اثبات نزاع

انجام پایان نامه

آیا دکتر Bucaille در گفتن اینکه این نزاع بین پاول و حواریون مسیح است اشتباه می کند؟

آیا وجود یک نزاع اثبات خواهد کرد که کتاب عهد جدید گاسپل به وسیله مکاشفه یوحنا نوشته نشده است؟

آیا پیتر، جان و جیمز با پاول عدم توافق بزرگی داشتند؟

ادامه متن برگرفته از کتاب عهد جدید گاسپل ثابت خواهد کرد که این مردان با یکدیگر دوست و دارای توافق مکتبی کاملی بوده اند.

الف. پاول در نامه خود به Galatians (نهمین کتاب عهد جدید خطاب به اهالی غلاط در آسیای صغیر-مترجم)می گوید که ۲: ۲-۱، ۱۰-۹،

“چهارده سال بعد من دوباره به اورشلیم سفر کردم، این بار به همراه بارناباس… من در جواب وحی به آنجا عزیمت کردم و گاسپل را در مقابل آن ها قرار دادم و از بخش های غیر یهودی (کافرانه) آن وعظ نمودم… با ترس از اینکه در حال ابطال طایفه خود بودم.

جیمز (برادر مسیح)، پیتر و جان، که به عنوان ارکان شهرت داشتند هنگامی که خوش نیتی باطنی مرا دیدند به من و بارناباس دست رفاقت دادند… تمام تقاضای آن ها این بود که ما باید به یادآوری فقیران ادامه دهیم…”

ب. در Acts (پنجمین کتاب عهد جدید-مترجم) ۲۱: ۲۰-۱۷، احتمالا پنج سال قبل از مرگ پاول، ما شرح آخرین مسافرت او به اورشلیم را خوانده ایم. گفته شده است که،

“هنگامی که به اورشلیم رسیدیم، برادرها به گرمی از ما استقبال نمودند. روز بعد پاول و بقیه ما به دیدار جیمز (برادار عیسی) راهی شدیم، و تمام بزرگان نیز حضور داشتند. پاول با آن ها احوال پرسی نمود و به تفصیل به توضیح تدبیری پرداخت که خدا بین افراد غیر مسیحی و یهودی از طریق وی انجام داده بود. هنگامی که آن ها این را شنیدند به ستایش خدا پرداختند…”

پ. در نهایت، در دومین نامه از بین دو نامه ای که پیتر نوشته بود کلمات زیر را خوانده ایم،

“به خاطر داشته باشید که همان طور که برادر عزیز ما پاول نیز به کمک خردی که خداوند به او اعطا نموده برای شما نوشته است، صبر پیغمبر ما به معنای رستگاری است… نامه وی شامل چیزهایی است که درک آن ها مشکل می باشد. که افراد نادان و بی ثبات آن رامشابه دیگر نوشته های آسمانی در جهت تباهی آن تحریف می کنند.”

 

 

پیتر ۳: ۱۶-۱۵

این اشعار نشان دهنده سفر پاول به اورشلیم برای مطمئن شدن از توافق موعظه های خود با موعظه های پیتر، جان و جیمز می باشد.

آن ها در اواخر عمر وی رابطه ای خوب با جیمز را نشانش دادند.

آن ها نشان دادند که نامه های پاول را “نوشته آسمانی” می نامند.

Galatians 2: 16-11 از مقابله ای یاد می کند که در آن پاول پیتر را عتاب می کند، اما آخرین نقل قول بالا اثبات می کند که این بحث بر سر اصلاحات بوده است.

چرا دکتر Bucaille این اشعار را نادیده می گیرد؟ اگر من آیات مهم را در هنگام نقل قول از قرآن به این شکل حذف کنم، آیا زمینه را به وسیله سرکوب کردن شواهد تغییر نداده ام؟ مانند این است که بگویم علی رغم شواهد موجود در حدیث ها، عدم توافق بزرگی بین ابوبکر، عمر و عثمان وجود داشته است.

نزاعی وجود داشته است. این حقیقت دارد. اما نزاع بین پاول، پیتر، جان و جیمز در یک جبهه و یهودیان مسیحی در طرف دیگر جریان داشته است.

تاثیر نزاع بر کتاب عهد جدید گاسپل

کتاب Acts و نامه های پاول نشان دهنده سه مرتبه نزاع هستند.

اول از همه نزاعی بین پاول و کافران بت پرست صورت گرفت. طبق Acts 19 هنگامی که مردم مسیح را به خاطر موعظه پاول به عنوان ناجی پذیرفتند، از “بت های مرده به سمت خدمت به خدای زندگان گرویدند” و خرید تصاویر نقره ای را متوقف نمودند. این عمل نقره سازان Ephesus را بسیار عصبانی کرد، آن ها شورش کردند و پاول را مجبور به ترک سرزمین نمودند.

دومین نزاع بین آپوستل و آن یهودیانی رخ داد که گاسپل را قبول نداشتند. ما در Acts 12 در شرح قتل جیمز برادر جان و زندانی شدن پاول، و در Acts 14: 19 خوانده ایم که،

“سپس عده ای از یهودیان از Antioch و Iconium آمدند و بر مردم مسلط شدند. آن ها به سمت پاول سنگ پرتاب کردند و با خیال اینکه او مرده است وی را تا خارج از شهر روی زمین کشاندند.

سومین نزاع بین پیتر، جان و پاول در یک جبهه و یهودیان مسیحی در طرف دیگر بود. آیا این نزاع سوم آن چیزی است که دکتر Bucaille به آن توجه نموده است.

خواننده ممکن است از خود بپرسد که لفظ “یهودی مسیحی” به چه معنا است؟ آیا پیتر، جیمز، جان و تمام حواریون عیسی یهودیانی نبودند که مسیحی شدند؟ چه تفاوتی بین آن ها و گروهی که “یهودی مسیحی” خوانده می شوند وجود دارد؟

یهودیان مسیحی به چه چیزی اعتقاد داشتند؟

در مقایسه با تمام چیزهایی که ممکن است تصور کنیم، با دانستن اینکه آن ها به تعلیمات گاسپل معتقد بودند متحیر می مانیم.

دکتر Bucaille از مطالعه کاردینال Danilou در باره یهود-مسیحی صحبت می کند و به دفعات آن را در کتاب خود مطرح می کند. وی در صفحه ۱۹ نوشته است که،

“مسیحیت که در ابتدا یهودیت-مسیحیت بود با دقت مورد مطالعه قرار گرفته است.. به وسیله نویسندگان مدرنی مانند کاردینال Danilou. مسیحیت قبل از اینکه تحت تاثیر پاول دگرگون شود میراث کتاب عهد قدیم (تورات) را بدون مشکل پذیرفته بود.”

Bucaille در نقل قول دیگری در صفحه ۵۰ نوشته است که،

“وی (کاردینال Danilou) آثار قبلی را بازبینی و تاریخ یهودیت-مسیحیت را رد یابی کرده و به ما این توانایی را داده است که ظهور گاسپل را در زمینه ای تقریبا متفاوت از چیزی که از داستان ها نقل شده و اشاعه یافته قرار دهیم.”

نقل قول ها این تاثیر را می گذارند که Danilou گاسپل متفاوتی را در جامعه یهودی مسیحی به نمایش گذاشته است، اما هنگامی که ما به آثار خود کاردینال Danilou باز می گردیم در می یابیم که نتیجه گیری های وی کاملا در جهت مخالف می باشد.

کاردینال Danilou در انتهای اثر افسانه ای خود، Thologie du Judo-Christianisme، که در آن با هر مدرکی که تا زمان انتشار کتاب در سال ۱۹۶۴ کشف شده است سر و کار دارد، چنین می گوید،

“وظیفه ای که ما در اول این بخش برای خود مشخص نمودیم بررسی مدارکی بود که از دوره یهودی مسیحی کلیسای اولیه به منظور ترسیم… نقشی از خدا شناسی یهودی مسیحی در اختیار ما قرار گرفته بود… ۴۰۵p.

“اهمیت آن در تاریخ گیتی شناسی از پیدایش جهان… تا انتهای بهشت نا محدود خدا است. محوری که این حوزه غیر قابل اندازه گیری اجسام و وقایع را به هم متصل می کند در پرستش جسم انسان و فصل شکوه مخفی شده پسر (عیسی) تجسم شده است. ۴۰۵p.

برای آن ها رستگاری مسئله ای جهانی بود؛ عمل دنیا (عیسی) در خلال هر ناحیه وابسته به روح گیتی توسعه می یافت، و از Sheol (جهنم) تا طبقه هفتم بهشت، و هرجانداری را لمس می نمود. صلیب، ابزار رستگاری، … محوری دوگانه از جهان می باشد، که فضا را به وسیله کشیدن بازوان خود برای یکپارچه نمودن ملل بشر و همچنین توسط بالا بردن سر خود برای اتصال بهشت و زمین تفوق می بخشد… ۴۰۷p.

در اینجا مانند بسیاری از امثال، حتی برای رفتن به عقب تر از کتاب عهد جدید نیز زود است. (منظور وی زودتر از گاسپل مکتوب است)،

ما همچنان ازلیت الهی مسیح را می یابیم… نام، پسر و دنیا…

ما شخصیت الهی روح مقدس را می یابیم

ما virginitas in partu (تولد باکره) را می یابیم…

و مکتب به دقت شرح داده شده کلیسا (ملت معتقد مسیحی) را نیز می یابیم…

این و دیگر مثال ها جای شک کمتری باقی می گذارد که در تمام ویژگی های عظیم، اعتقاد مسیحی در قدیمی ترین شکل خود همان چیزی است که همیشه بوده است. ۴۰۸p. (بزرگ نمایی جمله به وسیله من انجام شده است)

نه تنها کاردینال Danilou نشان می دهد که یهودیان مسیحی دارای اعتقاد مشابه پاول به خدا و مسیح هستند، بلکه در کتاب وی حداقل ده مکان وجود دارد که او برای مشخص نمودن اعتقادات یهودی مسیحیان از پاول نقل قول کرده است.

عدم توافق بین پیام آوران و یهودیان مسیحی

اگر این نزاع به دلیل عدم توافق مربوط به ناجی بودن عیسی نبود، چه چیزی ممکن بود موجب آن همه اختلاف گردد؟ با توجه به کتاب عهد جدید گاسپل نزاع هنگامی شروع شد  که بعضی از کافران بت پرست مسیحی شدند.

سپس این سوال پیش آمد که آیا آن ها علاوه بر پذیرش مسیح به عنوان ناجی مجبور به ختنه کردن و حفظ کردن مراسم تورات هستند یا خیر؟ یا به عبارت دیگر، آیا برای اینکه یک مسیحی کامل باشید باید یهودی و ختنه شوید؟ ما از این بحث لفظ یهودی-مسیحی را بر گرفته ایم.

پاول گفته است، “عیسی با لطف خود تاوان گناهان هر یک از ما را به عنوان هدیه ای رایگان پرداخته است. حد کمال!”

“یهودی-مسیحی گفته است، “درست است که عیسی تاوان گناهان ما را پرداخته است، اما فرد باید هنوز هم از قوانین پیروی کند”. آموزش های آن ها در Acts 15: 1 به شکل زیر توضیح داده شده است،

بعضی افراد از Judea به Antioch می آمدند تا به برادرها (مسیحیان) آموزش دهند: با توجه به سنت آموزش داده شده به وسیله موسی، شما در صورتی که ختنه نشده باشید قادر به نجات پیدا کردن نیستید (حتی اگر عیسی ، پسر خدا، را به عنوان ناجی پذیرفته باشید).”

به دلیل این عدم توافق، پاول و بارناباس برای بحث کردن بر سر این سوال با پیام آور دیگر به اورشلیم عزیمت نمودند.

پیتر در بحثی که دنبال شد به یهودیان مسیحی به صورت زیر پاسخ می دهد،

“چرا سعی دارید که با قرار دادن یوغی (تورات) بر گردن حواریون که نه ما و نه پدران ما قادر به تحمل آن (نگاه داشتن کامل آن) بوده اند خدا را امتحان کنید؟” نه! ما، همانند آن ها (کفار) معتقدیم که به علت بخشندگی ارباب خودمان عیسی نجات یافته ایم.”

Acts 15: 11

ما می توانیم گفته های پیتر را این طور خلاصه کنیم، “نه، ما یهودیان با یهودی بودن خود نجات نیافته ایم. ما به واسطه پذیرش مسیح و مسیحی شدن نجات پیدا کرده ایم. بنابراین یهودی شدن کفاری که به مسیحیت روی می آورند غیر ضروری است.” و این آخرین تصمیم ملاقات بود. کسانی که از آیین بت پرستی به مسیحیت روی آورده اند مجبور به ختنه شدن نیستند.

بحث به صورت کامل در کتاب عهد جدید گاسپل در نامه پاول به غلاطیان و در کتاب Acts، در فصل های ۱۵-۱۰ یافت می شود و نشان می دهد که جیمز، برادر عیسی، و پیتردر آن جا حضور داشته و با پاول موافق بوده اند. یهودیان مسیحی این تصمیم را نمی پذیرند و از آن جایی که پاول را مسئول آن می داند وی را به عنوان رهبر اصلی مورد آزار و اذیت قرار می دهند.

اسلام و وحی های قبلی

به نظر نمی رسد که پرسش رابطه بین اسلام و وحی های قبلی در بین مسلمانان پیش آمده باشد، و مطمئن نیستم که چرا. از لحاظ نظری می توان گفت، که در صورتی که قرآن فرمانی از تورات یا گاسپل را نقض نکند، مسلمانان باید همچنان به آن فرمان یا آموزه مقید باشند.

برای مثال چرا مسلمانان پسران خود را همان طور که خدا در Genesis 17: 12-9 به ابراهیم فرمان داده ختنه نمی کنند،

سپس خدا به ابراهیم فرمود،… این میثاق من با تو و نسل بعد از تو است، میثاقی که باید آن را حفظ نمایی: هر جنس مذکری در میان شما باید ختنه شود. تو نیز باید تحت این کار قرار بگیری، و این نشانه میثاق بین من و تو خواهد بود. در نسل آینده هر کودک ۸ روزه جنس مذکر باید ختنه شود، از جمله کسانی که در خاندان تو هستند یا با پول خریداری شده اند.

قرآن تاکید دارد که اصلیتش به آیین حقیقی ابراهیم باز می گردد. با این حال مسلمانان معمولا پسران خود را در سنین بالاتر ما بین سه تا شش سال ختنه می کنند، که به نظر نافرمانی از خدا می باشد، زیرا دستور مستقیم داده شده به ابراهیم ختنه در روز هشتم است.

به هر حال، اگر ما دو گروه از مسلمانان را در حال بحث با یکدیگر فرض کنیم…. یکی می گوید، “ما باید همان طور که خدا به ابراهیم دستور داده پسران خود را در هشت روزگی ختنه کنیم”…. و دیگری می گوید، “نه، دیگر بیش از این ضروری نیست” : این یک مثال ناقص از نزاع های اولیه کلیسا می باشد. و به دلیل عدم توافق اساسی تر در کلیسا ناقص است.

آیا ما به واسطه تلاش خود برای حفظ قوانین تورات (یا قرآن) نجات یافته ایم؟

یا اینکه به تنهایی و به صورت منحصر به وسیله بزرگی و بخشایش خدا که تاوان گناهان ما را ازعیسی گرفت نجات پیدا کرده ایم؟

کتاب های جعلی

در نهایت ما باید سومین نکته دکتر Bucaille درباره مدارک رد شده توجه کنیم که معمولا به عنوان جعلی شناخته می شوند. این کلمه از لغت یونانی “apokryphos” گرفته شده است که به معنای “مخفی” می باشد. دکتر Bucaille ادعا می کند که این مدارک “جعلی” خوانده می شوند زیرا کلیسا آن ها را مخفی نگاه می داشته است. وی در صفحه ۵۱ می گوید،

“می توان گفت که تمام این نوشته ها بعدا به عنوان جعلی طبقه بندی شده اند به عبارتی آن ها می بایست به وسیله کلیساهای چیره پنهان شده باشند…”

دکتر Bucaille در مورد اینکه ریشه کلمه “جعل” در زبان یونانی به معنای “مخفی کردن” است درست می گوید، اما دوباره محدود نمودن خود به معنایی لغوی که در اثر کاربرد مصطلح می شوند را نپذیرفته است.

در قرن اول و دوم بعد از مسیح، لغت “apokryphos” (راز) به وسیله گروهی از مردان به نام Gnostics برای کار خودشان استفاده می شد. برای مثال، یکی از کتاب های آن ها Apocryphon of jhon یا راز جان نامیده می شود. Gnostics ها ادعا می کنند که دارای دانش سری یا “جعلی” هستند که دیگران فاقد آن می باشند، و رستگاری تنها در شکل دانش بر گرفته از وحی کننده Gnostic یافت می شود… معمولا عیسی… با این حال از وحی کننده های دیگری نیز یاد شده است.

آثار Gnostic در مقایسه با مسیحیت و اسلام “خدای خالق” را به عنوان موجودی کور و نا آگاه نسبت به خدایی والا، خالص و معنوی تر به استهزا می گیرند. برای مثال در Apocryphon of jhon گفته شده که خدای خالق ضعیف و در عصبانیت نا پرهیزکار است… آن طور که او می گوید، من خدا هستم و هیچ خدای دیگری به جز من وجود ندارد (مر جع از اسخاق ۹: ۴۶)، زیرا وی نسبت به جایی که از آن آمده و قدرت خود نادان است”.

پس از آن در قرن چهارم از لغت برای ارجاع دادن به کتبی استفاده شد که به صورت عمومی در کلیسا خوانده نمی شدند. این معنای جعلی در لفظ مدرن است (به عبارتی ساختگی) اما تنها با این دلالت که، هنگامی Eusebius تاریخ نگار کلیسا از بعضی “کتاب های سری (جعلی) نامیده شده” صحبت می کند درست مانند زمانی است که مدرک جعلی به وسیله بدعت گذاران ایجاد می گردد.

برای گفته دکتر Bucaille که این کتاب ها به علت مخفی شدن در کلیسا “جعلی” نامیده می شوند هیچ مدرک حتی کوچکی وجود ندارد.

مثال هایی از آثار جعلی یهودی مسیحی

لازم است که در اینجا اشاره کنیم که جعلی شناخته شدن یک کتاب به وسیله کلیسا به معنای موافقت آن کتاب با آیین اسلام نمی باشد. این موضوع مورد نظر نیست.

“گاسپل یهودی-مسیحی پیتر”، که به وضوح ادعا می کند عیسی پیام الهی خدا است که برای گناهان ما بر روی صلیب جان سپرد، به وسیله کلیسا رد شده است زیرا اول از همه اینکه این گاسپل به وسیله پیتر نوشته نشده است، و دوم اینکه با ادعای درد نکشیدن مسیح در اثر مرگ بر روی صلیب نفی کننده حقیقت انسانیت وی می باشد. Danilou در باره این گاسپل دروغین می گوید که “هدف آن ایجاد نمودن آرامشی جسورانه برای شخصیت الهی مسیح است”. قطعا اسلام با این ادعا موافق نیست!

یک “Acts پاول” وجود دارد که کاملا با مکتب مسیحیت در راستای مرگ مسیح برای گناهان ما موافق است، اما همچنین می گوید که “شما در صورتی که پاک نمانید و جسم خود را آلوده کنید هیچ نقشی در رستاخیز نخواهید داشت”، که برای آن ها به معنای عدم وجود نزدیکی جنسی حتی برای مردم متاهل می باشد. کلیسا این بحث را نفی کرده زیرا بر خلاف آموزه های مسیح (و همچنین آموزه های قرآن) می باشد، و نویسنده آن که اعتراف کرده است که اثرش جعلی می باشد به خاطر این دروغ از جایگاه رهبری کلیسا کنار گذاشته شد. این منع از رابطه جنسی حتی در خلال ازدواج همچنین در کتاب یهودی مسیحی گاسپل توماس و گاسپل مصریان نیز یافت می شود.

در نهایت، به نامه یهودی مسیحی بارناباس اشاره می کنم که در سال ۱۲۰ بعد از میلاد نوشته شده است. این اثر به وسیله بسیاری از مسیحیان قرن دوم و سوم مورد احترام بود، و آموزه های آن در باره عیسی به نام اُرتودوکس شناخته می شد، اما جعلی اعلام شد، چرا؟ اول اینکه هیچ مدرکی مبنی بر نوشته شدن آن به وسیله بارناباس وجود نداشت، و دوم اینکه قوانین موسی را به خدعه های شیطان نسبت می داد، اظهاری که با سخنان مسیح و قرآن متضاد است.

دکتر Bucaille  به هر یک از این آثار یهودی مسیحی اشاره کرده و Danilou نیز از آن ها نقل قول آورده است. با توجه به این مثال ها مشخص است که با وجود اینکه این کتب جعلی در بر دارنده مکتب اُرتودوکس قابل ملاحظه ای هستند، به دلیل آموزش مکتبی نا درست و نوشته نشدن به وسیله فرستادگان مسیح از خوانده شدن در کلیسا منع شده اند.

حدیث های ضعیف

آیا شما مسلمانان دارای مشکلی یکسان با حدیث های خود نیستید؟ ما در بخش دوم فصل دو آموختیم که بخاری با ۶۰۰۰۰۰۰ حدیث آغاز می کند، که تنها ۲۷۶۲ مورد از آن ها “قوی” یا موثق هستند. وقتی یک حدیث ضعیف نامیده می شود آیا نمی گویید که “ما واقعا باور نداریم که این حدیث به وسیله محمد یا یکی از همراهان اصلی وی ذکر شده باشد”؟ ممکن است که تعلیم موجود در آن درست باشد اما به اعتبار آن شک دارید. ما مسیحیان نیز هنگامی که از لغت “جعلی” یا “غیر شرعی” استفاده می کنیم همین منظور را داریم.

نتیجه گیری

بررسی سه نکته دکتر Bucaille  موجب نشان داده شدن عدم اعتبار آن ها گردید.هیچ مدرکی مبنی بر محدود شدن توانایی روح مقدس خدا در هدایت پیامبران و وحی کنندگان به علت نزاع های قرن اول بعد از میلاد وجود ندارد. گذشته از هر چیز او خدای توانا، آفریننده بهشت و زمین است. آیا بشر اجازه تغییر اراده یا سخن او را دارد؟

بعلاوه، نظریه دکتر Bucaille   با قرآن نیز در تضاد است. ما در بخش دوم فصل یک مشاهده کردیم که قرآن در سوره الصف ۱۴: ۶۱ در سال ۳ هجری می گوید که،

“… بخشی از کودکان اسرائیل (به عیسی) معتقد اند و بعضی اعتقاد ندارند: اما ما به معتقدان در مقابل دشمنانشان قدرتی دادیم، و آن ها کسانی هستند که پیروز می شوند“.

بعلاوه ما در سوره آهن (الحدید) ۲۷: ۵۷ در سال ۸ هجری دیده ایم که در زمان آغاز رهبانیت در ۳۰۰ بعد از میلاد ، بسیار پس از محو شدن آیین یهودی مسیحی، معتقدان حقیقی مسیحی وجود داشته اند. بنابراین با توجه به قرآن و مسیحیت این پیروزی آن طور که دکتر Bucaille ادعا می کند نمی توانسته به وسیله هر نوع نزاعی در قرن ۱ بعد از میلاد تغییر پیدا کند.

 

نزاع هنگام نزول قرآن

اگر بخواهیم نظریه توان تحریف وحی به وسیله نزاع و تضاد را جدی بگیریم، پس در مورد قرآن چه طور است؟ آیا هنگامی که قرآن نازل می شد نزاعی بین مسلمانان و کافران مکه وجود نداشت؟ هیچ نزاعی بین مسلمانان و یهودیان پیش نیامده بود؟ هیچ نزاعی بین محمد و کسانی که اداعای مسلمانی و پیغمبری می کردند نبود؟ پاسخ هر سه سوال “بله” است!

آیا در قرآن به نزاع بین مکه ایها اشاره نشده است؟ پس سوره خانواده عمران (آل عمران) ۳: ۱۲۳ که به جنگ اهالی مکه در بدر اشاره دارد چه طور؟

“خداوند در بدر به شما کمک کرد، هنگامی که نیروی جنگی محقری داشتید. پس از خدا بترسید؛ شاید کمی سپاس گذار باشید.”

و در همان سوره ۳: ۱۸۰-۱۴۰ پیامبر با ایمانان را در مورد وقایع جنگ اُحد سرزنش و تشویق می کند. و اما نزاع محمد با یهودیان چه طور؟ در فصل ۱ در بخش دوم ما تقریبا  ۴۰ متن ارائه شده را به علت نزاع بین مسلمانان و یهودیان مطالعه کردیم. یک مثال از آخرین سوره مکی به نام العنعام ۶: ۱۲۴ کافی است. در آن سوره ما در باره تقاضای یهودیان برای فرستادن نشانه می خوانیم،

“وقتی نشانه ای برای آن ها فرستاده شد گفتند، ما تا زمانی که نشانه ای همانند چیزی که به آورنده وحی خدا نازل شده را نبینیم  باور نخواهیم کرد.”

سومین نوع نزاع که بین محمد و افرادی بود که ادعای مسلمانی داشتند تقریبا موازی نزاع اولیه کلیسا با یهودی مسیحیان بود. به عنوان مثال باید Musailamaاشاره کنیم که در سال ۹ هجری به عنوان سفیر قبیله خود برای دیدن محمد و ابراز ایمان به اسلام فرستاده شد. او در سال بعد ادعا نمود که پیامبر خدای یکتا است و شروع به نوشتن وحی به تقلید از قرآن نمود. ابوالفرج این نمونه را نگاه داشته است،

“هم اکنون خدا نسبت به آن زن که با خود یک کودک دارد بخشاینده شده و به روح او که بین صفاق و روده های وی است برتری اعطا کرده.”

او حتی نامه خود به محمد را این چنین آغاز کرده است، “از Musailama، فرستاده خدا، به محمد، فرستاده خدا”. محمد در جواب او نوشت “Musailama، دروغگو”.

با این حال اهمیت Musailama افزایش پیدا کرد و تنها هنگامی متوقف گردید که در دفاع از لشکر خود در سال ۱۱ هجری، یک سال پس از فوت محمد به وسیله فرمانده خالد کشته شد.

آیا این موضوع به این معنا است که قرآن به دلیل این نزاع تغییر یافته، یا وحی به خاطر آن نا درست و نقض شده است؟ هیچ مسلمانی این حرف را تصدیق نمی کند. در واقع قرآن بر خلاف این را بیان می کند! می گوید که هرگاه که پیامبری به سوی بشر فرستاده شد نزاع و تضادی به وجود آمد، چه موسی با بنی اسرائیل و چه صالح با قوم تمود.

نزاع در اسلام پس از درگذشت محمد

Musailama تنها فردی نبود که ادعای پیامبری می کرد. در طی دوران پس از مرگ محمد، سه پیامبر دروغین و تعداد بیشتری در نواحی دیگر گرد آمدند. در شمال، شرق و جنوب شبه جزیره عربستان، قبیله ای پس از قبیله دیگر، و حتی مدینه به وسیله مرتدان گرویده به کیش جدید مورد حمله قرار گرفتند. در همین دوره ابوبکر به زید ابن ثابت دستور جمع آوری اولین نسخه قرآن را داد.

اگر نظریه های دکتر Bucaille در مورد گاسپل درست باشد، پس باید فرض کنیم که پیامبران دروغین، جنگ ها و شورشیان به طریقی بر جمع آوری قرآن تاثیر گذاشته اند. بعلاوه، ما باید از محو شدن اسم Musailama و دیگر پیامبران که به عقیده مسلمانان جعلی هستند افسوس بخوریم، “در حالی که (آن ها) از جنبه تاریخی جذابیت دارند”.

در سال های موفقیت نیز نزاع هایی وجود داشته است. خلیفه دوم، عمر، به وسیله خدمتگزار ایرانی فیروز در سال ۲۳ هجری کشته شد. و کمتر از ۲۵ سال پس از درگذشت محمد، در سال ۳۵ هجری مسلمانان ناراضی به مرکز فرمانروایی عثمان، خلیفه سوم، حمله نمودند و وی را به شدت مجروح کردند.

علی، داماد پیامبر خلیفه نامیده شد، اما مخالفت های بسیاری نسبت به این عمل وجود داشت. عایشه، بیوه پیامبر، به همراه دو مرد به نام های طلحه و زبیر، در نهایت لشکری برای حمله به علی جمع آوری نمودند. در اُکتبر ۶۵۶ پس از میلاد مسیح/۳۵ هجری، علی برای اولین مرتبه به عنوان فرمانده با سپاه خود برای سرکوب شورش برادران مسلمان به بیرون از مدینه تاخت. او چند ماه بعد آن سه نفر را در “جنگ جمل” شکست داد. طلحه و زبیر کشته شدند و عاشیه به مکه باز فرستاده شد.

بار احساسی این نزاع هنگامی مشخص می شود که ما ارتباط این افراد با محمد را در می یابیم.

علی پسر عموی محمد بود که او را به عنوان فرزند خوانده قبول کرده بود. علی یک از اولین ایمان آورندگان بود و با فاطمه، دختر محمد، ازدواج کرد.

زبیر نیز پسر عموی محمد بود، یکی از اولین ایمان آورندگان و بین ده نفر العشر المبشرا قرار داشت، افرادی که پیامبر به آن ها قول حتمی ورود به بهشت را داده بود.

طلحه، نوه برادر ابوبکر، خلیفه اول، از همراهان متمایز (کسانی که پذیرفتن اسلام به وسیله محمد را با چشمان خود دیده بودند و وی را همراهی می کردند) بود. او در جنگ اُحد جان محمد را نجات داد و همچنین در اسامی العشر المبشرا، کسانی که به آن ها وعده حتمی بهشت داده شده، قرار داشت.

علی در سال ۶۶۱ بعد از میلاد/۴۰ هجری، به وسیله یکی از مسلمانان گروه خوارج که بر علیه وی شوریده بودند به قتل رسید.

این داستان نزاع و تضاد را در سال های اولیه شرایط سیاسی اسلام آشکار می سازد. اما Shiite در کنار این موضوع ادعا می کند که، آیا هیچ یک از مسلمانان تمایل دارند که بگویند این نزاع ها موجب تغییر یافتن قرآن شده است؟ قاعدتا نه! چنین نتیجه گیری مضحک است.

بنابراین دکتر Bucailleیا هر فرد دیگری بر چه مبنایی ادعا می کنند که روح القدس به دلیل نزاع و ستیز بین پاول، یا پیتر یا جیمز قادر به راهنمایی آن ها نبوده است؟

خلاصه و نتیجه گیری با توجه به توسعه قرآن

ما در اینجا مطالعه منصفانه کاملی از گسترش تاریخی قرآن انجام داده ایم. ما با اولین موعظه محمد ۱۳ سال قبل از هجرت شروع نمودیم و مطالعه خود را با استفاده از یکی از قدیمی ترین نسخه های قرآن در حدود سال ۱۵۰ پس از میلاد ادامه دادیم. برای آسان تر مشاهده شدن، این توسعه در دیاگرام ۳ خلاصه شده است.

دیاگرام ۳…. پیش روی تاریخی در قرآن

با در نظر گرفتن تمام این اطلاعات، خلاصه کردن اعتقادات مسلمانان درباره جمع آوری و انتقال قرآن به شکل زیر صحیح می باشد.

شما با وجود اینکه نسخه اصلی قرآن را در دست ندارید، اما معتقد هستید که زید و عمر قرآن را به همان شکل نازل شده جمع آوری کرده اند.

شما اعتقاد دارید که اگر در زمانی که عثمان نسخه های اصلی را سوزاند چیزی از قرآن کم شده باشد، یا حتی اگر عمر و اُبی در مورد سوره سنگسار و دو سوره دیگر درست بگویند، تغییری در مکتب پایه اسلام به وجود نخواهد آمد.

شما معتقدید که افراد از قرآن با دقت نسخه برداری کرده اند؛ و هنگامی که اشتباهی صورت گرفته به علت انسان بودن مکتوبین است، این وضعیت به وسیله مقایسه با دیگر نسخه ها قابل کنترل است.

شما معتقد هستید که حدیث های جمع آوری شده به وسیله مسلم و بخاری، توصیف کننده زندگی محمد، و جمع آوری قرآن ضرورتا حقیقی و قابل اعتمادند.

شما اعتقاد دارید که مسلمانان اصیل وقت و پول خود را و حتی جانشان را برای چیزی که می دانستند دورغ است اهدا نمی کردند.

در جمع بندی، شما اعتقاد دارید که مدارک انتقال قابل اعتماد قرآن آنقدر محکم هستند که بتوانید از آن با اطمینان کامل استفاده کنید؟

  1. E. صد ساله دوم گاسپل

در ادامه بسط تاریخی کتاب عهد جدید گاسپل از زمانی که عیسی موعظه را شروع کرد تا هنگامی که جان آخرین بخش گاسپل را بین سال های ۸۰ تا ۹۵ پس از میلاد نوشت، هیچ مدرکی از دگرگونی یا تحریف انجیل پیدا نکرده ایم.

شکل ۱ از بخش A این فصل و شکل ۵ از همین بخش دست نوشته های پاپیروس به تاریخ ۲۰۰ پس از میلاد را نشان می دهند. این دو سند به تنهایی تقریبا ۴۰ درصد از کتاب عهد جدید گاسپل ما را نشان می دهند، و در جایی که ممکن باشد کتاب های عهد جدید انگلیسی، فرانسه و عربی که ما هر روزه از آن ها استفاده می کنیم از روی این نسخه یونانی ترجمه شده اند.

پس در بین سال های ۹۰ تا ۲۰۰ پس از میلاد دوره ای باقی می ماند که ممکن است بعضی تغییرات در کتاب عهد جدید گاسپل به وجود آمده باشد، بنابراین باید توجه خود را به این دوره معطوف کنیم.

انجام پایان نامه

شاهدان بعد از رسالت

Clement از رُم — ۹۶ بعد از میلاد

در بخش A این فصل دیدیم که Corinthians1 در سال ۵۵ بعد از میلاد نوشته شده است. چهل سال بعد از اینکه پاول آن را نوشته بود. او در این نامه نوشته بود،

“نامه خود را دوباره از دست پاول پیغام آور بخوان.”

Clement به چه نامه ای اشاره می کند؟ او به Corinthians 1 ارجاع کرده است، همان نامه ای که در آن تعلیمات گاسپل برای اولین بار مکتوب شد. و با نقل قول از Corinthians 1 15: 20 می گوید،

“او (خدا) عیسی را به وسیله بیدار کردن وی از مرگ تبدیل به ثمره-اول نموده است”.

وی علاوه بر دیگر نقل قول های از Corinthians 1، از گاسپل یهودی مسیحی متیو و پنج کتاب عهد جدید: پیتر، جیمز، هبرو، نامه پاول به رومیان و Ephesian نقل قول و خلاصه هایی آورده است.

طبیعی است که او راجع به نامه به رومیان مطلع باشد چراکه نامه برای کلیسای Clement در رُم نوشته شده بود. اما دیگر نامه ها به کلیسا های یونان و منطقه ای که امروز ترکیه است فرستاده شده بود. این امر نشان دهنده چرخش سریع نامه ها بین مسیحیان اولیه است، درست مانند گردش سریع سوره های قرآن  بین اولین مسلمانان.

بعلاوه، ما می توانیم در نقل قول کوتاه بالا ببینیم که هیچ تغییری در تعلیمات گاسپل بین زمانی که پاول در ۵۵ بعد از میلاد آن را نوشت و ۴۰ سال بعد هنگامی که Clement آن را نقل نمود صورت نگرفته است.

نامه های Polycarp به Philippi — 107 بعد از میلاد

Polycarp در سال ۶۹ یا ۷۰ بعد از میلاد در آسیا (ترکیه امروزی) متولد شد. وی گاسپل جان را شنیده بود، که در دوران پیری خود در ترکیه زندگی کرده بود، و با توجه به Irenaeus، Polycarp”با بسیاری از افرادی کهعیسی را دیده بودند دوستی داشت”. وی در سال های بعد اسقف کلیسای Smyrna، حدود ۴۰ مایل در شمال Ephesus شد. Smyrnaامروزه نیز به عنوان شهر ازمیر با جمعیت ۲۰۰۰۰۰ نفر وجود دارد.

وی زمانی حدود ۱۰۷ بعد از میلاد نامه ای به کلیسایی در  Philippi نوشت — کلیسایی که در سال ۴۹ یا ۵۰ بعد از میلاد کار خود را به واسطه پاول شروع نمود.

وی در نامه خود به “پیام آوران اشاره می کند که گاسپل را به ارمغان آوردند، همچنین به پیامبرانی که آمدن ارباب ما (عیسی) را بشارت داده بودند”. او حداقل سه مرتبه نام پاول را ذکر می کند، همچنین بر این حقیقت تاکید می کند که پاول برای مردم Philippi موعظه کرده و سپس برای آن ها نوشته است. همان طور که در نقل قول زیر مشاهده می کنیم او نامه های پاول به Ephesusرا کتاب آسمانی می خواند — عنوانی مشابه کتاب تورات موسی:

“من شکی ندارم که شما به وسیله کتاب مقدس به خوبی هدایت شده اید…در آنجا گفته شده، تا حد گناه عصبانی نشوید، اجازه ندهید که خورشید از غیظ شما غروب کند. [نقل قول از Ephesians 26: 4] انسان خوش بخت کسی است که این پند را در ذهن خود نگاه دارد…باشد که خدا و پدر ارباب ما عیسی ، و پیشوای لایزال ما مسیح، پسر خدا، به شما در پرورش ایمان و حقیقت کمک کند.

پایداری در وی (عیسی) تا جایی ادامه پیدا کرد که حتی به خاطر گناهان ما با مرگ رو به رو شد…با وجود اینکه هیچگاه خودتان او را ندیده اید، با این حال به او اعتقاد دارید…خوب بدانید که شما به خاطر بخشش نجات داده شده اید نه به دلیل اعمال خودتان. [نقل شده از Ephesians 8: 2]

بخش هایی که با خط پر رنگ نوشته شده اند نشان می دهند که او با قاطعیت به مکتب گاسپل ایمان داشته است، و در این نامه کوتاه هفت صفحه ای، از گاسپل متیو، Acts، Romans، Corinthians 1، Galatians، II Thessalonians، I Timothy، پیتر I، جان I، و همچنین Ephesians از بین ۱۰ تا ۲۷ کتاب عهد جدید نقل قول آورده است.

این ده کتاب که منشاء آن ها در سرزمین های دوری مانند فلسطین، ترکیه، یونان و رُم می باشد برای Polycarp تنها پس از ده یا پانزده سال بعد از مرگ جان پیام آور به خوبی شناخته شده اند، و دوباره بعد وسیع و ابتدایی کتاب مقدس عهد جدید را آشکار می سازند.

Pliny جوان—۱۱۲ بعد از میلاد

آخرین فردی که باید از او نقل کنیم تاریخ نگار رومی است. Pliny جوان در سال ۱۱۲ بعد از میلاد حکمران Bithynia (شمال ترکیه) بود و برای مشورت به امپراطور Trajan نامه می نوشت. وی از قربانی نکردن برای خدایان رُم (بت ها) و زوال معابد به دلیل مسیحیت شکایت کرد. او شروع به قتل مسیحیانی نمود که برای مجسمه امپراطور قربانی نمی دادند. وی تلاش کرد که آن ها را وادار به “نفرین عیسی” کند، زیرا به او گفته شده بود که وادار کردن یک مسیحی واقعی به این کار غیر ممکن است.

در همان نامه وی از خسته شدن مردم می نویسد:

“با این حال، آن ها شهادت داده اند که تمام گناهشان یا اشتباهشان عادت به ملاقات در روزهای معین قبل از روشن شدن هوا، در حالی بوده است که شعر تسبیح عیسیو خدا را می خواندند، و به صورت جدی برای انجام ندادن اعمال پست، شیادی، دزدی و زناء، و تحریف نکردن عبارات آسمانی و انکار نکردن حقیقت هنگام رساندن آن به فرد دیگری سوگند خوردند”.

دوباره از کلمات پر رنگ شده این شاهد کافر بت پرست مشخص می شود که مسیحیان اعتقاد خود به تعلیمات گاسپل را اظهار نموده و حتی در راه آن جان سپرده اند.

نسخه های اولیه از بعضی کتب عهد جدید گاسپل

تکه های پاپیروس گاسپل جان از سال ۱۳۵ بعد از میلاد

اولین نسخه های پاپیروسی هر کتاب عهد جدید برگرفته از تکه هایی از گاسپل جان است که در کتابخانه John Rylands در منچستر انگلستان به نام صفحه ۵۲ وجود دارد. همان طور که در شکل ۴ می بینید، بسیار کوچک است و از یک طرف شامل لغات اندکی از جان ۳۳-۳۱: ۱۸ و از طرف دیگر لغات بیشتری از آیات ۳۸-۳۷ می باشد.

“با این حال این دست نوشته به دلیل تاریخ نگارش آن و محل یافت شدنش حائز اهمیت است. دکتر Bruce.M.Metzger، پروفسور زبان و ادبیات عهد جدید در سمینار خداشناسی Princeton این موضوع را از کتاب نوشته های عهد جدید خود به بحث گذاشت. وی می نویسد که،

C.H.Roberts (کسی که نسخه را پیدا کرده بود) بر مبنای سبک نگارش، آن را در بازه نیمه اول قرن دوم تاریخ گذاری کرده است. با وجود اینکه تمام محققان به قبول بازه دقیق مطرح شده متقاعد نشده بودند،خط نگاران بلند مرتبه ای مانند Sir Frederic G.Kenyon، W.Schubar، Sir Harold I.Bell، Adolf Deissmann، Ulrich Wilcken و W.H.P.Hatch موافقت خود با قضاوت Roberts را نشان داده اند.

با وجود اینکه گستره اشعار باقی مانده اندک است، از یک جهت این دست نوشته پاپیروسی کوچک (صفحه۵۲) تقریبا دارای ارزش سندی یک دست خط قدیمی (کتاب) است…(به همین دلیل) وجود و کاربرد چهارمین گاسپل (جان) در طی نیمه اول قرن دوم در شهری با مردم کوته فکر در کنار رود نیل، جایی بسیار دور از محل کتابت آن ( Ephesus در ترکیه باستان) را اثبات می کند”.

شکل ۴

پاپیروس صفحه ۵۲ از جان ۳۳-۳۱: ۱۸ از سال ۱۵۰ بعد از میلاد

با کسب اجازه از کتابخانه دانشگاه John Rylands، منچستر

اگر ما فرض کنیم که این نسخه در سال ۱۳۵ بعد از میلاد ایجاد شده است، می بینیم که مسیحیان از گاسپل جان در مصر، در امتداد رود نیل، در طی ۴۰ تا ۴۵ سال پس از کتابت آن استفاده می کردند. این مدرکی قوی مبنی بر وجود بیشتر از صد نسخه از گاسپل در دست صدها و هزاران مسیحی در سال ۱۳۵ بعد از میلاد می باشد.

بنابراین اگر کسی تمایل به تغییر گاسپل مکتوب یا تعلیمات گاسپل داشته ، چگونه قادر به دگرگون کردن تمام لغات موجود در تمام نسخه ها و ذهن و قلب مردم بوده است؟

دست نوشته های پاپیروسی سال ۲۰۰ بعد از میلاد

آخرین دست نوشته ای که می خواهیم راجع به آن صحبت کنیم، به تاریخ ۲۰۰ بعد از میلاد باز می گردد. اولین دست نوشته که دارای شماره صفحه ۷۵ است هم اکنون در کتابخانه ادبیات جهان Bodmer در Cologny، حومه ژنو در سوئیس قرار دارد. این دست نوشته در اصل شامل لوک و جان در ۱۴۴ صفحه می باشد، که ۱۰۲ صفحه آن یا تقریبا ۷۰% باقی مانده است. این قدیمی ترین نسخه گاسپل لوک، و یکی از اولین نسخه های گاسپل جان می باشد.

حقیقت اهمیت بزرگ مطالعه تعلیمات مسیحیت این است که قسمت میانی دستخط قدیمی به همراه سه فصل پایانی لوک و ۱۳ فصل آغازین جان دست نخورده اند. اولین فصل جان شامل موجودیت قبلی “کلمه” الهیت است که تبدیل به جسمانیت می گردد. سه فصل پایانی لوک در بر دارنده مرگ عیسی بر روی صلیب و سه ظهور وی از مرگ است. شکل ۵ از لوک ۵۰-۳۱: ۲۴ شامل این سه ظهور می باشد—اولین ظهور برای حواریون در جاده Emmaus—دومین برای پیتر—و سومین برای تمام حواریون به جز توماس. شکل ۷ در فصل ۱ و بخش شش تصویری از جان ۱۶: ۱۴ از همین پاپیروس را نشان می دهد.

ما از قبل تصویری از دست نوشته دوم، به نام صفحه ۴۶، را در شکل ۱ بخش A همین فصل دیدیم. این دست نوشته شامل هشتاد و شش برگ یا ۷۵% از ۱۱۴ صفحه اصلی دستخط قدیمی می باشد. که در موزه Chester Beatty در دابلین ایرلند قرار دارد و شامل ده نامه از پاول به ترتیب زیر است: رومیان، عبری ها، Corinthians I II، Ephesians، Galatians، Philippians، Colossians و Thessalonians I II. همان طور که از یک کتاب باستانی انتظار می رود بخش های ابتدایی و انتهایی آن مفقود شده اند. با این وجود، Corinthians I، که در سال ۵۵ بعد از میلاد نوشته شده و به وسیله Clement در سال ۹۶ بعد از میلاد، و Polycarp در سال ۱۰۷ بعد از میلاد نقل شده، کاملا محفوظ باقی مانده است.

من از گفتن این موضوع که ۷۰% از دو گاسپل و ۷۵% از نامه های پاول هم اکنون نیز وجود دارند منظور خاصی دارم، زیرا آن ها بیانگر نمونه هایی حائز اهمیت می باشند. اگر ۷۰ یا ۷۵% از این نوشته های قدیمی در موافقت با نوشته های ۱۵۰ سال گذشته باشند (در زیر ببینید)، پس فکر می کنم که فرض اینکه ۲۵ یا ۳۰% مفقود نیز در اصل با آن ۷۰ یا ۷۵% وفق دارد فرضی معتبر است. بعلاوه، آن ها روی هم ۴۰% از کتاب عهد جدید گاسپل را تشکیل می دهند.

دکتر Bucaille این دست نوشته های پاپیروسی را با یک جمله معزول می کند. وی می نویسد،

“اسناد قدیمی تر، پاپیروس های قرن سوم، که احتمالا به قرن دوم تاریخ گذاری شده اند (صفحه ۵۲ بالا را ببینید)، تنها تکه هایی را به ما انتقال داده اند”.

قطعا، دکتر Bucaille که یک پزشک می باشد، پس از قطع پای یک بیمار بیان نمی کند که ۷۵% باقی مانده از بدن وی تنها تکه ای است.

به هر حال به نظر من، ۷۰ درصد گاسپل لوک و جان بیشتر از یک “تکه” است. این در نهایت ثابت می کند که گاسپل متکوب و تعلیمات گاسپل امروزه شبیه به چیزی است که در سال ۲۰۰ بعد از میلاد بوده است.

شکل ۵

لوک ۵۰-۳۱: ۲۴ که در پاپیروس صفحه ۷۵ از سال ۲۰۰ بعد

 از میلاد باقی مانده است، شامل سه ظهور مسیح از مرگ.

با کسب اجازه از کتابخانه Bodmer در ژنو.

 

 

شاهدان دیگر نوشته های قرن دوم از گاسپل امروزی ما

ترجمه های بین سال های ۱۵۰ تا ۱۸۰ بعد از میلاد، ترجمه های کتاب عهد جدید به زبان قدیمی لاتین و سریانی که همچنین زبان آرامی نامیده می شد صورت گرفت. ما نسخه های اصلی آن ها را در اختیار نداریم. نسخه های قرن ۴ و ۵ امروزه موجود است.

دیاگرام ۴

در ابتدا ممکن است به نظر برسد که چنین نسخه های قدیمی دارای اعتبار کم می باشند. با این حال، اگر به دیاگرام ۴ نگاه و لحظه ای به آن فکر کنید، مشخص می شود که در جایی که دست نوشته سریانی قرن پنجم (C) با پاپیروس یونانی (B) از سال ۲۰۰ بعد از میلاد وفق دارد، این دو تبدیل به دو شاهد می شوند که تصدیقی واضح از متن یونانی (A) در زمان ترجمه در سال ۱۵۰ بعد از میلاد را بیان می کنند.

نقل قول هایی از کتاب عهد جدید گاسپل به وسیله نویسندگان اولیه مسیحی

برای ارائه تنها یک مثال از گواهی نویسندگان اولیه مسیحی، من به Tertullian اشاره می کنم. او بین سال های ۲۲۰-۱۶۰ بعد از میلاد زندگی کرد و در Carhage در شمال آفریقا کشیش سرپرست کلیسا بود. او بیش از ۷۰۰۰ مرتبه از کتاب عهد جدید نقل قول کرده، که ۳۸۰۰ بار آن از چهار گاسپل بوده است؛ و نقل قول های وی نشان می دهد که متنی که از آن استفاده کرده است ضرورتا همان چیزی است که ما امروزه در اختیار داریم.

نسخه های کامل از کتاب عهد جدید از سال ۳۵۰ بعد از میلاد

در نهایت  باید به دستخط قدیمی Vaticanus که آن را در شکل ۳ بخش C این فصل دیدیم، و Sinaiticus اشاره کنم، با وجود اینکه آن ها خارج از قرن دوم می باشند. هر دوی آن ها به سال ۳۵۰ بعد از میلاد تاریخ گذاری شده اند، تنها کمی بعد از شروع رهبانیت، زمانی که قرآن بر وجود مسیحیان حقیقی در جهان در سوره آهن (الحدید) ۲۷: ۵۷ گواهی داد. شکل ۶ نشان دهنده تصویری از اولین فصل گاسپل جان می باشد. از این کد ها برای ترجمه بخشی از کتاب عهد جدید ما که از دست نوشته های اولیه پاپیروسی مفقود شده بودند استفاده شده است. مشخصا آن ها حاوی تعلیمات گاسپل می باشند.

شکل ۶

دستخط قدیمی Sinaiticus از سال ۳۵۰ بعد از میلاد

شامل جان ۱۴: ۱، “واژه ها (کلمه) مفهوم شهوانیت می گیرند و در بین ما سکنی می گزینند”.

با کسب اجازه از کتابخانه انگلستان.

دیاگرام توسعه تاریخی گاسپل

به طور خلاصه می توانیم بگوییم که در سال ۲۰۰ بعد از میلاد گاسپل عیسی مسیح که امروزه آن را در اختیار داریم، در تمام امپراطوری رُم شناخته شده بوده است. ما باید به منظور پیش بردن این توسعه تاریخی آن را مانند توسعه قرآن در دیاگرامی نشان دهیم.

دیاگرام ۵

توسعه تاریخی گاسپل

در حین نگاه کردن به این جدول، من از خواننده می خواهم که تهمت تغییر گاسپل به وسیله مسیحیان را نیز در نظر بگیرد. با وجود تمام اطلاعات موجود در جلوی چشمانان ما، دوباره از خود این سوال را می پرسیم، مسیحیان چگونه می دانند که گاسپل دچار تحریف نشده است؟

اما این مرتبه پاسخ را به وسیله چند پرسش بیان می کنیم. “امکان این تحریف در چه زمانی وجود داشته است؟” آیا حواریون مسیح آن را تا سال هایی که زنده بودند یعنی ۹۰ یا ۹۵ بعد از میلاد تحریف کرده اند؟ هیچ مسیحی معتقدی این را نمی پذیرد. هیچ مسلمانی این تهمت را در مورد ابوبکر و عمر قبول نمی کند. و حتی با وجود اینکه طبق گفته مارک آخرین صفحه گاسپل مفقود شده است، مقبره خالی است! و سه ظهور پس از مرگ مسیح بر حواریون در سه بخش دیگر گاسپل به خوبی توضیح داده شده است.

آیا گاسپل بین سال های ۹۰ تا ۱۵۰ بعد از میلاد تحریف شده است؟ در آن زمان ده ها هزار و شاید صدها هزار مسیحی در سراسر امپراطوری رُم وجود داشته اند. صدها، حتی هزاران معتقد پیام گاسپل را از زبان حواریون عیسی شنیده بودند. آیا گاسپل می توانسته در نقطه ای اساسی از این دوره دگرگون شود؟ این امر غیر ممکن بوده است.

آیا بین سال های ۱۵۰ تا ۲۰۰ بعد از میلاد تحریف شده است؟ در این دوره ترجمه ها، نقل قول ها و نسخه های مهم پاپیروسی وجود داشته که همگی شباهت خود به تعلیمات گاسپل را تصدیق می کرده اند. بنابراین از دیدگاه تمام این شاهدان، ما مسیحیان معتقد هستیم که کتاب عهد جدید گاسپل همان کتابی است که همواره وجود داشته است.

  1. F. جمع بندی توسعه قرآن و گاسپل

خواننده مشاهده کرده است که من بخشی قیاسی بر قرآن را مکتوب نکرده ام، بخشی که سال های بین نسخه سال ۲۷ هجری و قدیمی ترین قرآن مربوط به سال ۱۵۰ هجری را پوشش دهد. من فکر می کنم که این کار ممکن است اما آن را به کاوش شخصی خوانندگانم می سپارم.

با این حال فکر می کنم که در اینجا مقایسه توسعه قرآن و گاسپل در مقیاس زمانی یکسان مفید باشد. سال هایی که محمد و عیسی شروع به موعظه کردند را سال “صفر” می نامیم. به این شیوه هر شباهت یا تفاوتی قابل مشاهده است.

دیاگرام ۶

بررسی دقیق دیاگرام ۶ بعضی تفاوت ها را آشکار می سازد. برای مثال، در ابتدا تعداد مسیحیان با نرخ بیشتری رشد نموده است—۳۰۰۰ ایمان آورنده در روز اول موعظه.

با این حال، شباهت هایی هم وجود دارد. اگر ما هجرت و عروج عیسی به آسمان را مقایسه کنیم، در می یابیم که در زمان هجرت محمد ۱۵۰ فرد معتقد حقیقی همراه وی بوده اند؛ و عیسی نیز در هنگام عروج خود ۱۲۰ معتقد حقیقی را بر جای گذاشت.

هنگامی که ما بعد از ۱۰ سال به شرایط نگاه می کنیم می بینیم که هنگامی که محمد در گذشت ده ها و صدها هزار نفر با کمک همراهان او مسلمان شده بودند. به طور مشابه پس از موعظه حواریون عیسی ده ها و صدها هزار نفر مسیحی شدند.

انتشار قرآن تا زمانی که عثمان نسخه های رسمی را ۴۲ سال پس از اولین آیه خوانده شده محمد به اطراف فرستاد، تقریبا به صورت کامل شفاهی بود. انتشار مسیحیت نیز کاملا تا ۳۰ تا ۵۰ سال پس از اولین موعظه عیسی شفاهی بود، که در آن زمان تمام کتب عهد جدید به جز بعضی نوشته های جان مکتوب شده بودند.

در نهایت، تاریخ قدیمی ترین قرآن کامل تقریبا به ۱۶۳ سال بعد از اولین موعظه محمد باز می گردد که ضرورتا مشابه ۱۷۴ سالی است که بین اولین موعظه عیسی و یافت شدن قدیمی ترین نسخه پاپیروسی کتب عهد جدید گاسپل وجود دارد.

 

 

به عنوان نتیجه گیری:

همان طور که شما ایمان دارید که زید و عثمان با دقت قرآن را جمع آوری نمودند، ما نیز معتقد هستیم لوک و جان گاسپل را با احتیاط حفظ کرده اند.

همان طور که اعتقاد دارید که کسانی که قرآن را نسخه برداری کرده اند این کار را با دقت انجام داده اند، ما باور داریم که کاتبان کتاب عهد جدید گاسپل نیز آن را با دقت نسخه برداری کرده اند.

همان طور کهاعتقاد دارید کسانی که مسلمانان را در قرن اول هجرت هدایت می کردند پول و جان خود را فدای مسلکی دروغین نمی کردند، ما نیز باور داریم حواریون عیسی—پیام آورندگان—مانند پیتر و پاول برای چیزی که می دانستند دروغین است جان نمی باختند.

همان طور که اعتقاد دارید شواهد انتقال قرآن آنقدر بزرگ می باشند که به استفاده کامل از آن اطمینان دارید، ما نیز باور داریم که شواهد بالا در باره انتقال گاسپل آنقدر قابل اعتماد می باشند که در استفاده کامل از آن مطمئن هستیم.

نتیجه گیری نهایی

نه قرآن و نه بخش های گاسپل امروزی دچار تحریف حائز اهمیتی نشده اند. آن ها الزاما مشابه چیزی هستند که از قبل نوشته شده اند.

 

 

بخش چهار

علم و وحی

فصل ۱

قرآن و انجیل:

پیش گویان علم مدرن

در ادامه بحث خود با رسیدن به این باور که متن قرآن و انجیل هر دو ضرورتا مشابه وحی می باشند، باید به سراغ پرسش ارتباط آن ها با علم مدرن برویم. اما ابتدا باید دوباره به فرضیات اساسی پرسش نگاهی بیاندازیم.

 

“فرضیات اساسی” کوچک به کار رفته برای اصلاح

ما در فصل یک و دو بخش یک فرضیات اساسی بزرگی را در نظر گرفتیم. داستان زیر مشخص می کند که ما برای انطباق حقایق با یکدیگر فرضیات کوچکتری را نیز در نظر آورده ایم.

من در حال گرفتن تاکسی در فرودگاه تونس با راننده تاکسی وارد بحث شدم. همان طور که صحبت می کردیم از من پرسید که راجع به قرآن چه فکری می کنم؟ من اینطور پاسخ دادم، “بسیار خب، قرآن می گوید که یهودیان عیسی را نکشتند: او را به صلیب نیاویختند؛ و اینکه وی نمرده است. انجیل می گوید که عیسی در گذشته است! و نه تنها اینکه در گذشته، بلکه برای گناهان شما و من جان داده است. حال اگر قرآن بگوید که عیسی مرده است، اما مرده باقی نمانده است من با آن کنار می آیم و مشکلی نخواهیم داشت.”

او پاسخ داد، “اما با استفاده از منطق (ایجاد فرضیات اساسی) می توان آن را به شیوه دیگری توضیح داد” (که درست است)، و مانند هر مسلمان دیگری گفت، “نه عیسی نمرده است!” (از سوره نساء ۱۵۷: ۴)

سپس من گفتم، “پس آن متنی (از سوره آل عمران ۵۵: ۳) که خدا در آن به قرار زیر صحبت می کند چه؟، ای عیسی (انا) [۱] من مرگ را به سوی تو می فرستم و تو را برای خود احیا می کنم. آیا این آیه بیان نمی کند که عیسی قبل از رستاخیزش مرده است؟”

راننده تاکسی پاسخ داد، “آهان، اما جمله در ادامه انا نباید وابسته به ترتیب زمان در نظر گرفته شود.”

من پاسخ دادم، “اما شما در حال بهره گیری از منطق (ایجاد فرضیات اساسی) هستید”، و هر دو خندیدیم، چرا که هم او و هم من می دانستیم که کاری مشابه انجام داده ایم. [۲]

من به این داستان اشاره کردم زیرا هنگامی که دکتر Bucaille در مورد انجیل بحث می کند به پاسخ دهنده اجازه ایجاد هیچ گونه “توضیح” یا “فرضیه اساسی” را در جهت تطبیق دو متن که ممکن است در ابتدا متضاد به نظر برسند نمی دهد. از طرف دیگر در هنگام سر و کار داشتن با قرآن در تفسیرات خود مانند هر فرد دیگری تمایل به ایجاد “فرضیات اساسی” دارد.

این امر با در نظر گرفتن نکته زیر بسیار واضح می گردد. دکتر Bucaille ادعا می کند که (A) قرآن به شکل فوق العاده ای از علم مدرن آگاهی دارد که تنها می تواند از منبعی الهی سرچشمه گرفته باشد. وی ادعا می کند که (B) قرآن بر خلاف انجیل دارای اشتباه علمی نیست. او در نهایت (C) انجیل را به دلیل عدم به وجود آوردن میل کافی برای طبیعت در جهت نمایش شکوه و قدرت خداوند نقد می کند. هم اکنون این ادعا ها و میزان اعتبار آن ها را بررسی می کنیم.

با این حال دکتر Bucaille اولین نویسنده ای نیست که ارتباط بین قرآن و علم را به بحث گذاشته است. دانشمندان مسلمان متعددی نیز در این زمینه دست به قلم شده اند، بنابراین ما به برسی بعضی نظرات آن ها مخصوصا آن هایی که به وسیله دکتر BechirTorki مطرح شده می پردازیم. دکتر Torki فردی تونسی با مدرک دکترا در زمینه علوم هسته ای و پایه گذار و ویرایش گر مجله علمی Science et foi (علم و ایمان) و نویسنده کتاب L’Islam Religion de la Science می باشد. [۳]

پیش گویی علم مدرن

این نویسندگان رساله های دفاعی تلاش بسیاری برای یافتن شاخص هایی از دانش علمی مدرن در قرآن نموده اند و سپس ادعا می کنند که این ها سند معجزه آسا سرچشمه گرفتن آن از خداوند می باشند. این اشتباه نیست، اما در بررسی های آتی نتایج به وضوح چیزی نیست که آن ها ادعا کرده اند، و همان طور که ما در پایان این فصل خواهیم دید، در باره بعضی از این ادعا ها مشکلات خداشناسانه ای وجود دارند.

 

  1. چرخه آب

دکتر Bucaille [4] و دکتر Torki [4] هر دو ادعا می کنند که قرآن فرآیند چرخه آب را به صورت زیر پیش گویی کرده است: (۱) تبخیر از دریا و زمین؛ (۲)تبدیل شدن به ابر؛ (۳) بارش باران؛ که (۴ الف) باعث ثمر دهی زمین، و (۴ ب) دوباره پر کردن ذخایر آب می شود که خود را به وسیله چشمه های جوشان و چاه های پر آشکار می سازد.

دکتر Bucaille اظهار می کند که تا اواخر قرن شانزدهم “بشر دیدگاهی غیر دقیق نسبت به چرخه آب داشته است”، و به این دلیل، جملات متعدد در قرآن که بازتاب کننده علم چرخه آب می باشند نمی توانند منشاء انسانی داشته باشند.

وی از سوره های ۵۰: ۱۱-۹، ۳۵: ۹، ۳۰: ۴۸، ۷: ۵۷، ۲۵: ۴۹-۴۸، و ۴۵: ۵، به عنوان آیات در بر گیرنده مراحل ۲، ۳ و ۴الف نقل می کند. و ما به عنوان مثال به سوره مکی ارتفاعات (الاعراف) نگاهی می اندازیم ۷: ۵۷،

“(خداوند) کسی است که بادها را مانند سورچیان از روی رحمت خود فرستاده است. در حالی که (۲) ابرهای بارور را حمل می کنند، آن ها را به سمت سرزمین های مرده هدایت می کنیم. سپس ما موجب (۳) فرو ریختن آب و به وسیله آن (۴الف) آوردن ثمره به هر موجودی می شویم. پس ما مرده را با ثمر ساختیم. شاید به خاطر آورید”.

برای بیان مرحله ۴ب آیات سوره های ۲۳: ۱۹-۱۸، ۱۵: ۲۲ و سوره مکی جماعت (الزمر) ۳۹: ۲۱ را شاهد می آورد،

آیا ندیدید که خدا آب را از آسمان نازل کرد و آن را (۴ب) روی زمین جاری ساخت؟ و سپس زمین هایی با رنگ های مختلف را رویاند”.

البته این آیات دارای صحت می باشند، اما پرسش این است که آیا آن ها علم را پیش گویی کرده و در نتیجه وحی الهی را ثابت می کنند؟ پاسخ قاعدتا “نه” است. هر مرد یا زنی، حتی کسانی که در شهر زندگی می کنند می توانند مراحل ۲ و ۳ و ۴الف را شرح دهند. و هر فردی که در زمان خشکسالی در ارتباط با کشاورزان باشد می شنود که می گویند چشمه و چاه هایشان خشک شده است، که نشان دهنده علم مرحله ۴ب می باشد که می گوید باران منبع آب های زیر زمینی است.

اما مرحله (۱)- تبخیر به عنوان منبع باران ابرها چه طور؟ درک این موضوع ممکن است تنها به وسیله مشاهده دشوارتر باشد و در هیچ یک از آیات قرآنی به آن اشاره نشده است.

دکتر Torki متوجه این فقدان شده و سوره مکی النباء ۷۸: ۱۶-۱۲ را به عنوان جایگزین معرفی کرده است. این طور می خوانیم،

و ما بالای سر شما هفت (بهشت) قدرتمند ساخته ایم و چراغی نورانی را قرار دادیم، و از ابرها به وفور آب فرو فرستادیم تا باشد که به وسیله آن موجب رویاندن دانه ها،گیاهان و باغ ها شویم”.

او در اینجا مایل است که با ارجاع “چراغ نورانی” به خورشید فرض اساسی را ایجاد کند، که با ادامه پیدا کردن به وسیله باران مرحله مفقود ۱ را روشن سازد. این موضوع کاملا غیر ممکن نیست اما بعید به نظر می رسد. خورشید و باران موارد هشتم و نهم فهرست موهبت های خدا هستند، فهرستی که شامل موارد غیر مرتبطی مانند خواب و ازدواج است. هیچ دلیلی وجود ندارد که یک عرب قرن ۷ یا یک فرد متعلق به قرن بیست ملتزم به درک رابطه اثر و تاثیر بین خورشید و باران باشد.

از طرف دیگر هنگامی به کتاب تورات عهد قدیم روی می آوریم، سه مرجع را می یابیم که مرحله دشوار ۱را به وضوح توضیح می دهند.

در کتاب آموس پیامبر ۵: ۸، که ۱۳۰۰ سال قبل از هجرت نوشته شده است، می خوانیم که،

“او کسی که پروین (هفت دختر اطلس که طبق روایات یونانی تبدیل به هفت ستاره شدند-مترجم) و منظومه النسق را آفریده، کسی که تاریکی را به صبح و روز تیره را به شب تبدیل کرده، کسی که (۱) آب دریا ها را فراخوانده و (۳) آن ها را بر چهره زمین روان ساخته اند – نام او پروردگار است.

در کتاب اسحاق پیامبر ۵۵: ۱۱-۹ نیز در ۱۳۰۰ سال قبل از هجرت گفته شده،

همان طور که بهشت ها بالاتر از زمین هستند،

راه های من برتر از راه های شما است.

و اندیشه من والاتر از اندیشه شما می باشد.