بررسی تاثیر دو زبانگی

بررسی تاثیردوزبانگی در یادگیری زبان فارسی دانش آموزان اول دبستان

 

چکیده

این مقاله کوشیده است تا تاثیردوزبانگی با پیشرفت تحصیلی زبان فارسی دانش آموزان را در منطقه ای دو زبانه مورد بررسی قرار دهد. و از روش و الگوی کمی – مقایسه ای استفاده شده است. جامعه آماری مورد پژوهش شامل دانش آموزان پایه اول مدارس ابتدایی شهرستان چابهار در سال تحصیلی ۹۴- ۹۳است که به طور تصادفی ۱۵۰نفر از آنان به عنوان گروه نمونه انتخاب شده اند. برای تجزیه وتحلیل داده ها علاوه بر روشهای آمار توصیفی از آمار استنباطی شامل مقایسه میانگین ها و آزمون t و نیز رگرسیون استفاده شده است. یافته های به دست آمده از پژوهش، نشان دهنده تفاوت بین میانگین نمرات درس زبان فارسی دانش آموزان یک زبانه و دو زبانه می باشد و دانش آموزان یک زبانه نسبت به دانش آموزان دوزبانه دارای پیشرفت تحصیلی بیشتری در این درس می باشند. در تبیین تاثیرات دوزبانگی بر پیشرفت تحصیلی می توان دریافت در مواردی که نظام آموزشی استفاده کردن از زبان های مادری در محیط های آموزشی را توصیه نمی کند، دانش آموزان دوزبانه، در بدو ورود به مدرسه، زبان مادری خود را که در یک فرایند پیچیده و در ارتباط مستقیم با محیط پیرامون خود فرا گرفته اند در سازمان دهی تحصیلی متجانس نمی یابند. یعنی اینکه سازماندهی محتوا و انتقال آن به دانش آموزان بر پایه زبان رسمی است. در حالی که ارتباط غیر رسمی درون مدرسه ای می تواند خارج از کانال ارتباطی رسمی، به زبان مادری برقرار شود. از سوی دیگریافته های به دست آمده از این پایان نامه نشان دهنده این است که تک زبانه یا دو زبانه بودن معلمان در پیشرفت درس زبان فارسی دانش آموزان دوزبانه تاثیر دارد و دانش آموزان دوزبانه ای که معلمشان دوزبانه است پیشرفت بیشتری در این درس داشته اند.

واژه ها ی کلیدی:دوزبانگی – یادگیری زبان فارسی – بلوچی – سیستان و بلوچستان – چابهار.

مقدمه

از موضوعات مهمی که امروزه سیاست گذاران آموزشی، روان شناسان و معلمان با آن مواجه اند چگونگی ارتباط میان دو زبانگی و تعلیم و تربیت است. واژه دو زبانه[۱] يا چند زبانگی دربارة افراد یا جوامعی به کار میرود که بیش از یک زبان را در امر ارتباطات خود به کار می­برند. کاربرد متناوب دوزبان را به وسیله ی یک فرد دوزبانگی و فردی را که چنین عملی را انجام میدهد دوزبانه می­گویند. به عبارت دیگر دو یاچند زبانگی وضعیتی است که فرد به دو یا چند زبان با دیگران ارتباط برفرار می کند.(مدرسی،۱۳۹۱) فرد دوزبانه با زبان دیگری که در کشور عمومیت یافته و برای او در حکم زبان دوم است، آشنا شده و آموزش می­بیند (لی. وی، ۲۰۱۰)به نحوی که در هر لحظه می تواند به هر دو زبان سخن بگوید و بفهمد (نیلی پور،۱۳۶۸).

طبق تعریف فرهنگ لغات آکسفورد، اصطلاح دوزبانه به فردي اطلاق می شود که قادر است کلام خود را به دو زبان مطرح کند و یا فردي که دو زبان را می داند و از آن دو استفاده می کند (مسکیان[۲]،۲۰۰۵). عموماً اصطلاح دوزبانه به افراد یا گروههایی اطلاق می شود که توانش زبانی آنها در آن دو زبان، به ویژه در بعد کلامی، در حد کاربران بومی آن دو زبان باشد. به هر حال طبق نظر باتلر و هاکوتا «دوزبانگی رفتار پیچیده  روانشناختی ، زبانی و اجتماعی- فرهنگی است که ابعاد گوناگونی دارد (باتلر و هاکوتا[۳]؛۲۰۰۶).

به هر صورت زبانهائی در داخل مرزهای سیاسی یک کشور قرار گرفته اند که زبان رسمی نیستند و از طرف دیگر خط مستقل و ادبیات جداگانه ای ندارد یعنی با زبان رسمی کشور از لحاظ اجتماعی همپایه نیستند.مانند گویش های ترکی و لری و بلوچی در ایران. (زندی،۱۳۹۳)افرادی که با این زبانها بزرگ شده اند در تحصیل شاهد برخوردها ودخالت های زبان (داگلاس؛ ۱۹۴۱)رسمی با زبان مادری آنها هستند و این مساله چالش هائی را بوجود خواهد آورد.مواجه می شوند .

 

 

البته درک این که چه کسی دوزبانه است کاری سخت است. چهار مهارت درباره زبان وجود دارد که عبارت است از صحبت کردن، شنیدن یا درک کردن، خواندن و نوشتن. یک شخص ممکن است توانایی سخن گفتن در یک زبان را داشته باشد اما در نوشتن و یا خواندن آن ناتوان باشد یا اینکه قادر به درک و خواندن آن زبان باشد اما توانایی نوشتن و صحبت کردن را نداشته باشد. ورود كودك دوزبانه به مدرسه، حادثه اي ناگوار براي اوست كه در پيشرفت تحصيلي و رشد اجتماعي، عاطفي و شناختي وي پيامدهايي منفي دارد و چون كودك در برابر زباني قرار مي گيرد كه با آن ناآشناست و در محتواي فرهنگي وي يافت نمي شود، درنتيجه، فاصله اي ارتباطي ميان كودك و مدرسه برقرار مي شود. تحقيق هاي انجام شده درخصوص مشكلات حاصل از دوزبانگي در دانش آموزان نشان مي دهند كه كودكان دوزبانه ممكن است تحصيلات خود را به پايان برسانند، درحالي كه مهارت هايشان در هر دو زبان اندك است و فرصتي اندك براي پيوستن به جامعه بزرگ تر دارند همان طوركه نتايج پژوهش هاي سائر[۴] (۱۹۲۴)، كامينز[۵] (۱۹۷۶) و لامبرت[۶] (۱۹۷۷) نيز نشان مي دهند، كودكان دوزبانه نسبت به كودكان يك زبانه، عملكردي ضعيف تر دارند.

اثرات دوزبانگی

بین پژوهشگران و متخصصین تعلیم و تربیت در مورد اثرات دوزبانگی روی کودکان از قدیم الایام بحث­های فراوانی وجود داشته است. بعضی معتقدند که دوزبانگی اثرات منفی بر پیشرفت زبان، اهداف تربیتی، رشد شناختی و هوش می­گذارد، بعضی دیگر بر این باورند که دوزبانگی دارای اثرات مثبت بوده و اینکه کودک نه فقط در مدرسه دارای پیشرفت است بلکه  همچنین دارای قابلیت شناختی و قدرت ابتکار بالایی می­باشد.(گروسین[۷]۱۹۸۲).

رونزات (به نقل از میاکه۲۰۰۵[۸]) از طریق بررسی­هایی به اثرات مثبت دوزبانگی پی برد. از آن طرف،دیولی و بورت[۹] (به نقل از الن[۱۰] ۲۰۰۵) در پژوهشی که در سال ۱۹۷۲ انجام دادند اثرات منفی آن را در کودکان دوزبانه گزارش دادند.

بر پایه مطالعاتی که در ایران در ارتباط با دوزبانه ها صورت گرفته است به عنوان نمونه مهرجو و هادیان (۱۳۷۱) ؛ دیناروند(۱۳۷۳) ؛ اصل فتاحی (۱۳۷۳)، کودکان مربوط به اقلیت های زبانی در یادگیری زبان رسمی کشور در مدارس ما مشکل مواجه هستند .لطف آبادی (۱۳۶۵)اظهار می دارد که یک کودک دوزبانه ترک زبانی که وارد مدارس دولتی می شود در یادگیری دروس مختلف از جمله مهارت های خواندن و نوشتن با مشکل روبه رو می شوند.

هزاریان (۱۳۷۰) به بررسی مشکلات دانش آموزان دوزبانه ترک- فارس در استان چهارمحال و بختیاری پرداخت. خوش روش (۱۳۷۴) نشان می دهد دانش آموزان دوزبانه در دروس فارسی و علوم تجربی به طور معناداری از دانش آموزان یک زبانه ضعیف ترند. الیاسی (۱۳۹۱) به این نتیجه رسید که حتی پس از سپری کردن چهارسال تحصیلی در مدرسه ، هنوز هم شکاف آموزشی میان دانش آموزان فارسی زبان و غیرفارسی زبان پر نشده است.

کلانتری و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهشی به تعیین الویت بندی روشهای مناسب تدریس دوزبانه و تأثیر این روشها بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پرداختند . مدیر خامنه (۱۳۹۰) در پژوهشی ، انتقال بینابینی مهارت ها و میزان استفاده از مهارت زبان دوم را در میان دانشحویان بررسی می کند

پژوهشهای خوب،محی الدینی (۱۳۵۳) عارفی (۱۳۵۷) مکوندی و همکاران(۱۳۷۷) خانزاده(۱۳۷۱) دیناروند (۱۳۷۲) الهام پور(۱۳۷۷) تقی­زاده (۱۳۵۱) نجاریان و مکوندی (۱۳۷۷) کریمی­پور و الیاسی(۱۳۹۱) پناهی(۱۳۸۴) محمدزاده(۱۳۶۵) جعفريان(۱۳۸۱)نشان میدهد که پیشرفت تحصیلی دانش آموزن دوزبانه کمتر و میزان افت تحصیلی آنها بیشتر بوده است . این نتایج همسو با یافته های پژوهش های پیشین در ایران (مهرجو و هادیان، ۱۳۷۱ ؛ دیناروند، ۱۳۷۳ ؛ اصل فتاحی،۱۳۷۳؛) است ، و نشان می دهد که فاصله میان دانش آموزان فارسی زبان و غیر فارسی زبان از نظر پیشرفت تحصیلی حتی پس از چهار حضور در مدرسه هنوز پر نشده است.

 

 

یافته های مطالعات در خارج از ایران هم نشان می دهند که کودکان دو زبانه در تکالیف مدرسه ای نسبت به همسالان یک زبانه خود ضعیف عمل می کنند سایر (۱۹۲۳) در تحقیق بر روی کودکان دوزبانه (انگلیسی- ویلزی) دریافت که در محیط های روستایی کودکان دوزبانه هوشبر پایین تری نسبت به کودکان یک زبانه دارند. جونز و استوارت[۱۱] (۱۹۹۱، به نقل از می و هیل، ۲۰۰۴) نیز دریافتند که کودکان یک زبانه در انواع آزمونهای هوش بر کودکان دوزبانه برتری دارند. بررسی های جمیسون و ساندرفورد[۱۲]( ۱۹۴۵) و دارسی[۱۳] ، (به نقل از میاکه و شا،۱۹۹۹) حاکی از برتری هوشی افراد تک زبانه بود در حالی که مطالعات بیل و لمبرت[۱۴] (۱۹۶۲) گروسی[۱۵](۱۹۸۲)، می و هیل[۱۶] (۲۰۰۴) حاکی از برتری افراد دوزبانه است. در این میان مطالعات برخی دیگر از محققان تفاوت محسوسی را بین این دو گروه یافت نکردند.بیالیستوک[۱۷](۲۰۰۴) تأثیر دوزبانگی را بر روی رشد زبانی و سواد مورد پژوهش قرار می دهد. در مقابل پژوهشهای زیادی که چالشهای افراد دوزبانه را اثبات می کند،تحقیقات دیگری اعتقاد متفاوتی دارند. لی(۲۰۰۷) در پژوهشی اعلام کرد که دو زبانگی تأثیر معنی داری بر استعداد و هوش افراد دوزبانه دارد . باربارا توردل[۱۸](۲۰۰۷) نشان داد که با وجود اینکه افراد دوزبانه در استعداد زبانی با افراد یک زبانه یکسان بودند ولی در پیشرفت تحصیلی به نحو چشمگیری بر آنها سبقت می جویند. مطالعات انجام شده در کانادا نشان داد که دو زبانگی سبب افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می گردد. لیندا، ام.مک مولین[۱۹]،(۲۰۰۲) هاشین ، آر، ای وساهیل، اس، ای[۲۰] (۱۹۹۴) معتقد هستند مهارتهای زبان مادری موجب تسهیل یادگیری زبان دوم می شود. کندی، پارک وهای – سنیگ[۲۱](۱۹۹۴) در مطالعه ای از زبان محاوره ای خانه به عنوان یک متغیر پیش بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مکزیکی و آسیایی مقیم آمریکا استفاده کردند.دسته ای از دیگر پژوهش ها که غالباً پس از دهه پنجم قرن بیستم صورت گرفته ، نشانگر برتری و تفوق افراد دو یا چند زبانه در توانایی های زبانی ، هوش غیرکلامی ، انعطاف پذیری ذهن و خلاقیت هستند.بنظر ما حق با گروه اول است به دلیل تفوفق کمی وکیفی پژوهشها ومستندات علمی بیشتر.

روش پژوهش و نحوه گرد آوري داده ها

در این تحقیق سعی بر آن است که به این سوال پاسخ داده شود که آیا دوزبانگی بر یادرگیری زبان فارسی دانش آموزان  پایه اول ابتدایی تأثیر دارد؟لذا روش استفاده شده در این تحقیق روش کمی – مقایسه ای می باشد.

جامعه آماری از میان دانش آموزان پایه اول مدارس ابتدایی شهرستان چابهار به طور تصادفی انتخاب شده است. ابتدا ۱۵۰ دانش آموز پایه اول که به زبان بلوچی تکلم می کردند و در واقع دوزبانه هستند انتخاب گردیدند و از میان آنها ۳۰ نفر با استفاده از جدول تصادفی برگزیده شدند. سپس ۱۵۰ نفر نیز از دانش آموزانی که در خانه به زبان فارسی تکلم می کردند و با گویش بلوچی آشنایی ندارند و در اصل یک زبانه بودند انتخاب شده و از میان آنها ۳۰ نفر با استفاده جدول اعداد تصادفی برگزیده شد.

در این تحقیق برای جمع آوری اطلاعات و داده ها از لیست نمرات پایان سال دانش آموزان پایه اول ابتدایی استفاده شد. البته با توجه به اینکه در نظام جدید آموزش و پرورش  نتایج دانش آموزان به صورت توصیفی می باشد ، بنا به درخواست پژوهنده از معلمان مربوطه نتایج توصیفی به صورت نمره ارائه شد. ضمناً در انتخاب داده ها ترجيح نگارنده بر اين بوده که دروس خاصي را که در ارتباط با خواندن و نوشتن هستند، مورد مطالعه قرار دهد. بر همين اساس پيکره هاي اصلي اين پژوهش ميزان يادگيري دانش آموزان به زبان فارسي است.

روش تحقیق

در این تحقیق در نظر است که تاثیر دوزبانگی در میزان پیشرفت تحصیلی و یادگیری زبان فارسی دانش­آموزان پایه اول ابتدایی شهرستان چابهار را مورد بررسی قرار دهد، به همین منظور تحقیق در صدد بررسی و تعیین میزان پیشرفت در درس زبان فارسی این دانش­آموزان در محیط مدرسه می­باشد.

چون دوزبانگی در مورد بعضی از دانش­آموزان قبلاً صورت گرفته است، لذا اثرات آن در میزان پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان در حال حاضر مورد بررسی قرار میگیرد. بنابراین روش مناسب برای این تحقیق رویکرد کمی وعلی – مقایسه ای(پس رویدادی) است.

جامعه آماری پژوهش و روش انتخاب نمونه

جامعه آماری مورد نظر در این پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان پایه اول مدارس ابتدایی شهرستان چابهار که در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ در این مقطع مشغول به تحصیل بودند، می­باشد که تعداد آنان ۳۰۰ نفر است.

ابتدا ۱۵۰ دانش آموز پایه اول که به زبان بلوچی تکلم می کردند و در واقع دوزبانه هستند انتخاب گردیدند و از میان آنها ۳۰ نفر با استفاده از جدول تصادفی برگزیده شدند. این دانش­آموزان از لحاظ خانوادگی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی نسبتاً خوبی برخوردارند، همه آن­ها متولد سال ۱۳۸۷ و هفت ساله هستند، در خانواده­های کم جمعیت زندگی می­کنند، میزان تحصیلات والدین آنان حداقل دیپلم و مشاغل والدینشان بیشتر آموزشی، فرهنگی و کارمند می­باشد، همگی آن­ها دوره پیش دبستانی را گذرانده­اند.

سپس ۱۵۰ نفر نیز از دانش آموزانی که در خانه به زبان فارسی تکلم می کردند و با گویش بلوچی آشنایی نداشتند و در اصل یک زبانه بودند انتخاب شده و از میان آنها ۳۰ نفر از طریق همانند کردن آزمودنی­ها و با استفاده جدول اعداد تصادفی برگزیده شد. این گروه نیز متولد سال ۱۳۸۷ و در خانواده های کم جمعیت زندگی میکنند، دوره ی پیش دبستانی را طی کرده اند. تنها وجه تمایز بین دو گروه در این است که این گروه یک زبانه هستند و زبان مادری آن ها فارسی میباشد.

در جدول شماره۱ جامعه و نمونه مورد پژوهش ارائه شده است.

 

جدول جامعه و نمونه مورد پژوهش

جامعه نمونه
۳۰۰ ۶۰

 

روش تجزیه‌وتحلیل داده­ها

با استفاده از روش­های آمار استنباطی از میان افراد جامعه مورد نظر از طریق انتخاب تصادفی یک گروه نمونه را انتخاب میشود، وخصوصیات و ویژگی­های یک گروه را بررسی  و نتایج به دست آمده را به کل جامعه تعمیم داده می شودبنابراین،جهت شناخت جامعه اصلی فقط تعداد معدودی را از کل جامعه به صورت تصادفی انتخاب می­کند و اطلاعات به دست آمده در مورد گروه کوچک را به کل جامعه تعمیم می­دهد.در ضمن،در این تحقیق جهت بررسی تاثیر دوزبانگی در پیشرفت درس زبان فارسی دانش آموزان یک زبانه و دو زبانه از آزمون T دو گروه مستقل استفاده شده است. زیرا در اینجا محقق با داده­های کمی (میانگین­ها) سر و کار دارد. به طور کلی از نقطه نظر آزمون فرضیه، هدف از آزمون T کمک به محقق جهت تصمیم گیری در مورد رد یا عدم رد فرضیه صفر، یعنی عدم تفاوت بین میانگین­های دو گروه است.

یافته ها

فرضیه اول: دانش آموزان دوزبانه پیشرفت تحصیلی کمتری دارند.

جدول نتایج توصیفی گروه دانش آموزان دوزبانه در درس فارسی

مؤلفه فراوانی حداقل حداکثر میانگین خطای استاندارد میانگین انحراف استاندارد
دوزبانه ۳۰ ۱۷ ۲۰ ۹۶/۱۸ ۱۷۷/۰ ۹۷۳/۰

 

نمودار نمره دانش آموزان دوزبانه در درس زبان فارسی

 

با توجه به جدول و نمودارفوق در میان دانش آموزان دو زبانه ، میانگین نمره درس زبان فارسی۹۶/۱۸ و انحراف استاندارد ۹۷۳/۰ با خطای انحراف از میانگین ۱۷۷/۰ به‌دست‌آمده است.

فرضیه دوم: دوزبانه یا تک زبانه بودن دانش آموزان تفاوت معناداری در پیشرفت درس زبان فارسی دارد.

 

جدول مقایسه نمره درس زبان فارسی دانش آموزان تک زبانه و دوزبانه

 گروه       شاخص تعداد میانگین انحراف استاندارد خطای استاندارد میانگین
تک زبانه ۳۰ ۶۱/۱۹ ۴۲۹/۰ ۰۷۸/۰
دوزبانه ۳۰ ۹۶/۱۸ ۹۷۳/۰ ۱۷۷/۰

 

نمودار مقایسه نمره درس زبان فارسی دانش آموزان تک زبانه و دوزبانه

 

 

در میان دانش آموزان تک زبانه ، میانگین نمره درس زبان فارسی۶۱/۱۹ و انحراف استاندارد ۴۲۹/۰ با خطای انحراف از میانگین ۰۷۸/۰ به‌دست‌آمده است در حالی که در میان دانش آموزان دو زبانه ، میانگین نمره درس زبان فارسی۹۶/۱۸ و انحراف استاندارد ۹۷۳/۰ با خطای انحراف از میانگین ۱۷۷/۰ به‌دست‌آمده است.

    آزمون برابری واریانس ها آزمونt  برابری میانگین ها
    F سطح معناداری t درجه آزادی Sig. (2-tailed) تفاوت میانگین ها تفاوت خطای استاندارد فاصله اطمینان ۹۵/۰
    حداقل حداکثر
  با فرض برابری واریانس ها ۲۰۳/۱۳ ۰۰۱/۰ ۳۴۷/۳ ۵۸ ۰۰۱/۰ ۶۵۰/۰ ۱۹۴/۰ ۲۶۱/۰ ۰۳/۱
با فرض نابرابری واریانس ها     ۳۴۷/۳ ۸۶/۳۹ ۰۰۲/۰ ۶۵۰/۰ ۱۹۴/۰ ۲۵۷/۰ ۰۴/۱

جدول آزمون دو نمونه مستقل برای مقایسه پیشرفت درس زبان فارسی دانش آموزان تک زبانه و دو زبانه

 

باتوجه به مقدار۲۰/۱۳=f و سطح معناداری ۰۰۱/۰ فرض برابری واریانس ها رد شده و مقدار۳۴۷/۳ t= و سطح معنی داری برای آزمون مقایسه میانگین دو گروه  ۰۰۲/۰ بوده پس فرض برابری میانگین ها رد می شود یعنی دوزبانگی در پیشرفت درس زبان فارسی دانش آموزان تاثیر داشته است و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوزبانه در سطح پایین­تری نسبت به دانش آموزان یکزبانه میباشد و بین میانگین ها تفاوت معناداری وجود دارد.

فرضیه سوم: دوزبانه یا تک زبانه بودن معلمان تفاوت معناداری در پیشرفت درس زبان فارسی دانش آموزان دوزبانه دارد.

جدول مقایسه نمره درس زبان فارسی دانش آموزان دوزبانه با معلمان تک زبانه و دو زبانه

   گروه          شاخص تعداد آزمودنی میانگین انحراف استاندارد خطای استاندارد میانگین
  معلم تک زبانه ۱۵ ۳۳/۱۸ ۹۱۹/۰ ۲۳۷/۰
  معلم دوزبانه ۱۵ ۶۰/۱۹ ۵۰۷/۰ ۱۳۰/۰
 

 

 

 

 

 

نمودار  مقایسه نمره درس زبان فارسی دانش آموزان دوزبانه با معلمان تک زبانه و دو زبانه

در میان معلم تک زبانه ، میانگین نمره درس زبان فارسی۳۳/۱۸ و انحراف استاندارد ۹۱۹/۰ با خطای استاندارد میانگین ۲۳۷/۰ به‌دست‌آمده است در حالی که در میان معلم دو زبانه ، میانگین نمره درس زبان فارسی۶۰/۱۹و انحراف استاندارد ۵۰۷/۰ با خطای انحراف از میانگین ۱۳۰/۰ به‌دست‌آمده است.

جدول آزمون دو نمونه مستقل برای مقایسه پیشرفت درس زبان فارسی دانش آموزان دو زبانه با معلمان تک زبانه و دو زبانه

    آزمون برابری واریانس ها آزمونt  برابری میانگین ها
    F سطح معناداری t درجه آزادی Sig. (2-tailed) تفاوت میانگین ها تفاوت خطای استاندارد فاصله اطمینان ۹۵/۰
    حداقل حداکثر
  با فرض برابری واریانس ها ۴۸۷/۵ ۰۲۶/۰ ۶۷۲/۴- ۲۸ ۰۰۰/۰ ۲۶/۱- ۲۷۱/۰ ۸۲/۱- ۷۱۱/۰-
با فرض نابرابری واریانس ها     ۶۷۲/۴- ۷۹/۲۱ ۰۰۰/۰ ۲۶/۱- ۲۷۱/۰ ۸۲/۱- ۷۰۴/۰-

 

باتوجه به مقدار۴۸/۵=f و سطح معناداری ۰۲۶/۰ فرض برابری واریانس ها رد شده و مقدار۶۷/۴-t= و سطح معنی داری برای آزمون مقایسه میانگین دو گروه ۰۰۰/۰ بوده پس فرض برابری میانگین ها رد می شود یعنی دوزبانگی معلمان در پیشرفت درس زبان فارسی دانش آموزان تاثیر داشته است و بین میانگین ها تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که معلمینی که به زبان اول دانش­آموزان دوزبانه آشنایی کامل دارند، در تفهیم و تدریس درس زبان فارسی موفق تر از معلمان تک زبانه عمل می کنند.

 

 

خلاصه پژوهش

دوزبانگی دوران کودکی در مملکت ما بیش­تر از نوع دو زبانگی خانه و مدرسه است و کودکان باید در سن ۶-۷ سالگی، زبان فارسی را که نقش مهم آموزشی و فرهنگی دارد به عنوان زبان دوم فراگیرد. از نتایج پژوهش انجام شده می توان به این نکته پی برد که دوزبانگی در پیشرفت دانش آموزان در دروسی مثل زبان فارسی تاثیر دارد.

این پژوهش با هدف بررسی تاثیر دوزبانگی بر پیشرفت دانش آموزان در درس زبان فارسی انجام شده و از نظر نحوه گردآوری داده ها، از نوع کمی و روش علی – مقایسه ای (پس رویدادی) و برحسب هدف، یک پژوهش کاربردی محسوب می شود که اطلاعات مورد نیاز آن، به وسیله کارنامه و لیست نمرات دانش آموزان به دست آمده است.

کلیه دانش آموزان مدارس ابتدایی دخترانه شهر چابهار که در سال تحصیلی ۹۳-۹۴ در این مقطع مشغول به تحصیل بودند، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده ۶۰ نفر تعیین که ۳۰ نفر تک زبانه و ۳۰ نفر دو زبانه بودند. در نهایت داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

خلاصه نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها و پاسخگویی به سوالات  پژوهش

فرضیه اول: دانش آموزان دوزبانه پیشرفت تحصیلی کمتری دارند.

در میان دانش آموزان دو زبانه ، میانگین نمره درس زبان فارسی۹۶/۱۸ و انحراف استاندارد ۹۷۳/۰ با خطای انحراف از میانگین ۱۷۷/۰ به‌دست‌آمده است. که نشان دهنده پیشرفت نسبتا خوب آن ها در درس زبان فارسی می باشد

فرضیه دوم: دوزبانه یا تک زبانه بودن دانش آموزان تفاوت معناداری در پیشرفت درس زبان فارسی دارد.

یافته های به دست آمده نشان داد که بین میانگین نمرات درس زبان فارسی دانش آموزان یک زبانه و دوزبانه تفاوت معناداری وجود دارد به این معنی که دانش آموزان یک زبانه نسبت به دانش آموزان دو زبانه پیشرفت بهتری در درس زبان فارسی دارند.

فرضیه سوم: دوزبانه یا تک زبانه بودن معلمان تفاوت معناداری در پیشرفت درس زبان فارسی دانش آموزان دوزبانه دارد.

یافته های به دست آمده نشان داد که بین نمرات درس زبان فارسی دانش آموزان دوزبانه ای که معلمانشان دو زبانه بوده با دانش آموزانی که معلمشان تک زبانه بوده است تفاوت معناداری وجود دارد به این معنی که دانش آموزان دوزبانه ای که معلمشان دو زبانه بوده نسبت به آن هایی که معلمشان یک زبانه است پیشرفت بیشتری در درس زبان فارسی دارند.

دانش‏آموزان دو زبانه در مورد درک معنی و مفهوم کلمات‏ چه مشکلات یادگیری داشته اند؟

با توجه با اینکه این دانش آموزان تا قبل از شروع مدرسه بوسیله­ی رسانه­ها از قبیل رادیو و تلوزیون تا حدودی با زبان فارسی آشنایی داشته­اند در مورد درک معنی و مفهوم کلمات مشکلات کمتری دارند ولی در مقایسه با همسالان یکزبانه شان در شرایط ضعیف­تری قرار دارند.

مشکلات دوزبانه­ها در نوشتن شکل چاپی کلمات چگونه بوده‏ است؟

دانش­آموزان دوزبانه در نوشتن شکل چاپی کلمات مشکلات کمتری داشتند.

میزان افت تحصیلی دو زبانه ها نسبت به افراد عادی چگونه بوده است؟

طبق مطالعات و تحقیقات انجام شده روی دانش آموزان دوزبانه بلوچ، میزان افت تحصیلی این دانش آموزان نسبت به همسالان یک زبانه­شان بیشتر بوده است. لازم به ذکر است که افت تحصیلی این دانش آموزان در پایه های بالاتر (به علت آشنایی کامل آنان با زبان فارسی) به حداقل رسیده است.

دو زبانه‏ها در دروس«قرائت فارسی»و «املا» چه عملکردی داشته ‏اند؟

با توجه به اینکه در زبان بلوچی بعضی از حروف فارسی از قبیل خ و ف، کاربردی ندارند ، کودکان بلوچ زبان، هنگام خواندن کلماتی که از این حروف تشکیل شده است اشتباهات زیادی می­کنند (به عنوان مثال، خرما را حرما و فروردین را پروردین می­خوانند)، بنابراین هنگام قرائت فارسی و همچنین نوشتن املا با مشکلات  فراوانی مواجه هستند، که این موضوع فقط باصبرو تلاش معلم مربوطه و تکرار و تمرین قابل حل می­باشد.

  میزان ترک تحصیل دانش‏آموزان دو زبانه نسبت به دیگران بیشتر چگونه بوده است؟

در مدارس تحت مطالعه این پژوهش هیچ گونه ترک تحصیلی که بابت دوزبانه بودن دانش­آموزان بوده باشد، گزارش نشده است.

مشکلات نوشتاری دانش ‏آموزان دو زبانه خصوصاً در دوران اولیه تحصیل از دانش‏آموزان عادی چگونه بوده است؟

دانش­آموزان دوزبانه بلوچ، بدلیل اینکه تازه با زبان فارسی آشنا شده­اند و این زبان با زبان مادریشان تفاوتهای فراوانی دارد در دوران اولیه تحصیل با مشکلات فراوانی روبرو هستند کما اینکه در برخی موارد این مشکلات در پایه های دوم و سوم ابتدایی نیز به چشم می­خورد.

بحث و نتیجه گیری

یافته های به دست آمده از پژوهش، نشان دهنده تفاوت بین میانگین نمرات درس زبان فارسی دانش آموزان یک زبانه و دو زبانه می باشد و دانش آموزان یک زبانه نسبت به دانش آموزان دوزبانه دارای پیشرفت تحصیلی بیشتری در این درس می باشند.

با توجه به اینکه درس زبان فارسی در کشورهای خارجی تدریس نمی شود پژوهشگر پژوهش هایی که پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوزبانه و یک زبانه را مورد مقایسه قرار داده­اند را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که پژوهش های (ایلن بیاستوک و همکاران ۲۰۰۵، سائر ۱۹۲۴، كامينز ۱۹۷۶ و لامبرت ۱۹۷۷) با نتایج پژوهش حاضر  هم خوانی دارد.

در تبیین تاثیرات دوزبانگی بر پیشرفت تحصیلی می توان دریافت در مواردی که نظام آموزشی استفاده کردن از زبان های مادری در محیط های آموزشی را توصیه نمی کند، دانش آموزان دوزبانه، در بدو ورود به مدرسه، زبان مادری خود را که در یک فرایند پیچیده و در ارتباط مستقیم با محیط پیرامون خود فرا گرفته اند در سازمان دهی تحصیلی متجانس نمی یابند. یعنی اینکه سازماندهی محتوا و انتقال آن به دانش آموزان بر پایه زبان رسمی است. در حالی که ارتباط غیر رسمی درون مدرسه ای می تواند خارج از کانال ارتباطی رسمی، به زبان مادری برقرار شود. این چنین گسستگی میان زبان مدرسه و زبان های مادری دانش آموزان ارتباط بر پایه انگیزش فردی را با دشواری مواجه می کند و بدین ترتیب بر پیشرفت تحصیلی اثرات نامطلوبی بر جای می گذارد (پارسایی و همکاران،۱۳۹۲).

یافته های به دست آمده از فرضیه آخر نشان دهنده این است که تک زبانه یا دو زبانه بودن معلمان در پیشرفت درس زبان فارسی دانش آموزان دوزبانه تاثیر دارد و دانش آموزان دوزبانه ای که معلمشان دوزبانه است پیشرفت بیشتری در این درس داشته اند.

به طور کلی در جهان امروز که آموزش و پرورش رکن اساسی رشد و شکوفایی ملت هاست، آموزش و پرورش باید برای همه آحاد ملت شرایط یکسان فراهم آورد تا هر کس به اقتضای استعداد و توانایی خود ویژگی های ارزنده نهفته در درون خود را آشکار سازد. از این روست که امروزه مساله رفع نابرابری از چهره آموزش و پرورش در سردر ورودی همه نظام های تعلیم و تربیت در همه کشورها قرار دارد.

از طرف دیگر در هر کشوری وحدت ملی، هویت دینی، اجتماعی، حفظ میراث فرهنگی و امکان تبادل نظر اقشار مختلف یک ملت با هر قومیت ایجاب می نماید که ارتباط افراد ملت با یکدیگر صمیمانه تر گردیده مصداق واقعی«رجا منهم» باشد. مسلماً زبان مشترک اولین گام در جهت ایجاد این وحدت می­باشد. زبان مشترک امکان تبادل افکار و اید اساسی ترین اندیشه ها، رویاها و آرزوها، ایده ها و تجربه ها و… را فراهم می سازد.

بدون وجود زبانی مشترک امکان استفاده از موارد فوق میسر نبوده یا به دشواری میسر می گردد. به همین دلیل است که همه کشورها به منظور حفظ سیانت ملی خود در قانون اساسی کشورهایشان زبانی را به عنوان زبان رسمی معرفی می کنند. زیرا بدون آن، علاوه بر این که بر همه موارد فوق لطمه وارد می گردد، در روند انجام امور کشوری و لشکری نیز خلل به وجود می آید.

در کشور ما تعداد زیادی از دانش آموزان با تسلط به زبان قومی و مادریشان و با آشنایی اندک به زبان فارسی، وارد دبستان می شوند. یعنی همه کودکان در سنین شش یا هفت سالگی وضعیت زبانی یکسانی ندارند و تسلط آنان به فارسی به یک اندازه نیست، اما از گذشته تاکنون نظام آموزشی ما با همه این کودکان برخورد زبانی واحدی داشته است و همه آنان را فارسی زبانان می داند. با این شرایط و روند عملی آن وجود اختلالات آموزشی بواسطه وضعیت­های زبانی متفاوت اجتناب ناپذیر است، زیرا زبان یعنی ابزار و شرط اصلی آموزش در اینجا به سدی بدل شده است که خود به عنوان مانع آموزش و انتقال اطلاعات عمل می کند و باز به همین اکتفا نمی کند و عامل مشکلات عاطفی و روانی تعدادی از دانش آموزان غیر فارسی زبان می شود. آن دسته از کودکان که بدون کمترین آشنایی قبلی به زبان فارسی، وارد دبستان می شوند و ناچارند بدون تسلط بر ابعاد شفاهی زبان فارسی، ابعاد نوشتاری یعنی خواندن و نوشتن آن را بیاموزند. شک نیست که این کودکان در دبستان عملکرد مناسبی نخواهند داشت و در سال های اول ورود به مدرسه، با مشکلات زیاد مردودي ، افت تحصيلي شديد، مشکلات شنيداري، گفتاري، خواندني و نوشتاري روبه رو می شوند.

در خاتمه اینکه با توجه به توسعه انسانی و امر آموزش در مناطق دو زبانه تمام کشور لزوم توجه به زبانهاي بومی و محلی و گسترش آموزش آنها در قالبهاي نوشتاري وآموزشی محسوس و ملزوم امرآموزش می باشد و غفلت از این مقوله صدمات جبران ناپذیري را متوجه جامعه و قومیتهاي آن خواهد کرد چرا که زبان مادري شالوده و اساس براي یادگیري زبانهاي ثانویه در جامعه محسوب می شود و این امرمحقق نمی شود مگر با اعمال نظر و توجه مسئولینی که در این امر داراي صلاحیت و مسئولیت آموزشی وپرورشی هستند.

لزوم تغییر نگرش در نحوه آموزش و پرورش کودکان دوزبانه ضروري است و توجه به مراحل زبان آموزي کودکان در سنین دبستان از اولویت هاي تربیتی پدر و مادر است . چرا که آنها نقش تعادلی در پرورش استعدادهاي زبانی دارند.

در زمینه ي آموزش زبان مادري و زبان دوم باید اولویت آموزش به زبان مادري داده شود و از هر گونه استفاده نابجا از نظرات غیر کارشناسانه در این زمینه ممانعت به عمل آید چرا که نتیجه ي معکوس در برخواهد داشت. بر اولیاء آموزشی و فرهنگی جامعه است که شرایط را براي آموزش زبان اول یا اصلی درمحیط­هاي دو زبانه در قالب کتب درسی به وجود آورند و مانع از بوجود آمدن افت تحصیلی حاصل از دو زبانگی در سطح خانواده و همچنین جامعه شوند چراکه مسئولیت این امر خطیر در خاتمه متوجه نظام آموزشی و تربیتی خواهد بود.

 

منابع و مأخذ

منابع فارسی

اصل فتاحی، ب. (۱۳۷۳). بررسی و مقایسه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر یک زبانه و دوزبانه (در شهرهای تهران و تبریز) تبریز: اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی.

الهام پور، ح. (۱۳۷۷). « بررسی رابطه ی دو زبانگی در دانش آموزان پایه اول ابتدایی ناحیه یک اهواز» ، مجله علوم تربیتی و روانشناسی ، دانشگاه شهید چمران اهواز شماره ۱٫۲٫

الیاسی، م. (۱۳۹۱). «دوزبانگی نگاهی به آموزش دوزبانه­ها در ایران». پژوهشنامه زبان­شناختی زبان فارسی.

پارسایی،س؛ کیانی،س؛ آزادفارسانی،ی؛ ۱۳۹۲٫ «مقایسه حافظه کاری و عملکرد تحصیلی دانش­آموزان پسر یک­زبانه و دوزبانه». مجله روانشناسی.

پناهی، غ. (۱۳۸۴). بررسی روش نوین در ارتقای انتقال یادگیری از زبان مادری به موقعیت های مشابه یادگیری واژگن در زبان دوم . رساله ی کارشناسی ارشد ، دانشکده زبان خارجی دانشگاه اصفهان.

تقی زاده، ص. (۱۳۵۱). بررسی تأثیر دو زبانه بودن در هوش. گزارش پژوهش دوره لیسانس گروه روانشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران.

جعفريان، س. (۱۳۸۱). ارزيابي كارايي دوره آموزش پيش­دبستاني يك ماهه ويژه دانش­آموزان مناطق دوزبانه از طريق مقايسه پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پايه اول و سوم شهرهاي تبريز و تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد؛ تهران: دانشكده علوم تربيتي و روان شناسي دانشگاه الزهرا.

خانزادی، م. (۱۳۷۱). بررسی ابعاد دوزبانگی و پیامد های آن. تهران: وزارت آموزش و پرورش.

خوشرو، و. (۱۳۷۵). شناسایی تأثیر دو زبانه بودن بر پیشرفت تحصیلی.

دیناروند، ج. (۱۳۷۳). بررسی و مقایسه میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوزبانه با دانش آموزان عادی شهر شوش دانیال، تهران دانشگاه تربیت مدرس.

زندی، ب. (۱۳۹۳). روش تدریس زبان فارسی(دوره دبستان)- چاپ چهاردهم ، تهران،سازمان تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها، سمت.

عارفی، م. (۱۳۷۵). مقایسه فهم خواندن فارسی کودکان دوزبانه ارومیه ترکی زبان با ارمنی زبان. رساله ی کارشناسی ارشد رشته روانشناسی تربیتی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران.

علوی،س.ک(۱۳۹۱). تفکر و زبان .دانشگاه پیام نور

فلاد جیمز، آ. (۱۳۶۹). زبان و مهار تهای زبانی، ترجمه علی آخشینی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.

کریمی­پور، ا. و الیاسی، م. (۱۳۹۱). «بررسی پاره­ای از مشکلات زبانی دانش­آموزان دوزبانه کردی- فارسی زبان شهر ایلام و ارائه برخی رویکردهای اصلاحی».مجله تربیتی و روانشناسی.

کلانتری، ر.، خدیوی، ا.، فتحی، آ.، اسکندر، ا.، بهنام، ب. (۱۳۹۰). «بررسی روش های مناسب آموزش دو زبانه؛ نوآوری های آموزشی». مجله تربیتی و روانشناسی.

لطف آبادی، ح. (۱۳۶۵). روانشناسی رشد زبان ، مشهد بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی.

لی وی. (۱۳۸۹). دوزبانگی و عوامل موثر در ایجاد آن. ترجمه قاسم گلشن آرانی، به نقل از کتاب Dimensions of Bilingualism، مرجع اطلاع رسانی زبانشناسی: www.lingoistica.com

محی الدین، م. (۱۳۵۳). ترک زبان بودن والدین و تاثیر ان  در یادگیری خواندن و نوشتن کودکان . رساله کارشناسی ارشد دانشگاه علوم تربیتی دانشگاه تهران .

مدرسی،ی. (۱۳۹۱). درآمدی بر جامعه شناسی زبان، تهران،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

مدیرخامنه، س. (۱۳۹۰). انتقال مهارتها و استفاده از مهارت در زبان دوم در نگارش : مقایسه دانشحویان دوزبانه و سه زبانه با تأکید بر تئوری تعامل.۵(۷)؛ ۱۱۵-۱۴۳٫

مهرجو،ع. و هادیان،م. (۱۳۷۱). «مقایسه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوزبانه و یک زبانه پسر سال سوم ابتدایی شهرستان اهواز و محاسبه ضریب همبستگی بین نمره های ادبیات فارسی با سایر دروس این دانش آموزان در سال تحصیلی ۷۱-۱۳۷۰» ، اهواز : اداره آموزش و پرورش استان خوزستان.

نجاریان، ب. و مکوندی، ب. (۱۳۷۶). «مروری بر پیامدهای دوزبانگی» ، فصلنامه تعلیم و تربیت.

نیلی پور، ر. (۱۳۶۸). «دوزبانگی و سازمان بندی آن در قشر مخ». مجله زبانشناسی.ص ۸۸-۸۶٫ .

هزاریان، ع. (۱۳۷۰). «بررسی مشکلات دانش آموزان ترک زبان تهران» شورای تحقیقات آموزش و پرورش.

 

منابع انگلیسی

Barbara, T. (2007). “Local community perspectives and language of education in sub-Saharan African communities”, International Journal of Educational Development. 27(5): 552-563.

Bialystok, E. (2004). “The impact of bilingualism on language and literacy development” in T.K. Bhati and W. Ritchie (eds) ،The handbook of bilingualism, Blackwell Publishing ،Oxford ،

Cummins, J. (1979). “Linguistic Interdependence and the Educational Development of Bilingual Children”. Review of Educational Research, 49

Diaz, R.M. and Padilla, K. (1985). The self regulatory speech of bilingual preschoolers,

Douglas, H. (2007). priciples of language learning and teaching.

Ellen . B . (2005). “Catherine McBride-Chang, Gigi Luk Bilingualism, Language Proficiency,and Learning to Read in Two Writing Systems”. Journal of Educational.

Perspective. Malden, M.A: A John Wiley & Sons, Ltd. Publication.

Grosojean, F. (1982). Life with tow language. An introdutin to bilingulaism. Harvard university press, cabridge, maqssarchusetts and London. England

Group UK Limited.

Hashin, R. A. and Sahil, S. A. (1994). “Examining Learners Language Learning Strategies”. R ELC Journal.

Lee‚ J.S. and Oxelson‚ E. (2006)‚“It’s Not My Job”: K-12 Teacher Attitudes Toward Students’ Heritage Language Maintenance, The Bilingual Research Journal.

Linda, M. (2002). “Learning the Languages of Research: Transcending Illiteracy and Indifference”, Canadian Psychology, Volume 43, Issue3, August 2002 .

May, S. and Hill, R. (2004). “Bilingual immersion: Final report to the ministry of education”. Waikato Journal of Education, 8, 5-26.

McKian, E. (2005). The New American Oxford Dictionary, Oxford: Oxford University.

Miyaki, A., amd Shah, P. (1999). Toward unified theories of working memory: Mechanism ofactive maintenance and executive control. Cambridge University Press.

Peal, E. and Lambert, W.E (1992). “The Relation of bilingualism to intelligence” Psychological Monographs.

Peal, E. and Lambert, W. (1962). The relation of bilingualism to intelligence: Foreign language teaching. New York: McMillian.

Saer, D. (1924). “Bilingualism on intelligence”. British journal of Psychology.

۱۴٫۱: ۲۵-۳۸٫