تاثیر آموزش شناختی

تاثير آموزش شناختي – رفتاري بر دانش، نگرش و اعتماد به نفس جنسي زنان شيراز

 

 

دکتر عبدالله شفيع آبادي

عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي- رتبه علمي استاد تمام

دکتر فلورا يونسي

 

 

تاثير آموزش شناختي – رفتاري بر دانش، نگرش و اعتماد به نفس جنسي زنان شيراز

 

چکيده

مقدمه: انگيزه و ميل جنسي همانند ساير انگيزه هاي بنيادين آدمي بخش جدايي ناپذير ماهيت زيستي، رواني و اجتماعي او را تشکيل ميدهد و روشن است که کيفيت ارضاي اين انگيزش نقش بسيار مهمي را در سلامت فرد و اجتماع و دستيابي به آرامش و آسايش ايفا مي کند( نيکخو و آوادايس يانس، ۱۳۸۰). امروزه مشكلات جنسي شايع شده بطوريکه بيش از يک سوم زنان بزرگسال از اختلال ميل جنسي کم کار رنج مي برند( وارناک، ۲۰۰۲).  به همين لحاظ براي كمك به تعداد زيادي از همسران يا افرادي كه اينگونه مشكلات را تجربه مي كنند نياز قابل توجهي به خدمات درماني وجود دارد(اسپنس[۱]، ترجمه توزنده جاني و همكاران،  ۱۳۸۲). پژوهش حاضر به بررسي تاثير آموزش شناختي- رفتاري بر دانش ، نگرش و اعتماد به نفس جنسي زنان مي پردازد.

مواد و روشها: روش پژوهش نيمه تجربي از نوع پيش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماري شامل کليه زنان متاهل۴۰-۲۰ ساله مراجعه کننده به کلينيک زنان شهيد مطهري شيراز بودند که به روش نمونه گيري  در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفي در دو گروه آزمايش و کنترل گمارده شدند. در مورد گروه آزمايش، ۸ جلسه مشاوره شناختي –رفتاري اجرا شد و در مورد گروه کنترل هيچ مداخله اي انجام نشد. ابزارهاي پژوهش عبارت بودند ازپرسشنامه دانش جنسي( آن هوپر، ۱۹۹۲)، پرسشنامه نگرش جنسي (خوشابي و والايي، ۱۳۷۹) و پرسشنامه اعتماد به نفس جنسي( آن هوپر، ۱۹۹۲).

نتايج: نتايج پژوهش نشان داد که پس از مشاوره شناختي-رفتاري جنسي، دانش، نگرش و اعتماد به نفس جنسي در زنان گروه آزمايشي نسبت به قبل از مداخله و نسبت به گروه کنترل بهبودي  معني داري داشت( ۰۰۰۱/۰> p).

بحث و نتيجه گيري: از آنجايي که پژوهشگران متعددي اعتماد به نفس جنسي پايين ، دانش جنسي پايين و نگرش جنسي منفي را ازعوامل مهم ميل جنسي بازداري شده در زنان دانسته اند لذا مشاوره شناختي- رفتاري جنسي مي تواند با بهبود اين مولفه ها اين اختلال جنسي در زنان را برطرف کند.

واژگان کليدي: دانش جنسي – نگرش جنسي- مشاوره شناختي – رفتاري جنسي زنان

 

The study of effectiveness of sexual cognitive-behavioral therapy on females sexual knowledge, sexual attitude and sexual self-confidence in shiraz

Abstract

The purpose of present research was to study the effectiveness of sexual cognitive-behavioral therapy on improvement of sexual knowledge, sexual attitude and sexual self-confidence in women. This research was quasi-experimental with pre-post test and control group. 30 married women were selected through simple random sampling method and assigned to experimental and control groups. Sexual knowledge Questionnaire (Ann Hooper, 1992); sexual self-confidence Questionnaire (Ann Hooper, 1992) and sexual attitude Questionnaire (Khushabi & Valaie, 1379) administered to measure variables. The experimental group received sexual cognitive-behavioral therapy while control group was in waiting list. The results showed that interventions were effective in the women sexual knowledge ( p < 0.0001), sexual attitude ( p < 0.0001), and sexual self-confidence ( p < 0.0001). Therefore the results of this study showed that sexual cognitive-behavioral therapy could improve female sexual knowledge, sexual attitude and sexual self-confidence.

Key words: sexual knowledge – sexual attitude – sexual self-confidence –   sexual cognitive-behavioral therapy

 

مقدمه:

تمايلات جنسي پديده اي است كه اهميت به آن امري واقع بينانه و ناديده انگاشتن آن اشتباه مي باشد،‌ چرا كه مانند ساير اميال غريزي انسان از آغاز  تولد كودك وجود داشته است و متناسب  با رشد او متحول و شكوفا مي شود. در همين رابطه سازمان بهداشت جهاني  تعريفي را تحت عنوان بهداشت  جنسي ارائه داده است و در اين تعريف اين بهداشت را نوعي هماهنگي ميان ذهن،‌ احساس و جسم  در نظر گرفته كه مي تواند جنبه هاي عقلاني و اجتماعي انسان را در مسير رشد شخصيت او سوق دهد (آرمان،‌ ۱۳۸۴). متاسفانه امروزه مشكلات جنسي شايع بوده و به همين لحاظ براي كمك به تعداد زيادي از همسران يا افرادي كه اينگونه مشكلات را تجربه مي كنند نياز قابل توجهي به خدمات درماني وجود دارد. هر چند برآورد دقيق ميزان بروز اختلالات جنسي دشوار است،‌ اما مطالعات انجام شده بيانگر آن است كه ۳۰ تا ۵۰ درصد مردان و زنان با اين مشكلات جنسي مواجهند (اسپنس[۲]، ترجمه توزنده جاني و همكاران،  ۱۳۸۲).

فقدان  دانش جنسي يا اطلاعات نادرست درباره مسائل  جنسي با افزايش آسيب پذيري فرد،‌ زمينه ساز پيدايش بد كاركردي هاي جنسي وي مي شود(بشارت،‌ ۱۳۷۷). همچنين يكي ديگر از فاكتورهايي كه ممكن است مهم باشد افكار فرد يا شناخت او در مورد عمل جنسي يا توانايي اش  در مورد عملكرد جنسي مي باشد.

همچنين احساسي كه فرد نسبت به اندام ها و رفتارهاي جنسي و جنسيت خود دارد و در كاركردهاي جنسي او تاثير مي گذارد به عبارت ديگر افكار و احساساتي كه  فرد درباره خويشتن دارد،‌ اعتماد به نفس وي را تشكيل مي دهد كه به اين اعتماد به نفس در حيطه جنسي،‌ اعتماد به نفس جنسي اطلاق مي شود.  كسي كه اعتماد به نفسي پاييني دارد،‌ بي شك دچار مشكلاتي در امور جنسي و بالطبع  در مسائل زناشويي مي شود (عشقي،‌ ۱۳۸۵). كيرانوسكي[۳] و آندرسون[۴] (۱۹۹۸) به نقل از ميدلتون[۵]، كافل[۶]، هيمن[۷] (۲۰۰۸) بيان مي كنند كه زناني كه داراي طرحواره هاي جنسي مثبت مي باشند در مقايسه با زناني كه داراي طرحواره هاي منفي در مورد سكس مي باشند، احساس بهتري در مورد تجربيات جنسي خود دارند و اين طرحواره هاي مثبت آنان را به سوي وارد شدن به يك رابطه جنسي رضايت بخش تري هدايت مي كنند.

نتايج پژوهش و ستايمر[۸] و لوپاتر[۹] (۲۰۰۵) نشان داد كه بين عملكرد جنسي افراد و احساسي كه در مورد خودشان به عنوان يك شريك جنسي دارند رابطه مستقيم وجود دارد و از آنجا كه مسائل جنسي جزئي از شخصيت افراد است، پس هر مشكل جنسي منجر به كاهش اعتماد به نفس فرد مي­شود. در نتيجه افرادي كه از نابهنجاري جنسي رنج مي­برند، اغلب احساس خود كارآمدي و اعتماد به نفس پاييني دارند.

عشقي (۱۳۸۵) بيان مي­دارد كه فقدان جرأت ورزي و اعتماد به نفس در زنان با ميل جنسي پايين و مشكلات ارگاسمي مرتبط است. او همچنين ميزان دانش و آگاهي زوجين را در بهبود عملكرد جنسي آنان موثر مي­داند. يوسفي و همكاران (۱۳۸۴) طي تحقيقي كه انجام دادند به اين نتيجه رسيدند كه رابطه قوي بين دانش جنسي و نگرش جنسي در زوجين ديده مي­شود. به اعتقاد ايشان همبستگي بالاي بين دانش جنسي و رضايت زناشويي بيانگر اين امر است كه همزمان با افزايش آگاهي و دانش افراد در زمينه مسائل جنسي، رضايت زناشويي آنان نيز بيشتر مي­شود و همچنين با افزايش دانش جنسي افراد، نگرش آنان نسبت به مسائل جنسي منعطف­تر مي­شود.

امروزه معروف ترين و متداول ترين روش هايي که در درمان کژ کاريهاي جنسي به کار مي روند، از نوع درمانهاي رفتاري شناختي جنسي هستند( نيکخو و آواديس يانس، ۱۳۸۰). نتايج تحقيقات گيامي و دي کلومبي[۱۰] (۲۰۰۳) نشان داد که درمان شناختي- رفتاري و زوج درماني کاربردي ترين و مؤثرترين تکنيکهاي درماني شناخته شده هستند.  به دليل تابو بودن مسائل جنسي در ايران مشابه چنين مطالعاتي بسيار کم انجام گرفته است.

با توجه به مطالب گفته شده و اهميت روابط زوجين و حفظ و بقاي كانون خانواده و همچنين نبود مطالعات كافي در اين زمينه در ايران آموزش مسائل جنسي به زنان و كمك به رفع مشكل آنان امري بديهي به نظر مي رسد.  از اين رو ، با توجه به تاثير دانش، نگرش و اعتماد به نفس جنسي بر چگونگي روابط جنسي از يک سو و جايگاه درمان شناختي- رفتاري جنسي از سوي ديگر، پژوهش حاضر در صدد است به تعيين اثربخشي مشاوره به شيوه شناختي-رفتاري جنسي  بر بهبود دانش، نگرش و اعتماد به نفس جنسي زنان در شهر شيراز بپردازد.

مواد و روش پژوهش

در اين تحقيق طرح مورد استفاده، نيمه تجربي از نوع پيش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است که تاثير آموزش شناختي – رفتاري را بر دانش، نگرش و اعتماد به نفس جنسي زنان مي­سنجد. جامعه آماري پژوهش حاضر کليه زنان متأهل مراجعه کننده به کلينيک زنان درمانگاه شهيد مطهري شيراز بودند. معيارهاي ورود به مطالعه عبارت بودند از: ۱)برخورداري از سلامت جسمي و رواني «منظور از سلامت جسمي نداشتن بيماريهايي بود که بطور مستقيم شرکت زنان را در تحيق محدود مي کرد» ۲)متأهل بودن حداقل به مدت ۱ سال ۳)کساني که در شرف طلاق نباشند ۴)اعتياد نداشته باشند ۵)تنها يک بار ازدواج کرده باشند ۶)سن بين ۴۰-۲۰ سال داشته باشند ۷)ساکن شيراز باشند. معيارهاي خروج از مطالعه: ۱)سواد کمتر از ديپلم  ۲)باردار بودن يا شيرده بودن

نمونه پژوهش حاضر را ۳۰ نفر از تمامي زنان متأهل ۴۰-۲۰ ساله مراجعه کننده به کلينيک زنان درمانگاه مطهري شيراز که شرايط ورودي مطالعه را داشتند تشکيل مي­داد. در اين پژوهش نمونه­گيري به صورت در دسترس مي­بود .اين طرح پژوهشي شامل دو گروه آزمايش و کنترل ميباشد که در هر گروه ۱۵ نفر بطور تصادفي قرار گرفتند.

در اين پژوهش به منظور سنجش دانش و آگاهي جنسي زنان از پرسش نامه دانش جنسي ساخته شده توسط آن هوپر[۱۱] (۱۹۹۲) استفاده شد که داراي ۱۵سؤال پيرامون مسائل جنسي زنان و مردان بود و از اين رو براي هر جنس کارآيي داشت. همچنين مواد آزمون به صورت درست – غلط پاسخ داده مي­شد غلط=۰ درست=۱ از اين رو حداکثر نمره آزمون ۱۵ و حداقل نمره آن صفر بود. اين آزمون در پژوهش عشقي (۱۳۸۵) استفاده شده بود و همساني دروني آن نيز از ضريب آلفاي کرونباخ استفاده گرديد و اين ضريب برابر ۷۲/۰ بدست آمده بود.

به منظور سنجش نگرش جنسي در اين پژوهش از پرسشنامه نگرش جنسي ساخته شده توسط دکتر کتايون خوشابي و ناصر والايي (۱۳۷۹)استفاده شد. اين پرسشنامه شامل ۱۶ سؤال بود که با جواب­هايي به روش ليکرت (کاملاً مخالف- مخالف-موافق-کاملاً موافق) را شامل مي­شد. ميزان روايي و پايايي اين پرسشنامه توسط دکتر کتايون خوشابي و ناصر والايي در مطالعه­اي تحت عنوان بررسي نگرش و رضايت نسبت به رابطه جنسي در زنان در دانشگاه شهيد بهشتي انجام شده بود، ۹۵% بدست آمده است.همچنين به منظور سنجش اعتماد به نفس جنسي از پرسشنامه اعتماد به نفس جنسي آن هوپر[۱۲] (۱۹۹۲) استفاده شد. اين آزمون در پژوهش عشقي (۱۳۸۵) استفاده گرديده، و روايي محتوايي پرسشنامه توسط پنج متخصص مشاوره و روان شناسي تاييد شد. براي تعيين همساني دروني پرسشنامه نيز از ضريب آلفاي کرونباخ استفاده گرديده بود که اين ضريب برابر ۷۰/۰ بدست آمده بود.

جهت انجام پژوهش پس از انتخاب آزمودني ها ، پيش آزمون بر روي آنها اجرا شد. سپس، متغير مستقل پژوهش يعني درمان شناختي- رفتاري جنسي که شامل هشت جلسه درماني ۹۰ دقيقه اي و هر هفته يک جلسه بود، اجرا شد. شرح اين جلسات که با استفاده از منابع معتبر علمي و نظرخواهي و مشورت متخصصين تنظيم شده بود، بدين صورت مي باشد. جلسه اول: معارفه و بررسي عوامل موثر و تاريخچه مشکل و بيان منطق درمان. جلسه دوم : : آموزش مهارت­هاي شناختي( آموزش آرميدگي وآموزش مهارت خيال پردازي) جلسه سوم: ادامه آموزش مهارت­هاي شناختي (آموزش مهارت­هاي تمرکز-توجه) جلسه چهارم :آشنايي باافکار و عقايد منفي که باعث بروز احساسات منفي نسبت به مسائل جنسي مي­شود. با شناخت افکار منفي در رابطه با خود، در افزايش اعتماد به نفس جنسي به درمانجويان کمک شد. جلسه پنجم: توضيح اثر عوامل روان شناختي در کارکرد جنسي جلسه ششم : بازسازي شناختي جلسه هفتم: آموزش اختلال­هاي جنسي در زنان جلسه هشتم: آموزش مهارت­هاي ارتباطي و حل مساله. پس از پايان جلسات درماني، آزمودني هاي گروه کنترل و گواه مجدداً مورد ارزيابي قرارگرفتند.جلسات مشاوره توسط خود محقق و مراحل آزمونهاي پيش و پس از مداخله توسط همکار پژوهشگر که به گروهها ناآگاه بود انجام گرفت.

يافته ها

فرضيه هاي پژوهش حاضر بر تاثير آموزش شناختي –رفتاري بر دانش، نگرش و اعتماد به نفس جنسي زنان دلالت دارند. لازم به ذکر است که در خصوص مقايسه دو گروه، در به کارگيري آزمونهاي آماري، p<0/05در نظر گرفته شده است و براي متغيرهايي که در پراکندگي نرمال بوده از آزمون تي استفاده شده و براي متغيرهايي که در پراکندگي نرمال نبود، (با بکارگيري تست کولموگروف- اسمپير نوف) از آزمونهاي ناپارامتريک نظير کاي دو- من وتيني و ويل کاکسون استفاده شده است.

.جدول۱- جدول تست کولموگروف اسميرنوف جهت تعيين نرمال بودن متغيرهاي اصلي پژوهش

متغيرها اعتماد به نفس جنسي نگرش جنسي دانش جنسي
کولموگرف اسميرنوف Z ۷۰۲/۰ ۷۶۹/۰ ۱۶۰/۱
Sig(دو طرفه) ۷۰۸/۰

 

۵۹۵/۰ ۱۳۶/۰

 

در اين مطالعه از عواملي شامل آگاهي، نگرش و اعتماد به نفس جنسي در برنامه ريزي آموزشي استفاده گرديده. بر اساس آزمون تي مستقل، ميانگين آگاهي افراد از روابط جنسي در دو گروه آزمون و کنترل به ترتيب ۴۶/۹ و ۸۶/۱۱ در قبل از مداخله بوده است که اختلاف معني داري را نشان نمي دهد (۱۸/۰= p) اما پس از مداخله، با ميانگين ۸۴/۱۳ و ۲۶/۱۲ به ترتيب در گروه آزمون و کنترل اختلاف معناداري در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل و نيز نسبت به قبل از مداخله مشاهده گرديد p<o/ooo1) (در حاليکه در گروه کنترل اختلاف معناداري در قبل و بعد از مداخله وجود نداشت.

جدول۲- مقايسه ميانگين و انحراف معيار نمرات دانش ،اعتماد و نگرش جنسي، دو گروه آزمون و کنترل قبل و پس از مداخله

متغيرهاي اصلي group N Mean Std. Deviation
پيش آزمون آزمايشي ۱۳ ۶۹۲۳/۳۴ ۷۵۰۴۶/۱ ۴۸۵۴۹/
اعتماد به نفس جنسي کنترل ۱۵ ۷۳۳۳/۳۳ ۹۴۴۴۷/۱ ۵۰۲۰۶/
پس آزمون آزمايشي ۱۳ ۳۸۴۶/۳۷ ۴۳۳۷۴/۲ ۶۷۵۰۰/
کنترل ۱۵ ۹۳۳۳/۳۴ ۹۶۳۲۷/۲ ۷۶۵۱۱/

 

پيش آزمون آزمايشي ۱۳ ۴۶۱۵/۹ ۳۶۶۹۷/۲ ۶۵۶۴۸/
دانش جنسي کنترل ۱۵ ۸۶۶۷/۱۱ ۱۲۵۴۶/۱ ۲۹۰۵۹/

 

پس آزمون آزمايشي ۱۳ ۸۴۶۲/۱۳ ۸۹۸۷۲/۰ ۲۴۹۲۶/
کنترل ۱۵ ۲۶۶۷/۱۲ ۱۶۲۹۲/۱ ۳۰۰۲۶/

 

پيش آزمون آزمايشي ۱۳ ۵۳۸۵/۲۳ ۲۵۶۱۶/۳ ۹۰۳۱۰/
نگرش جنسي کنترل ۱۵ ۵۳۳۳/۲۳ ۶۱۴۹۸/۲ ۶۷۵۱۸/

 

پس آزمون آزمايشي ۱۳ ۱۵۳۸/۳۱ ۵۶۵۴۶/۵ ۵۴۳۵۸/
کنترل ۱۵ ۰۶۶۷/۲۴ ۷۶۳۷۱/۲ ۷۱۳۵۹/

 

در خصوص متغير نگرش کل نسبت به رابطه ي جنسي، آزمون تي مستقل، نشان داد که در قبل از مداخله، ميانگين آن در گروه آزمون و کنترل بترتيب ۵۳/۲۳ و ۵۴/۲۳ بوده که اختلاف معناداري بين آن دو وجود نداشت، اما پس از مداخله با ميانگين ۱۵/۳۱ و ۰۶/۲۴ به ترتيب در گروه آزمون و کنترل در نمرات نگرش جنسي تفاوت معني داري وجود داشت p<0/0001) (در حاليکه در گروه کنترل، اختلاف معني داري حاصل نشد.

همانطور که در جدول۱  نشان داده شده است، ميانگين کل اعتماد به نفس جنسي در دو گروه آزمون و کنترل به ترتيب ۶۹/۳۴ و ۷۳/۳۳ در قبل از مداخله بوده است که تفاوت معناداري نيست، ولي پس از مداخله، اختلاف بين دو گروه فوق الذکر با ميانگين ۳۸/۳۷ و ۹۳/۳۴ معنادار بود p<o/ooo1) (.

بحث و نتيجه گيري

در اين پژوهش، جهت دستيابي به هدف کلي، تعيين تأثير آموزش شناختي رفتاري بر دانش، نگرش و اعتماد به نفس جنسي زنان داده هاي بدست آمده از مطالعه حاضر، مورد تجزيه و تحليل و ارزيابي قرار گرفت. از آنجايي که مسائل جنسي در هاله و لفانه اي از مسائل نادرست و خرافي پيچيده شده است و صحبت درباره آن معمولاً با احساسات منفي مثل شرم، گناه و رفتارهايي از قبيل کمرويي، گستاخي و بي حيايي همراه است (اوحدي، ۱۳۸۴)، در اين پژوهش سعي شده که حداقل سطح تحصيلات به عنوان  معيار ورودي افراد، ۱۲ سال معادل ديپلم باشد که انجام آموزش و صحبت در مورد مسائل جنسي راحتر و قابل قبولتر باشد و همچنين اين امر احتمالاً موجب يادگيري و درک بهتر و عميق تر مسائل مطرح شده مي شد.

يافته هاي پژوهش حاضر، نشان داد که در زمينه نگرش جنسي در قبل از مداخله آموزشي اختلاف در دو گروه آزمون و کنترل وجود نداشت (جدول شماره ۲ ) اما بعد از مداخله افزايش معناداري در نگرش جنسي در گروه آزمون حاصل شد. هم چنين در دو گروه فوق الذکر از نظر دانش جنسي و اعتماد به نفس جنسي اختلاف معناداري در قبل از مداخله وجود نداشت. اما پس از مداخله آموزشي در گروه آزمون افزايش چشمگيري در ميانگين نمرات ديده شد که  بيانگر تأثير مداخله آموزشي در گروه آزمون بوده است اين يافته با يافته هاي عشقي (۱۳۸۵) همسو است.

پژوهشهاي فراواني نشان داده اند که آموزش هاي شناختي- رفتاري در درمان بسياري از اختلالات رواني- جسمي مؤثر بوده است حتي اگر در مورد اين بيماريها ساير انواع درمانها نيز وجود داشته باشد (وي- اي کابالو[۱۳]، ۲۰۰۹). از جمله (هوير[۱۴]، ۲۰۰۹) و(ژاکوس[۱۵]، ۲۰۰۱) از آموزش شناختي رفتاري براي کاهش اختلال عملکرد جنسي استفاده کرده اند و هر دو نشان داده اند که اين روش تأثير مفيد و معناداري را داشته است.

در ايران نيز دهقاني، ۱۳۸۳ در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد که آموزشهاي شناختي و رفتاري در افزايش مهارت هاي جنسي در گروه آزمايش مؤثر بوده و باعث افزايش معنادار سطح نگرش گروه آزمايش نسبت به قبل از مداخله و همچنين نسبت به گروه کنترل شده است.نتايج تحقيقات گيامي و دي کلومبي[۱۶] (۲۰۰۳) نشان داد که درمان شناختي- رفتاري و زوج درماني کاربردي ترين و مؤثرترين تکنيکهاي درماني شناخته شده هستند. نتايج پژوهش عشقي (۱۳۸۵) نشان داد که مشاورة شناختي- رفتاري توانسته است اعتماد به نفس جنسي زنان را افزايش دهد. همچنين اين تحقيق نشان داد که درمان شناختي- رفتاري جنسي بر بهبود بي پرده گويي جنسي زمان مؤثر است.

همانطور که قبلاً ذکر شد يکي از مؤلفه هاي درمان رفتاري- شناختي پژوهش حاضر، ارائه اطلاعات و دانش جنسي بوده است. در اين راستا، پژوهشگران متعددي از جمله مسترز و جانسون [۱۷](۱۹۷۰)، بنکرافت[۱۸] (۱۹۸۹) و اسپنس (۱۹۹۱) به رابطه ي بين دانش و نابهنجاري هاي جنسي اشاره کرده اند.پژوهشگران متعددي در راستاي درمان اختلالات جنسي از ارائه دانش و اطلاعات جنسي استفاده کرده اند. مک مولن و روزن[۱۹] (۱۹۷۹) در درمان زنان مبتلا به اختلالات جنسي به شيوة شناختي- رفتاري از ارائه دانش و اطلاعات به عنوان يکي از مؤلفه هاي اصلي درمان استفاده کردند که نتايج مثبتي را در پي داشت.

همچنين گلمن[۲۰] (۱۹۸۳) اظهار داشتند که ارائه آموزش ها و اطلاعات جنسي مربوط به چرخه پاسخ جنسي، آناتومي بدن، بيولوژيکي و تکنيکهاي جنسي از جمله اصول اساسي رويکرد رفتاري مؤثر در درمان نابهنجاري جنسي هستند.

همانطور که قبلاً ذکر شد، در پژوهش حاضر نيز تمام موارد بالا جهت افزايش دانش جنسي در افراد گروه آزمايشي آموزش داده شد پس مي توان اين گونه نتيجه گيري کرد که اين پژوهش در افزايش دانش و آگاهي جنسي زنان به عنوان يکي از مؤلفه هاي درماني موفق بوده  است. در اين پژوهش بين دانش جنسي و نگرش جنسي نيز همبستگي معني دار و مثبت بود. در مطالعة لانگر و دانکان[۲۱] (۱۹۹۳) که به بررسي نقش دانش و نگرش جنسي افراد در فرايند تصميم گيريهاي پرخطر پرداخته بودند، دانش و نگرش جنسي افراد همبستگي بالايي با هم داشتند در پژوهش لورنس و ژانت[۲۲] (۱۹۹۳) نيز اين همبستگي مشاهده شد. در پژوهش هايي که به آموزش جنسي زوجين پرداخته اند، آموزش ها علاوه بر افزايش آگاهي نگرش جنسي زوجين را نيز تغيير داده اند (شجاعي زاده- قبه و منصوريان ۱۳۸۳) اين نتايج حاکي از تغيير همزمان دانش جنسي و نگرش جنسي پس از دريافت آموزش جنسي است و بيانگر آن است که اين دو مقوله همبسته اند.

بعضي از محققين (يوسفي ۱۳۸۴) بر اساس يافته هاي پژوهش خود، اشاره به اهميت نظري و پژوهشي نگرش جنسي نموده و به درمانگران و مشاوران توصيه کرده اند که به عنوان يکي از وظايف اصلي درمان، تغيير نگرشها و باورهاي ناسازگار را حتماً وارد آموزش خود نمايند. همچنين همبستگي معني دار دانش جنسي با نگرش جنسي اين نظريه را پيش مي کشد که با افزايش دانش جنسي افراد نگرش آنان نسبت مسائل جنسي منعطف تر شود.

همانطور که ملاحظه شد در تمام پژوهش هاي فوق، به تاثير آموزش شناختي – رفتاري بر بهبود عملکرد جنسي پرداخته شده است و  با بالا رفتن ميانگين نمرات دانش و نگرش و اعتماد به نفس جنسي زنان  نيز در اين پژوهش  مي توان اين گونه نتيجه گيزي کرد که روش شناختي –رفتاري يکي از مولفه هاي درماني موفق بوده است.

البته محقق با محدوديت هايي نيز در اين پژوهش  مواجه بود. بدليل تعداد نسبتاً کم افراد در هر گروه يافته هاي اين پژوهش امکان تعميم پذيري کمتري به جامعه زنان دارد و بدين منظور پژوهشهايي با حجم نمونه بيشتر و امکانات زماني و مالي بيشتري را مي طلبد. همچنين بدليل تابو بودن مسائل جنسي در جامعه، در مرحله نمونه گيري و جمع آوري اطلاعات، محقق با مشکلات فراواني در جهت توجيه افراد براي شرکت و ادامة پژوهش مواجه بوده است.

پيشنهادات:

با توجه به يافته هاي پژوهش حاضر پيشنهاد مي شود روشهاي درماني مشابه به مدت طولاني تر با حجم نمونه بيشتر در سطوح مختلف تحصيلي و سني انجام گيرد. همچنين براي بررسي ميزان پايداري تاثير درمان پيشنهاد مي شود آزمون هاي پيگيري به فواصل مختلفي پس از اتمام مداخله درماني صورت گيرد.

همچنين با توجه به تاثيرفوق العاده وانکار ناپذير روابط جنسي در کيفيت روابط زناشويي پيشنهادمي شود کارگاههاي آموزشي بهبود ارتباط جنسي با هدف پيشگيري از مشکلات جنسي زوجين در مراکز مشاوره و راهنمايي داير گردد. از اين طرح ميتوان به عنوان عامل درماني در راستاي افزايش عزت نفس زنان، صميميت زوجين، کاهش تعارضات زناشويي و… استفاده کرد.

محقق بر خود لازم مي داند از تمامي زنان شرکت کننده در اين پژوهش و همچنين همسران ايشان که مراتب شرکتشان را محقق کردند، بعلاوه همکاراني که در مرحله جمع آوري اطلاعات در مرحله پيش و پس آزمون به محقق کمک نمودند کمال سپاسگزاري و تشکر را نمايد.

منابع فارسي

  • آرمان، سرور. (۱۳۸۴). مقايسه اختلالات عملکرد جنسي زنان قبل و بعد از يائسگي. فصلنامه علمي پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي اراک .سال هشتم، شماره ۳، ص ۷-۲٫
  • اسپنس، سوزان اچ . (۱۹۹۱). درمان اختلالات جنسي، ديدگاه شناختي-رفتاري . (ترجمه حسن توزنده جاني و همکاران ، ۱۳۸۰). تهران : پيک فرهنگ.
  • اوحدي، بهنام. (۱۳۸۴). تمايلات و رفتارهاي جنسي انسان . اصفهان: صادق هدايت.
  • بشارت، محمد علي.(۱۳۷۷). مشکلات جنسي، طبقه بندي، علت شناسي، سنجش و درمان. مجله تازه هاي روان درماني، ۱۰- ۹، ص ۲۹- ۲٫
  • دهقاني، اکرم؛ محمد خاني، پروانه؛ يونسي، جلال. (۱۳۸۳). بررسي تاثير آموزش مهارت هاي جنسي بر تغيير نگرش جنسي زوجين در شرف ازدواج. پايان نامه کارشناسي ارشد . دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي.
  • شجاع زاده، د.: قبه،ن.: منصوريان ، م.( ۱۳۸۳). بررسي تاثير آموزش بهداشت بر ميزان آگاهي و نگرش جنسي زوجين درباره وسايل پيشگيري از حاملگي. چکيده مقالات سمينار جايگاه بهداشت جنسي در باروري و ناباروري . تهران: دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي، درماني شهيد بهشتي.
  • عشقي، روناک؛ بهرامي، فاطمه؛ فاتحي زاده، مريم السادات. (۱۳۸۵). بررسي اثر بخشي مشاوره شناختي- رفتاري جنسي زوجين بر بهبود سرد مزاجي زنان آنان در شهر اصفهان. پايان نامه کارشناسي ارشد. دانشگاه اصفهان.
  • مسترز، ويليام؛ جانسون، ويرجينيا. احساسات و پاسخ هاي جنسي انسان. ( ترجمه بهنام اوحدي، ۱۳۸۳). اصفهان: صادق هدايت.
  • نيکخو، محمد رضا؛ آوادايس يانس، هاماياک.(۱۳۸۰). زندگي جنسي زنان، آشنايي با رفتارهاي جنسي و روشهاي شناخت و درمان اختلالات جنسي زنان. تهران: سخن.
  • يوسفي، اسکندر؛ نوراني پور، رحمت اله؛ بشارت، محمد علي.( ۱۳۸۴). بررسي رابطه دانش و نگرش جنسي با رضايت زناشويي در زوجين ساکن در مجتمع پژوهشگران جوان دانشگاه شهيد بهشتي. پايان نامه کار شناسي ارشد. دانشگاه شهيد بهشتي.

 

Refrence:

– Bancroft, J.(1989). Human sexuality and its problems(2nd), Edinburgh : Churchill Livingstone.

– Caballo, V.E.(1998). International handbook of cognitive and behavioral treatments for psychological disorders.Granada,spain.

– Gellman, C.( 1983). Behavioral approach to sexual dysfunction. Encephale, 49B-55B.

– Giami,A.& De Colomby, P.(2003).Sexology as a profession in France. Archives of sexual Behavior, 32(4),371.

–  Hoyer, Jurgen; Uhmann, Stefan;  Rambow, Jana; Jacobi, Frank. (2009). Reduction of sexual dysfunction: by product of cognitive- behavioural therapy for psychological disorders.Journal Sexual and Relationship Therapy, vol 24,64-73.

– Jacques, J.D.M.; Lankveld ,Van  ; Everaerd, Walter;Grotjohann, Yvonne.(2001). Cognitive-behavioral Bibliotherapy for sexual Dysfunctions in Heterosexual Couples. Journal of sex research,38

– Langer,M. ; Zimmerman, S. W. &Duncan, C.(1993).Decision-making orientation and AIDS-related knowledge, attitudes, and begaviors of Hispanic, African- American, and Whiteadleseents. Health psychology. 12, 227-234. Abstract retrieved Aug 8,2005, from Psych INFO database.

– Lawrence, S.& Janet, S.(1993). African- American adolescents knowledge, health- related attitudes, Sexual begavior, and contraceptive decisions: Implications for the prevention of adolescent HIV infection. Journal of consulting & clinical  Psychology.61,104- 112. Abstract retrieved Jul 15, 2005, from Psych INFO database.

– McMullen, S.& Rosen, R. C. (1979). Self-administrating masturbation treating in the treatment of primary orgasmic dysfunction. Journal of consulting and cilinical psychology, 47,912-918.

– Middlelton , L.S.;Kuffel,S.W.;Heiman; J.R.(2008). Effectes of Experimentally Adopted Sexual Schemas on Vaginal Response and Subjective Sexual Arrousal. Journal Sex behavior, 10.

– Warnock, J.J.(2002).Female hypoactive sexual desire disorder: epidemiology, diagnosis and treatment. CNS Drugs, 16(11),745-753.

– Whestheimer ,R.;Lopater, S.(2005). Human Sexuality: Apsychology perspective. (2thed) Philadelphia: Lippincott Williams& Wilkins.