما شواهد قوی نیز در دست است که نشان می دهد مدیران ارشد اطلاعات معتقدند میزان مشارکت دپارتمان سیستم های اطلاعاتی در پروسه های برنامه ریزی استراتژیک چندان بالا نیست.

در پاسخ به رده بندی اهمیت سرمایه گذاری در تکنولوژی اطلاعات با توجه به پنج حیطه تصمیم گیری مهم ؛ مدیران ارشد اطلاعات؛ کاهش هزینه را بالاترین مورد معرفی کرده و بیشترین امتیاز را داده اند؛ این مسئله را در جدول ۲ مشاهده می کنید. این پاسخ منطقی است چون کاهش هزینه ها باید اولین ملاحظات برای همه شرکت ها تحت هر شرائطی باشد.برگزاری کلاسهای آموزشی انجام پایان نامه اقتصاد

برای بررسی هر چه بیشتر اینکه چه نوع استراتژی سرمایه گذاری می تواند بر تصمیم گیری های سرمایه گذاری موثر باشد؛ یا چه میزان سرمایه گذاری برای دستیابی به اهداف مزیت رقابتی لازم است از یک روند رگرسیون با توجه به پنج استراتژی رقابتی به شیوه مرحله ای استفاده کردیم. اگر سرمایه گذاری برای دستیابی به اهداف مزیت رقابتی را یک متغیر مستقل در نظر بگیریم؛ نوآوری برای محصول/پروسه ؛ در مرحله اول بصورت R²=۰٫۲۱۶۹  و p=0.0001 وارد مدل می شود. همچنین تمایز محصول/پروسه در مرحله دوم بصورت R²=۰٫۰۸۵۴ نسبی ؛ R²=۰٫۳۰۲۳مدل و p=0.0001 وارد مدل می شود. متغیرهای دیگر چندان چشمگیر نیستند. بنابراین به نظر می رسد که نوآوری هایی همچون معرفی یک محصول جدید یا ایجاد تغییرات در پروسه به شدت بر سرمایه گذاری بر تکنولوژی اطلاعات برای کسب مزیت رقابتی مهم هستند. همچنین به نظر می رسد که تفکیک محصولات و خدمات با برتری نسبت به محصولات و خدمات رقبا و یا کاهش تمایز با رقبا نیز مربوط به سرمایه گذاری برای CA می باشد.

جدول۱: فضای نوآوری در سازمان از دیدگاه مدیران اجرایی رده بالا (۰= خلاقانه نیست و ۶= بسیار خلاقانه است)

معیار میانگین
فضای کلی نوآوری در سازمان ۳٫۹۱
محور نوآوری مدیران اجرایی ۳٫۷۴
محور نوآوری دپارتمان سیستم های اطلاعاتی ۴٫۴۹
مشارکت سیستم های اطلاعاتی در برنامه ریزی استراتژیک ۳٫۲۷

 

جدول ۲: اهمیت دلایل سرمایه گذاری بر تکنولوژی سیستم اطلاعات (۰= مهم نیست؛ ۶= بسیار مهم است)

دلیل میانگین
تمایز محصولات، خدمات و غیره ۳٫۸۴
کاهش هزینه ها ۴٫۸۳
پشتیبانی از نوآوری ۳٫۷۵
پشتیبانی از رشد ۳٫۹۳
تشکیل اتحاد ۳٫۴۵

 

برای بررسی و شناسایی نوع استراتژی های مسبب موفقیت در سرمایه گذاری؛ از شیوه رگرسیون برای بررسی مزایای رقابتی در پنج استراتژی رقابتی بصورت مرحله ای استفاده کردیم. تمایز محصول / پروسه در مرحله اول و بصورت R²=۰٫۱۶۲۸  و p=0.0001 وارد مدل می شود. همچنین نوآوری در محصول/پروسه در مرحله دوم بصورت R²=۰٫۰۳۵۸ نسبی ؛ R²=۰٫۱۹۸۶مدل و p=0.0123 وارد مدل می شود. سایر متغیرها چندان چشمگیر نیستند. نکته جالب توجه اینکه؛ متغیرهای این مدل مشابه با متغیرهای مدل ارزیابی دلایل رقابت در سرمایه گذاری هستند. اما همانطور که مشاهده می کنید؛ ترتیب ورود آنها به مدل تغییر کرده است. این تغییر نشان می دهد که شرکت ها بر روی نوآوری سرمایه گذاری بیشتری انجام می دهند اما گفته می شود که سرمایه گذاری ها برای ایجاد تمایز از موفقیت بسیار بالاتری برخوردار هستند.برگزاری کلاسهای آموزشی انجام پایان نامه حقوق

 

تست کردن مدل

نتایج تست تحلیل LISREL از روابط توصیف شده در شکل ۱ ؛ شواهد کافی برای پشتیبانی از چهار فرضیه اول را فراهم می کنند (شکل ۲). این داده ها شواهد کافی برای پشتیبانی از فرضیه ۵ را فراهم نمی کنند. این روابط فرضی زمانی که معادله آلفا = ۰٫۰۵ برقرار باشد چشمگیر نیستند بنابراین در مدل نشان داده شده در شکل ۲ حفظ نشده اند. بیان آن را فقط به منظور تناسب بهتر مدل با داده ها انجام داده ایم. تناسب نهایی بسیار خوب است ؛ این تناسب را می توانید در شاخص میزان انطباق (GFI[8]) که برابر است با ۰٫۹۴۲ و شاخص میزان انطباق تنظیم شده (AGFI[9]) که برابر است با ۰٫۹۰۷ و باقیمانده ریشه مربع میانگین (RMSR[10]) که برابر است با ۰٫۰۹ مشاهه کنید (برای توضیحات بیشتر در خصوص این اصطلاحات به ضمیمه B مراجعه کنید). روابط همبستگی متغیرهای پنهان را در جدول ۳ نشان داده ایم. بالاترین روابط همبستگی بین متغیرهای پنهان را بین فضا و استراتژی شرکت مشاهده می کنید ؛ ۰٫۵۸۰٫ در رتبه دوم روابط همبستگی بین فضا و موفقیت قرار گرفته است ۰٫۴۵۰٫

جدول ۳: روابط همبستگی متغیرهای پنهان

متغیر پنهان فضای سازمان استراتژی موفقیت مشارکت کاربر نهایی
فضا ۱٫۰۰
استراتژی ۰٫۵۸۰ ۱٫۰۰
موفقیت ۰٫۴۵۰ ۰٫۳۷۹ ۱٫۰۰
مشارکت کاربر نهایی ۰٫۳۵۱ ۰٫۲۰۴ ۰٫۱۵۸ ۱٫۰۰

 

تخمین های پارامتری در این مدل را می توان بصورت اوزان بتا ارائه کرد. تحلیل تخمین های پارامتری در رابطه با روابط همبستگی نشانگر تصویر کاملی از روابط بین متغیرهای پنهان هستند. اگر آلفا = ۰٫۰۵ باشد؛ ارزش های t برای روابط بین متغیرهای پنهان و مشارکت کاربر نهایی  و همچنین برای روابط بین متغیرهای پنهان فضا و استراتژی شرکت از ۱٫۸۴۴ تا ۷٫۱۵۴ باشند؛ همه تخمین های پارامتری بسیار چشمگیر هستند. هیچگونه اصلاحاتی برای این مدل لازم نیست چون همه روابط مثبت بوده و در سطح آلفا =۰٫۰۵ چشمگیر هستند.

تشریح مطالب

مهمترین یافته تحقیقات حاضر اینست که شرکت های بزرگ با قدرت رقابتی بالا بطور موثر بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک سرمایه گذاری می کنند تا بتوانند وضعیت رقابتی خود را در صنایع مربوطه بهبود بخشند. از سوی دیگر؛ مشخص شد که مدیر ارشد اطلاعات در برخی از شرکت های تحت بررسی در نمونه ما باور دارند که سرمایه گذاری های شرکت شان بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک باعث بهبود مزیت رقابتی شده است. همچنین بررسی های انجام شده بر اساس چارچوب Wiseman  تائید می کنند که این چارچوب می تواند ابزار مناسبی برای شناسایی یک استراتژی طبقه بندی شده برای سرمایه گذاری توسط مدیر ارشد اطلاعات باشد. اغلب تحقیقات در این زمینه ها یا براساس تحقیقات به شیوه مطالعه موردی بوده اند و یا دارای ماهیت تئوری بودند اما نتایج بدست آمده از تحقیقات بصورت تجربی بدست آمده و در آن مقطع وسیعی از شرکت های بزرگ با ظرفیت رقابتی را مد نظر داشته ایم. بطور کلی؛ تئوری های توسعه یافته در مطالعات قبلی در زمینه سرمایه گذاری بر سیستم های اطلاعاتی استراتژیک بر اساس یافته های تحقیقات حاضر تائید می شوند.

نتایج حاصل از LISREL از این فرض که فضای نوآوری در شرکت بر انتخاب استراتژیک سرمایه گذاری بر تکنولوژی های سیستم های اطلاعاتی تاثیرات مثبتی دارد؛ پشتیبانی می کنند. ارزش تخمین های پارامتری در مدل LISREL برای ارزیابی فضای شرکت و استراتژی شرکت نشان می دهد که هرچه فضای نوآوری در شرکت بالاتر باشد؛ شرکت استراتژی های تهاجمی تری را برای سرمایه گذاری بر تکنولوژی اطلاعات اتخاذ خواهد کرد. تحلیل دقیق تر متغیرهای پنهان؛ این روابط را آشکارتر می سازد. اگرچه پاسخ های ارائه شده به سه پرسش در زمینه فضای خلاقیت به شدت با متغیرهای پنهان فضای خلاقیت در ارتباط هستند؛ اما اوزان تعیین شده برای فضای خلاقیت شرکت و همچنین محور خلاقیت مدیریت اجرایی نیز تاثیراتی بسیار زیاد بر محور خلاقیت در دپارتمان سیستم های اطلاعاتی دارند. اگرچه رتبه و تاثیرات مدیر ارشد اطلاعات در محور خلاقیت دپارتمان سیستم های اطلاعاتی بسیار بالاتر از محور خلاقیت مدیریت اجرایی یا کل فضای خلاقیت  شرکت است (جدول ۱ را ببینید) اما به نظر می رسد که محور خلاقیت دپارتمان سیستم های اطلاعاتی از اهمیت کمتری نسبت به کل فضای خلاقیت شرکت برخوردار است. این یافته نظرات  Ettlie & O’Keefe (1982), Zmud (1984)  و Jarvenpaa & Ives (1991) که معتقد بودند پشتیبانی مدیر باید اهمیت بسیار بالاتری  برخوردار باشد را تائید می کند. این یافته ها؛ به همراه یافته های دیگر که نشان می دهند به اعتقاد مدیران ارشد اطلاعات باور دارند مشارکت سیستم های اطلاعاتی در پروسه برنامه ریزی استراتژیک نسبتا پائین است (جدول۱)؛ با یافته های Rockoff و همکاران )۱۹۸۵) همخوانی دارد؛ آنها نیز معتقدند که مدیران اجرایی هنوز از کارآیی های استراتژیک استفاده از تکنولوژی اطلاعات آگاهی کامل ندارند.

استراتژی تهاجمی سرمایه گذاری را بر اساس پاسخ به پرسش هایی در زمینه استفاده از تکنولوژی اطلاعات در اهداف ذیل می سنجند: ایجاد تمایز در محصول/پروسه؛ کنترل هزینه محصول/پروسه؛ معرفی یا ایجاد تغییر در یک محصول/پروسه؛ پشتیبانی از رشد و تشکیل اتحادهای کاری. همه معیارها برای توصیف سیاست های تهاجمی سرمایه گذاری مربوط به شرائط خاص هستند؛ اما به نظر میرسد که مواردی همچون سرمایه گذاری برای اهداف ایجاد تمایز در محصول/پروسه؛ معرفی یا تغییر یک محصول/پروسه یا تشکیل اتحاد کاری با استفاده از تکنولوژی اطلاعات رابطه مستقیم تری دارند. این سه متغیر همگی دارای تخمین های پارامتری بالاتر استراتژی نسبت به مواردی همچون کنترل هزینه و پشتیبانی از رشد هستند. در واقع؛ تخمین های پارامتری برای این متغیرها حدودا چهار برابر مواردی همچون کنترل هزینه می باشد که آنرا عموما دارای نقش اضافی برای تکنولوژی اطلاعات معرفی می کنند. امتیازات میانگین بالا که برای کنترل هزینه محصول/پروسه در همه طبقه بندی های شرکت ها در جدول ۲ نشان داده ایم؛ نقش این متغیر را به عنوان نیاز مشترک در هر شرکت را تائید می کنند. هر چه استراتژی سرمایه گذاری تهاجمی تر باشد؛ احتمال اینکه شرکت بتواند با موفقیت به مزیت رقابتی دست یابد؛ بیشتر می شود.

فضای نوآوری در شرکت نیز رابطه چشمگیری با مشارکت کاربر نهایی در توسعه سیستم دارد. به نظر می رسد که هر چه فضای نوآوری در شرکت بالاتر باشد؛ مشارکت کاربران نهایی در توسعه داخلی شرکت و همچنین طراحی کاربری ها با استفاده زبان های نسل چهارم بیشتر خواهد بود. این موارد از یافته های Tavakolian (1989)‌ و Joyce & Slocum (1990) پشتیبانی می کنند. اما برخلاف انتظار ما ؛ رابطه استراتژی با مشارکت کاربر نهایی چندان چشمگیر نیست. شاید هیچ رابطه ای را کشف نکردیم چون اغلب پروژه های کاربر نهایی مربوط به انواع سنتی تر از کاربری های سیستم هستند.

بطور کلی؛ این تحقیقات نشان می دهند که مهمترین متغیر در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری بر تکنولوژی اطلاعات جهت کسب مزایای رقابتی عبارتست از محور خلاقیت مدیریت اجرایی . اما مهمترین عامل برای کسب موفقیت عبارتست از فضای نوآوری در سازمان. ثابت شده است که پشتیبانی های مالی و روانشناسی مدیرعامل و سایر مدیران ارشد؛ از جمله عوامل حیاتی برای موفقیت سیستم های اطلاعات سنتی و رایج هستند. از نتایج بدست آمده در تحقیقات حاضر؛ نتیجه گیری می کنیم که پشتیبانی مدیران عامل و سایر مدیران ارشد را نیز باید یک عامل تعیین کننده و مهم در موفقیت سیستم های اطلاعاتی استراتژیک بدانیم. رابطه مثبت و چشمگیری که بین فضای سازمان و متغیرهای پنهان موفقیت وجود دارند نیز ثابت می کنند شرکت هایی از بکارگیری سیستم های اطلاعاتی به موفقیت های چشمگیر مزیت رقابتی دست می یابند که دارای فضای خلاقانه تری هستند. این یافته از بحث های تئوری که در مقالات با موضوع مدیریت استراتژیک مطرح شده اند و برخی از آنها را قبلا در تحقیقات حاضر معرفی کرده ایم؛ پشتیبانی می کنند.

این یافته ها؛ مفاهیم و تفسیرهای مهمی را برای مدیران عامل و مدیران ارشد اطلاعات در شرکت های رقابتی ارائه می کنند. برای اینکه سرمایه گذاری در سیستم های اطلاعاتی استراتژیک به بخش لاینفک استراتژی رقابتی شرکت تبدیل شود؛ باید مدیران ارشد اطلاعات هر چه بیشتر در برنامه ریزی ها مشارکت کنند. هر چه موقعیت مدیر ارشد اطلاعات در شرکت بالاتر باشد؛ آن شرکت یک قدم به سمت استراتژی های موثر سازمانی و یکپارچه سازی نزدیک تر شده است. اما متاسفانه در حال حاضر هنوز شکاف هایی برای برقراری ارتباط بین مدیران وجود دارد که باید قبل از اجرای کامل سیستم های اطلاعاتی استراتژیک آنها را برطرف کرد.